منش در یادها می‌ماند نه عنوان و صندلی

رسول خادم، پهلوانی از جنس مردم

رسول خادم در المپیک 2016 ریو

جامعه مسیر خودش را انتخاب می‌کند؛ حتی اگر ساختار قدرت مسیر دیگری برود.

طرفداری | ویدیوی استقبال مردم از رسول خادم در زورخانه و نواخته‌شدن چندباره زنگ توسط مرشد، تنها یک حرکت نمادین نبود؛ این تصویر یک‌بار دیگر پرده از واقعیتی برداشت که سال‌هاست در گوشه‌وکنار ورزش ایران زمزمه می‌شود: محبوبیت اجتماعی محصول قدرت نیست، محصول اعتماد مردم است.

خادم سال‌هاست فراتر از میدان‌های ورزشی، در میدان‌های اجتماعی قدم گذاشته؛ کنار مردم ایستاده، به مشکلات آنان گوش داده و بارها بی‌هیاهو به یاری کسانی شتافته که کسی به فکرشان نبود. همین منش انسانی است که او را در حافظه جمعی و قلب مردم جا داده است، نه عنوان‌ها و نه صندلی‌ها.

اما پرسش اصلی این روزها چیز دیگری است:

اگر چنین چهره‌ای تا این اندازه مورد احترام و اقبال عمومی است، چرا ساختار رسمی ورزش چندان تمایلی به حضور او نشان نداده است؟

پاسخ نه در افراد، بلکه در تفکری نهفته است که سال‌ها در بخش‌هایی از ساختار قدرت جا خوش کرده؛ تفکری که حضور چهره‌های مستقل، مردمی و دارای پایگاه اجتماعی را با هراس نگاه می‌کند؛ گویی محبوبیت نوعی تهدید است. نتیجه آن، کنار گذاشتن چهره‌هایی است که سرمایه‌شان مردمی است، نه سیاسی.

این رویکرد سال‌هاست در ورزش ایران دیده می‌شود؛ جایی که به‌جای بهره‌گیری از سرمایه اجتماعی چهره‌هایی مانند خادم، ترجیح داده می‌شود آن‌ها در حاشیه بمانند، مبادا صدای متفاوتی باشند یا نگاه منتقدانه‌ای داشته باشند. در این تفکر، وفاداری به حوزه‌ی قدرت مهم‌تر از جایگاه اجتماعی است. و درست همین‌جاست که فاصله میان مردم و تصمیم‌گیران ایجاد می‌شود.

با این حال، استقبال اخیر نشان داد جامعه مسیر خودش را انتخاب می‌کند؛ حتی اگر ساختار قدرت مسیر دیگری برود. آن زنگ‌های پیاپی تنها برای یک قهرمان سابق نبود؛ پژواکی بود از احترام مردمی به کسی که صدا و درد آن‌ها را شنیده است.

محبوبیت خادم یک پیام و تلنگر آرام اما روشن دارد: «قدرت می‌تواند حضور یک چهره را محدود کند، اما نمی‌تواند حضور او را از دل مردم حذف کند.»

و شاید همین حقیقت ساده است که برخی ساختارها از آن واهمه دارند.

استقبال ویژه از رسول خادم در زورخانه


 

پیشنهادی باخبر