سخت اما دستیافتنی
ایران و پاکستان همزمان با تحولات سریع و بزرگی که در منطقه شکل میگیرد، چرا نیاز به شروع یک تعامل راهبردی دارند یا این تعامل و ارتباط در چه حوزههایی میتواند جدیتر باشد؟
باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمدرضا کمیلی* - رسانههای پاکستانی، سفر «علی لاریجانی» دبیر شورای عالی امنیت ملی به پاکستان را یک سفر غیر معمولی و مهم تفسیر کردند. از آنجا که هم ایران و هم پاکستان در تصمیمگیریهای کلان خود به رأی و نظر شورای امنیت ملی استناد کرده و توجه خاصی به آن دارند، تعبیر رسانههای پاکستانی را میتوان از رصد دقیق آنها دانست. مدتی است که سفر مسئولین ایرانی و پاکستانی به خاک کشور همسایه خود بیشتر شده است و آنگونه که لاریجانی در دیدار با «سردار ایاز صادق» رئیس پارلمان پاکستان عنوان کرد باید منتظر آغاز سطح جدیدی از ارتباط میان تهران و اسلام آباد بود. سؤالی که شکل میگیرد، این است که ایران و پاکستان همزمان با تحولات سریع و بزرگی که در منطقه شکل میگیرد، چرا نیاز به شروع یک تعامل راهبردی دارند یا این تعامل و ارتباط در چه حوزههایی میتواند جدیتر باشد؟
ایران به عنوان یک کشور بزرگ و مهم در غرب آسیا و پاکستان به عنوان کشوری مهم در جنوب آسیا همواره بازیگرانی فعال بودهاند. از سوی دیگر مرز ۹۰۰ کیلومتری میان دو کشور همواره اهمیت به سزایی داشته است. جمهوری اسلامی پاکستان با هند، چین، افغانستان و ایران هممرز است، از سوی دیگر با هند و افغانستان دچار چالشهای جدی و تاریخی بوده که سبب تجربه جنگهای زیادی شده است؛ بنابراین تعامل دوستانه با ایران و چین برای اسلامآباد اهمیت فراوانی دارد. در سوی دیگر، ارتباط دوستانه با پاکستان برای ایران هم اهمیت فراوانی دارد، زیرا پاکستان پرجمعیتترین کشور همسایه ایران است و نه تنها از لحاظ اقتصادی کشوری مکمل به حساب میآید، بلکه چالشهای امنیتی زیادی نیز وجود دارد که حل آنها همدلی دو همسایه را میطلبد.
نکته مهم دیگر در ارتباط تهران و اسلام آباد این است که دشمنان مشترکی در کمین ارتباط دوستانه دو کشور نشستهاند و تمام تلاش خود را میکنند تا روابط حسنه و تاریخی ایران و پاکستان را تخریب کنند. رهبر معظم انقلاب در دیدار با عمران خان، نخست وزیر پیشین پاکستان به این حقیقت اشاره کرده و فرمودند «روابط میان دو کشور بر خلاف میل دشمنان آن باید تقویت شود.»
حال و با این مقدمه کوتاه، آغاز سطح راهبردی در ارتباط میان دو کشور را میتوان در مرحله اول به چشماندازی روشن از همکاریهای امنیتی میان دو کشور ارتباط داد. چالشهای امنیتی از زمان روی کار آمدن دولت طالبان در افغانستان به شکلی محسوس گریبان پاکستان را گرفته است و طی ماههای اخیر، اسلامآباد را وارد یک جنگ تمامعیار با کابل کرده است. وجود گروههای تروریستی که با منافع ایران و پاکستان تضاد دارند، سبب میشود تا مسئولین دو کشور در نبرد با تروریسم انگیزه لازم را برای همکاری داشته باشند، هر چند دخالت برخی کشورهای بیگانه سبب شده این همراهی با چالشهای جدی مواجه باشد.
