چرخش غافلگیرکننده ایلان ماسک؛ آیا ساخت شهر روی ماه رویای مریخ را به حاشیه میبرد؟
ایلان ماسک که سالها مریخ را تنها مقصد نهایی بشر برای گریز از نابودی میدانست، اکنون با چرخشی استراتژیک و غافلگیرکننده، ماه را به اولویت نخست اسپیسایکس تبدیل کرده است. این تصمیم که در نگرانیهای عمیق او از وقوع فجایع احتمالی روی زمین و ضرورت دستیابی سریع به سکونتگاهی خودکفا ریشه دارد، قمر زمین را از عامل حواسپرتی به پایگاه حیاتی و پلهای برای تسخیر منظومه شمسی ارتقا داده است. با توجه به پنجرههای پرتاب کوتاهمدت و فاصلهی اندک ماه، ماسک امیدوار است طی کمتر از یک دهه، نخستین شهر خودکفا را در ماه بنا کند.
ساخت شهر در ماه و چرخش اسپیسایکس از سیاره سرخ به سمت قمر زمین، به هیچ عنوان به معنای عقبنشینی از آرمان مریخ نیست، بلکه پاسخی هوشمندانه به ضرورت سرعتیافتن فرآیند چندسیارهای شدن گونه انسان محسوب میشود. ماه از منظر تحلیلهای علمی و تخصصی، نقش یک ایستگاه میانی حیاتی را ایفا میکند که به دلیل فاصلهی اندک با زمین، از نظر لجستیکی بسیار در دسترستر بوده و امکان دستیابی به آن در بازهی زمانی کوتاهتری فراهم است.
نقشه جدید ماسک؛ چرا ماه بر مریخ پیشی گرفت؟
عامل کلیدی در دگرگونی راهبردی را باید در نگرانیهای عمیق ماسک نسبت به وقوع سناریوهای فاجعهبار احتمالی در زمین جستوجو کرد. این کارآفرین پیشرو معتقد است تضمین تداوم تمدن مستلزم برپایی هرچه سریعتر یک پایگاه دائمی در خارج از جو زمین خواهد بود. نزدیکی ماه به زمین در مقایسه با مریخ، برپایی شهری فرازمینی را به هدفی کوتاهمدت و دسترسپذیر تبدیل میکند که میتواند به عنوان بستری حیاتی برای آزمودن فناوریهای حفظ حیات و سیستمهای پیچیده سوخترسانی فضایی مورد استفاده قرار گیرد. پیمودن این مسیر پلهای در نهایت سبب میشود تا سفر طولانی و مخاطرهآمیز به اعماق منظومه شمسی و سیاره مریخ با ضریب اطمینان بسیار بالاتری محقق شود.
ایلان ماسک، به عنوان ثروتمندترین فرد جهان، همواره با نگاهی معطوف به تسخیر سیاره سرخ شناخته شده است. بنیانگذار اسپیسایکس از زمان تأسیس این شرکت در سال ۲۰۰۲ میلادی، بارها بر این موضوع تأکید داشته که هدف غایی او ایجاد بستری مناسب برای سکونت دائمی انسان در مریخ است. وبسایت رسمی اسپیسایکس نیز با قراردادن مریخ در کانون توجه خود، با رویکردی علمی و مستدل توضیح میدهد که چرا چهارمین سیارهی منظومه شمسی، آرمانیترین مقصد برای گسترش کاوشهای بشری و تداوم تمدن در خارج از مرزهای زمین محسوب میشود.
رویکرد پیشین ماسک نسبت به قمر زمین همواره با نوعی بیتفاوتی و حتی نگاهی تقلیلگرایانه همراه بوده است. تحلیل رفتارهای گذشتهی او نشان میدهد که ماه را گزینهای فرعی میپنداشت؛ بهطوری که تنها ۱۳ ماه پیش، با پافشاری بر استراتژیهای بلندپروازانه خود اعلام کرد که اسپیسایکس بدون توقف و بهطور مستقیم به سوی مریخ حرکت خواهد کرد. قمر طبیعی زمین در آن برهه زمانی از دیدگاه ماسک تنها «عامل حواسپرتی» قلمداد میشد که میتوانست توان مهندسی و تمرکز استراتژیک تیمهای عملیاتی را از هدف اصلی و بنیادین شرکت منحرف سازد.
تغییر ناگهانی و غافلگیرکننده در مواضع اخیر ایلان ماسک نشان میدهد که اسپیسایکس اکنون برنامههای استقرار و سکونتگاهی خود را، دستکم در چشماندازی کوتاهمدت روی ماه متمرکز کرده است. بهگزارش اسپیسداتکام، بنیانگذار این شرکت یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴، از طریق پلتفرم اجتماعی ایکس اعلام کرد که استراتژی جدید مجموعه بر ساخت شهری با قابلیت توسعه خودکار در ماه استوار است؛ چرا که پتانسیل دستیابی به این هدف در بازهای کمتر از ۱۰ سال وجود دارد، در حالی که تحقق پروژهای مشابه در مریخ به بیش از دو دهه زمان نیاز خواهد داشت.
