رؤیای دنیای بیقانون ترامپ محقق نمیشود
در این بین، تکبر دونالد ترامپ رئیسجمهور امریکا موضوع جدیدی نیست. هانس فرانک وکیل آدولف هیتلر هم زمانی فردی متکبر بود. ژنرال آگوستو پینوشه نیز همینطور. وقایع عراق، جنجال بر سر پروتکل خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت)، ایرلند شمالی و بسیاری از فجایع دیگر نیز موارد مشابهی هستند که با گذشت زمان، واقعیت خود را نشان میدهند
در دنیای پس از زیر پا گذاشتن قانون، ممکن است انتظار داشته باشید که دادگاهها و محاکم بینالمللی در حالت فروپاشی یا ناپدیدشدن باشند و البته چند دادگاه کار خود را تمام کرده یا از هم پاشیدهاند و شماری از کشورها در حال ترک برخی دادگاهها هستند، اما تعداد این دادگاهها بسیار اندک است و بسیاری از دادگاهها و مراجع قضایی دیگر، بیش از هر زمان دیگری مشغول به کار هستند
جوان آنلاین: ترامپ و امثال او، در رؤیای جهانی بدون قوانین بینالمللی هستند، اما این رؤیا محقق نخواهد شد. تاریخ به ما نشان داده است که پس از ایجاد قوانین و نهادهای بینالمللی، جهان به سوی تخریب جزئی آنها و بازسازی براساس آنچه پیش از آن وجود داشته است، میرود.
سال ۱۹۴۵ میلادی، لحظهای سرنوشتساز در حقوق بینالملل بود. سازمان ملل متحد و دادگاه نظامی بینالمللی برای بررسی جنایات جنگی رخداده در طول جنگ جهانی دوم شکل گرفت. الان و با گذشت ۸۰ سال از آن دوران، این گفتمان قدرت گرفته است که ما در حال گذر از لحظه تغییر بزرگ به سوی جهانی بدون چنین قوانینی هستیم. بنابراین ما در جهانی بدون قانون زندگی نمیکنیم. ما در جهانی هستیم که در آن برخی میخواهند بعضی از قوانین بینالمللی را کنار بگذارند یا لغو کنند و این مبارزهای است که در جریان است. بدون شک، اوضاع ممکن است قبل از بهتر شدن، به سوی بدتر شدن برود، اما تاریخ در طول قرنها، الگویی را نشان میدهد و آن الگو بیانگر این حقیقت است که پس از تدوین قوانین و نهادهای بینالمللی، تخریب جزئی آنها سپس بازسازی صورت میگیرد و این بازسازی عموماً براساس آنچه قبلاً بوده، صورت میگیرد و از این پس نیز چنین خواهد شد.
همه همراهی نمیکنند
در این بین، تکبر دونالد ترامپ رئیسجمهور امریکا موضوع جدیدی نیست. هانس فرانک وکیل آدولف هیتلر هم زمانی فردی متکبر بود. ژنرال آگوستو پینوشه نیز همینطور. وقایع عراق، جنجال بر سر پروتکل خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت)، ایرلند شمالی و بسیاری از فجایع دیگر نیز موارد مشابهی هستند که با گذشت زمان، واقعیت خود را نشان میدهند و افراد دخیل در این مسائل، یاد میگیرند که باید رویکردی داشته باشند که منجر به توافقاتی خواهد شد و آن توافقات به نوعی تحت حاکمیت قوانین بینالمللی خواهند بود. شاید امروزه کنار گذاشتن توافقنامه ۱۹۴۵ وسوسهانگیز به نظر برسد و به همین دلیل، ترامپ نشان داده است کمی خودنمایی میتواند امکان تحریم کنفرانس تغییرات اقلیمی یا سیاست کشتن قاچاقچیان موادمخدر در دریای کارائیب را ایجاد کند، اما اینها سیاستهایی نیستند که در درازمدت پایدار باشند، چراکه واکنش دیگران را به دنبال خواهند داشت. گزارشها حاکی از این است که بریتانیا از ترس همدستی در جرم و جنایت، حمایت اطلاعاتی خاصی از ایالات متحده در کارائیب را متوقف کرده است و ژان نوئل بارو وزیر امور خارجه فرانسه نیز اعلام کرد: «ما با نگرانی عملیات نظامی در منطقه کارائیب را زیر نظر داشتیم، زیرا آنها قوانین بینالمللی را نقض میکنند.»
