عجیب‌ترین روز تاریخ فوتبال ایران با دو سرنوشت متفاوت

شاید اغراق نباشد اگر بگوییم هشتم آذر یکی از عجیب‌ترین روزهای تاریخ فوتبال ایران است؛ روزی گره خورده به دو مسابقه مهم ملی با دو موج متناقض از احساسات مردمی.

کانال تلگرامی تک به تک: شاید اغراق نباشد اگر بگوییم هشتم آذر یکی از عجیب‌ترین روزهای تاریخ فوتبال ایران است؛ روزی گره خورده به دو مسابقه مهم ملی با دو موج متناقض از احساسات مردمی.

هشتم آذر هفتادوشش، تساوی ایران در خاک استرالیا، به شکل معجزه‌آسایی تیم ملی را بعد از بیست سال به جام‌جهانی رساند و بزرگترین و خودجوش‌ترین شادی خیابانی چهل سال گذشته را ساخت. پیر و جوان، کودک و بزرگسال و زن و مرد در کنار هم رقصیدند و اشک ریختند. مردم از هر سنخی و با هر باوری کنار هم پایکوبی کردند. آن روز انگار هیچ لهجه و مرز و فاصله‌ای وجود نداشت، یک روح در کالبد میلیون‌ها تن دمیده بود و تنها یک نام در جای جای این سرزمین به گوش می‌خورد؛ ایران، ایران.

1

هشتم آذر هزاروچهارصدویک اما، تیم ملی ایران با شکست برابر آمریکا از مرحله گروهی جام‌جهانی حذف شد، بی‌آنکه این ناکامی، تاثر چندانی برانگیزد و همدلی بزرگی همراه بیاورد. بازیکنان این تیم در قطر مثل غریبه‌ها اشک می‌ریختند و آغوشی نمی‌یافتند. 

0

این که چرا کار به اینجا رسید، مثنوی هفتادمن کاغد است و هزار علت دارد. شاید اما یکی از مهم‌ترین دلایلش این بود که آن قدیم‌ها تیم ملی هنوز «معصومیت» داشت، اصحاب قدرت آن را برای اهداف خودشان تصاحب نکرده بودند و مردم مثل میراث مشترک ملی، دوستش داشتند. در ملبورن، هیچ تماشاگری برای صدا کردن نام ایران، پول و رانت و اضافه‌کاری نگرفت و از فلان ارگان و نهاد به سمت سکوها گسیل نشد.

برای آن مردم عاشق، تیم ملی، دکان و دستک و بیزینس یا بهانه بالا رفتن از مدارج سیاسی نبود. آنها واقعا کشورشان را دوست داشتند، بدون پول بلیت و هتل و لابی و هزار کثافت‌کاری دیگر. هشتم آذر اما گواهی می‌دهد شما توانستید تیم ملی را هم از ملت بگیرید، مثل خیلی چیزهای دیگر.

وب گردی

پیشنهادی باخبر