اسپیسایکس اکنون برنامههای استقرار و سکونتگاهی را بر ماه متمرکز کرده، اما هدف نهایی مریخ است
تداوم مأموریت اصلی اسپیسایکس بر گسترش مرزهای حیات و آگاهی بشر در میان ستارگان متمرکز است و تغییرات اخیر صرفاً مسیری متفاوت برای رسیدن به این هدف محسوب میشود. ایلان ماسک با تکیه بر محاسبات نجومی توضیح میدهد که محدودیتهای مداری مریخ، امکان پرتاب را تنها هر دو سال یکبار صادر میکنند و هر سفر نیز شش ماه به طول میانجامد؛ در حالی که مسیر ماه بسیار منعطفتر است و میتوان هر ۱۰ روز یکبار به سمت آن پرتاب داشت و تنها در دو روز به مقصد رسید.
برتری لجستیکی ماه و کوتاهی مسیر نیز باعث میشود تا عملیاتهای ساختوساز و انتقال تجهیزات با تکرار و سرعت بسیار بیشتری نسبت به مریخ انجام شود و رویای برپایی نخستین شهر فضایی، بسیار زودتر در قمر زمین رنگ واقعیت به خود بگیرد.
اشاره به تغییر رویکرد راهبردی، نخستین بار هفتهی گذشته و در جریان ارائهی جزئیات مربوط به منظومه عظیم ماهوارههای مرکز داده اسپیسایکس مطرح شد. تفاوت در فواصل زمانی پرتاب که ماسک بر آن تأکید دارد، از منظر مکانیک مداری به مفهوم «پنجرههای انتقال» بازمیگردد که در مورد ماه بسیار منعطفتر و دردسترستر از الگوهای پیچیده مداری مریخ است. تمرکز بر ماه به عنوان اولویتی جدید، مسیری منطقی برای آزمون فناوریهایی است که در نهایت تمدن بشری را به اعماق فضا هدایت خواهند کرد.
استارشیپ در نقش تانکر؛ چالش سوخترسانی در مدار زمین
استارشیپ به عنوان پیشرفتهترین ابرموشک با قابلیت استفاده مجدد کامل، مسئولیت خطیر پرتاب منظومهی عظیم ماهوارهای را بر عهده دارد و نقشی محوری در استراتژی اسپیسایکس برای ایجاد سکونتگاههای فرازمینی ایفا میکند. ایلان ماسک در بهروزرسانی اخیر خود، بر توانمندیهای خیرهکنندهی این فضاپیما در عملیاتهای قمری تأکید ویژهای داشت. پیشرفتهای پیشگامانه در حوزههایی نظیر فناوری انتقال سوخت در مدار، این امکان را فراهم میآورد تا استارشیپ ظرفیت ترابری عظیمی را برای فرود بر سطح ماه به کار بگیرد.
استقرار دائمی در سطح ماه، دریچهای نوین به سوی فعالیتهای علمی و تولیدی در ابعاد صنعتی خواهد گشود. کارخانههای مستقر در قمر زمین میتوانند با بهرهگیری از منابع بومی ماه، ماهوارههای موردنیاز را تولید و آنها را به اعماق فضا اعزام کنند. بهرهگیری از منجنیقهای الکترومغناطیسی (Mass Driver) در کنار زیرساختهای صنعتی ماه، ظرفیت انتقال سالانه ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تراوات بر سال ماهوارههای مبتنی بر هوش مصنوعی را به فضای عمیق فراهم میسازد. تحقق این چشمانداز به معنای جهش معنادار تمدن بشری در «مقیاس کارداشف» و مهار بخش چشمگیری از انرژی تابشی خورشید خواهد بود.
صعود در مقیاس کارداشف؛ رویای تولید صنعتی در قلب ماه
مقیاس کارداشف در لایههای علمی خود، معیاری برای سنجش سطح پیشرفت فنی تمدنها براساس میزان انرژی مصرفی آنها ارائه میدهد. اشارهی ماسک به این مفهوم نشاندهندهی استراتژی کلانی است که فراتر از کاوشهای ساده فضایی، بر تبدیلشدن انسان به تمدن تراز اول جهانی و در نهایت، تمدن نوع ۲ تمرکز دارد. استفاده از منابع استراتژیک ماه برای تولید انرژی و توسعه زیرساخت، گامی بنیادین در جهت کنترل کامل انرژی ستارهای و تثبیت جایگاه انسان در سلسلهمراتب تمدنهای کیهانی محسوب میشود.
مقیاس کارداشف که ریشه در نظریات نیکولای کارداشف، دانشمند برجستهی شوروی سابق در سال ۱۹۶۴ دارد، تمدنهای کیهانی را بر مبنای میزان انرژی تحتکنترلشان طبقهبندی میکند:
- تمدن نوع ۱ قادر است تمامی منابع انرژی سیاره مادر خود را مهار کند.