هنوز قوانین بیاعتبار نشدهاند
در ماه سپتامبر (۲۰۲۵)، فایننشال تایمز سرمقالهای با عنوان «جهان بدون قانون» منتشر کرد. این دیدگاه بر اساس دو واقعه مطرح شد: «یکی حمله موشکی اسرائیل به ساختمانی که میزبان مقامات حماس در قطر بود و دیگری، پرواز ۱۹ پهپاد روسی به حریم هوایی لهستان.» در گزارش فایننشال تایمز آمده که این نقض نظم مبتنی بر قانون قبلی، اکنون نوعی هرج و مرج و گسترش خشونت ایجاد کرده است. دیگران، دیدگاهی دارند که به نظر خوشبینانهتر یا پذیرندهتر میآید. در برخی مجامع به «نظام مبتنی بر قانون» و نگرش کسانی که از ادامه نقش آن حمایت میکنند، پرداخته شد. پارسال «جان بو» استاد تاریخ در کالج کینگ لندن و مشاور سیاست خارجی در زمان بوریس جانسون، دیدگاه برخی را به چالش کشید و نوشت: «هر چقدر هم که آرزو کنیم اینطور باشد، امروز در دوران حاکمیت قانون نیستیم؛ و به هر کجا که نگاه میکنیم، شاهد حاکمیت قانون هستیم.» او معتقد است، کسانی که در صحنه جهانی فعالیت میکنند، عمداً قوانین نظم بینالمللی قانونی پس از ۱۹۴۵ را زیر پا میگذارند و در این زمینه، به حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ اشاره کرد. این قطعاً یک دیدگاه است، اما آیا واقعاً اینطور است که صرفاً قدرت در همه جا اعمال میشود؟ من تعجب میکنم. اولاً توسل به قدرت موضوع جدیدی نیست. حمله به قوانین بینالمللی از سال ۱۹۴۵ کم و بیش وجود داشته است. مدتها قبل از اوکراین یا قطر یا هواپیماهای بدون سرنشین بر فراز لهستان، تحولات مجارستان، چکسلواکی، ویتنام، لائوس و کامبوج، افغانستان، جمهوری دموکراتیک کنگو و عراق رخ دادند، به طوری که پیدا و پنهان، انبوهی از بیقانونی آشکار رخ داده است. بدون شک، امروزه بیقانونی به شکل گستردهای وجود دارد. دستکم، در رابطه با برخی از قوانین حقوق بینالملل با توجه به آنچه در اوکراین و در اسرائیل/فلسطین و در سودان و سایر نقاط در حال وقوع است، میتوان ابعاد گسترده بیقانونی را مشاهده کرد. اونا هاتاوی استاد دانشگاه ییل نیز معتقد است که حمایت از غیرنظامیان تحت قوانین بینالمللی، در معرض از بین رفتن است، اما این واقعیت که برخی از قوانین نقض میشوند به معنای از بین رفتن آنها نیست و قوانین مندرج در کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹ و پروتکلهای ۱۹۷۷ در مورد حمایت از غیرنظامیان در زمان درگیریهای مسلحانه، در مواجهه با حملات به غیرنظامیان در اوکراین و اسرائیل در ۷ اکتبر یا متعاقباً در غزه یا در بخشهایی از سودان، بیاعتبار نشدهاند.
تهدید لیبرال دموکراسی
در حالی که بدون شک برخی از قوانین مورد بیاعتنایی قرار میگیرند و این بیاعتنایی به شدت جدی است، اما اکثریت قریب به اتفاق قوانین حقوق بینالملل همچنان مورد احترام هستند و به شیوهای کاملاً مؤثر اجرا و اعمال میشوند. هر جنبهای از زندگی روزمره ما تحت تأثیر قانون بینالملل است. این قانون در پشت صحنه عمل میکند؛ نامرئی، بیصدا، یکپارچه و مؤثر. در دنیای پس از قوانین، انتظار میرود که قانونگذاری بینالمللی متوقف شود، اما این اتفاق نیفتاده است. در ماههای اخیر، کشورها توافق کردهاند که در مورد کنوانسیون جدید سازمان ملل در مورد پیشگیری و مجازات جنایات علیه بشریت مذاکره کنند و پیمان جدیدی را برای ایجاد اولین دادگاه بینالمللی در مورد جرم تجاوز از زمان نورنبرگ، در رابطه با اشغال اوکراین تصویب کردند. در دنیای پس از زیر پا گذاشتن قانون، ممکن است انتظار داشته باشید که دادگاهها و محاکم بینالمللی در حالت فروپاشی یا ناپدید شدن باشند. در واقع، چند دادگاه کار خود را تمام کرده یا از هم پاشیدهاند و شماری از کشورها در حال ترک برخی دادگاهها هستند، اما تعداد این دادگاهها بسیار اندک است و بسیاری از دادگاهها و مراجع قضایی دیگر، بیش از هر زمان دیگری مشغول به کار هستند. دیوان بینالمللی دادگستری در حال حاضر ۲۳ پرونده جنجالی در دستور کار خود دارد و این تعداد، بیش از هر زمان دیگری است که به یاد دارم. عملکرد نظر مشورتی دیوان در سالهای اخیر، مشارکت بیسابقهای را به خود جلب کرده است، به طوری که ۳۷ کشور در جلسات نظر مشورتی در مورد جزایر چاگوس شرکت کردند که منجر به تصمیم فوریه ۲۰۱۹ مبنی بر غیرقانونی بودن جدایی مجمعالجزایر چاگوس از موریس شد و امسال، ۹۸ کشور در نظر مشورتی در مورد تغییرات اقلیمی شرکت کردند. این بالاترین سطح مشارکت در هر پروندهای در تاریخ دیوان است. با این حال، من حمله به بخشهایی از حقوق بینالملل را که از برخی جهات در حال انجام است، نادیده نمیگیرم. همانطور که جولیانو دا امپولی در کتاب خود با عنوان «ساعت شکارچی» بیان میکند، طبقه پوپولیست جدید، نیروهای سیاسی و فاتحان دیجیتال، نه تنها وکلا، بلکه قوانین و نهادهای آنها دادگاهها و قضات آنها، تعهد پس از ۱۹۴۵ به قوانین تجارت آزاد، حقوق افراد و گروهها و استفاده از زور را به دشمن تبدیل کردهاند. او مینویسد اگر حملات آنها موفقیتآمیز باشد، نه تنها احزاب وکلا و تکنوکراتها از بین خواهند رفت، بلکه دموکراسی لیبرال نیز به شکلی که تا به امروز میشناسیم، از بین خواهد رفت.
*استاد حقوق در دانشگاه کالج لندن | گاردین ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵
منبع: روزنامه جوان