دستیابی به توسعه ثبات و امنیت در گرو گسترش تعاملات فرهنگی و ارتباطات مردمی خواهد بود. دلیل این ادعا، علاقه فراوانی است که مردم کشور پاکستان به انقلاب اسلامی ایران دارند. روزنامه آمریکایی واشنگتنپست در سال ۲۰۱۳ و ضمن گزارشی به این موضوع پرداخته است. این رسانه تصریح کرده که ۷۶ درصد از مردم پاکستان به انقلاب اسلامی ایران علاقه دارند و از این منظر، پاکستان رتبه نخست جهان را دارا است. این ظرفیت عظیم بالقوه در ابعاد مختلف فرهنگی و اقتصادی زمینه بالفعل شدن را دارند.
به عنوان مثال در ارتباط اقتصادی میان دو کشور که گره کوری برای مسئولین سیاسی تهران و اسلامآباد به حساب میآید، مردم میتوانند نقشی مؤثر ایفا کنند. فعالان اقتصادی هر دو کشور در صورت مهیا شدن زیرساختهای لازم، امکان توسعه صادرات و واردات از همسایه خود را خواهند داشت. از آنجا که اقتصاد دو کشور مکمل هم است و حتی فعالان اقتصادی بیتوجه به تحریمهای ظالمانه، امکان تبادل مالی را نیز با روشهای جایگزین پیدا کردهاند، تنها مهیا کردن زیرساخت و تسهیل قوانین میتواند این مهم را دستیافتنی کند.
همچنین ارتباط گروههای علمی، نخبگانی، دانشجویان و حتی دانشگاههای دو کشور نیز حقیقتی دستیافتنی است. نباید فراموش کرد که پاکستان میزبان ۱۰.۸% از تمام ظرفیت فرهنگی خارج از کشور ایران است. به این معنا که ۹ مرکز فرهنگی ایران در شهرهای کراچی، حیدرآباد، مولتان، کویته، روالپندی، پیشاور، لاهورو اسلامآباد فعال هستند. این میزان از توجه در تمام جهان کمنظیر است و هیچ کشوری دیگری نمیتوان یافت که این اندازه فعالیت فرهنگی در آن امکانپذیر شده باشد. تمام این شواهد حاکی از آن است که توسعه فعالیتهای فرهنگی و اقتصادی در پاکستان با یک برنامهریزی درست و اصولی امکانپذیر است.
بدیهی است در سایه توسعه ارتباطات مردمی، نقشه دشمنان مشترک برای برهم زدن ارتباطات و همچنین دسیسههای گروههای تروریستی برای ایجاد شکاف میان دو کشور بیثمر خواهد شد و مردم دو کشور میتوانند سبب ایجاد امنیت نیز بشوند. متاسفانه از اربعین حسینی تاکنون مرز زمینی پاکستان از سوی دولت این کشور به روی زائرین بسته بوده است. هر چند در نگاه اولیه شاید به نظر برسد که ورود زائرین سبب ایجاد منافعی برای قشر خاص مانند هتلداران و فعالان صنعت حمل و نقل میشده، ولی حقیقت این است که زائرین پاکستانی بزرگترین رسانه ایران در پاکستان هستند و نقش بسیار مؤثری در خنثیسازی توطئه دشمنان و روایت رسانههای غربی ایفا کردهاند.
توجه مسئولین دو کشور به حل مسئله ورود زائرین پاکستانی باید به صورت جدی ادامه پیدا کند و حتی اگر مشکلاتی در ایالت بلوچستان پاکستان وجود دارد، با همدلی نهادهای نظارتی و امنیتی دو کشور حل شود تا زائرین پاکستانی بتوانند مانند گذشته چراغ ارتباط مردمی میان دو کشور را روشن نگه دارند. سفر مسئولین رسمی زمینههای لازم برای گفتوگوهای مستمر و حل اختلافات را در جلسات رسمی فراهم خواهد کرد، ولی حقیقت این است که بسط آن به حوزههای میدانی و مردمی، تحقق اهداف در نظر گرفته شده را ثابت خواهد کرد؛ در غیر این صورت محدود شدن نتایج جلسات به سطوح دولتی چندان کارا و کاربردی نخواهد بود.
*کارشناس مسائل پاکستان
پیشنهادی باخبر
تبلیغات