- تمدن نوع ۲ با بهرهگیری از ابرسازههایی همچون کره دایسون، کل خروجی انرژی ستاره خود را به خدمت میگیرد.
- تمدن نوع ۳ نیز تمامی توان تولیدی کهکشان میزبان را در اختیار دارد؛ واقعیتی که نشان میدهد بشر هنوز حتی موفق به دستیابی به سطح نخست این مقیاس نشده است.
ایدهی راهاندازی مراکز داده در خارج از جو زمین، طبق گفتههای ایلان ماسک در پست روز دوشنبه ۲۱ بهمن، تنها یک مزیت جانبی در استراتژی نوین تمرکز بر ماه محسوب میشود. بنیانگذار اسپیسایکس علت بنیادین تغییر اولویت را نگرانی از وقوع فجایع طبیعی یا بحرانهای ساخته دست بشر میداند که میتواند به قطع زنجیرهی تأمین و ارسال فضاپیماهای پشتیبان از زمین منجر شود و بقای کلونیهای نوپا را به خطر بیندازد. دستیابی به شهر خودکفا و توسعهیافته در ماه طی کمتر از ۱۰ سال امکانپذیر است، در حالی که چرخهی پرتاب محدود ۲۶ ماهه مریخ، فرآیند را به بیش از ۲۰ سال افزایش میدهد؛ موضوعی که برای ماسک اهمیت حیاتی دارد.
آرمان سکونت در مریخ همچنان در فهرست اهداف بلندمدت اسپیسایکس باقی مانده و رویکرد جدید صرفاً به معنای بازنگری در جدول زمانی پروژههاست. ماسک در اظهارات اخیر خود خاطرنشان کرد که پروژه مریخ طی پنج یا شش سال آینده آغاز شده و بهطور موازی با توسعه ماه پیش خواهد رفت، اما در فاز نخست، تمرکز عملیاتی بر قمر زمین معطوف خواهد بود. نخستین پرتاب سرنشیندار به سمت سیاره سرخ نیز براساس پیشبینیهای فعلی وی، احتمالاً در سال ۲۰۳۱ میلادی محقق خواهد شد.
سایه رقابت بر سر ماه
تلاشهای اسپیسایکس برای تحقق مأموریتهای سرنشیندار به مقصد قمر زمین، با وجود تازگی موضوع تمرکز بر سکونتگاههای دائمی، سابقهای پنجساله دارد. ناسا در آوریل ۲۰۲۱ بهطور رسمی اعلام کرد که استارشیپ را به عنوان نخستین ماهنشین سرنشیندار برای برنامهی آرتمیس انتخاب کرده؛ پروژهای کلان که استقرار حضور پایدار و دائمی انسان در سطح و مدار ماه را تا حوالی سال ۲۰۳۰ هدفگذاری کرده است.
فرود اولین گروه از فضانوردان بر سطح ماه در قالب مأموریت آرتمیس ۳ برای سال ۲۰۲۸ برنامهریزی شده است، هرچند تحقق این بازهی زمانی مستلزم موفقیت کامل در مأموریت آرتمیس ۲ خواهد بود. مأموریت آرتمیس ۲ که شامل اعزام چهار فضانورد به مدار ماه و بازگشت موفقیتآمیز آنها به زمین است، احتمالاً در ماه آینده کلید میخورد و نقشی تعیینکننده در پیشبرد این نقشه راه ایفا میکند.
آمادگی فنی استارشیپ به عنوان ستون فقرات مأموریت، چالشی است که با وجود گذراندن ۱۱ پرتاب آزمایشی زیرمداری، هنوز با قطعیت کامل فاصله دارد. این موشک غولآسا برای رسیدن به استانداردهای عملیاتی باید مراحل توسعهای متعدد، از جمله انجام یک مأموریت مداری کامل و اثبات توانمندی سوختگیری در فضا را با موفقیت پشت سر بگذارد.
عملیاتهای قمری استارشیپ از منظر فنی به فرآیند پیچیدهای وابسته هستند که طی آن، هر مأموریت نیازمند ۱۰ تا ۱۲ پرتاب مجزای تانکر برای تأمین سوخت مورد نیاز فضاپیمای اصلی در مدار زمین است. بروز نگرانیهایی درباره سرعت توسعهی این فناوری باعث شد تا شان دافی، سرپرست پیشین ناسا، موضوع رقابتیکردن قراردادهای ماهنشین و ورود شرکتهایی نظیر «بلو ارجین» را مطرح کند.
تغییرات مدیریتی در ناسا و انتصاب جرد آیزاکمن، کارآفرین و فضانورد باسابقهی اسپیسایکس، احتمالاً از شدت فشارهای پیشین کاسته است، اما رقابت در عرصه صنایع فضایی همچنان با قدرت ادامه دارد. بلو ارجین با تعلیق دوسالهی پروازهای گردشگری خود، تمام توان مهندسیاش را روی پروژهی رساندن انسان به ماه متمرکز کرده تا در این مسابقهی استراتژیک از قافله عقب نماند.


