بیگدلی در گفت‌وگو با ایلنا:

رفتار ترامپ با ساختار حقوقی و سیاسی آمریکا سازگار نیست/ تقابل با دموکرات‌ها فراتر از یک اختلاف سیاسی ساده است

رفتار ترامپ با ساختار حقوقی و سیاسی آمریکا سازگار نیست/ تقابل با دموکرات‌ها فراتر از یک اختلاف سیاسی ساده است

کارشناس مسائل آمریکا گفت: قانون اساسی الزام یا ضرورتی برای ایجاد محدودیت یا تأسیس نهاد ناظر بر رییس‌جمهوری پیش‌بینی نکرده و بعید است کنگره بتواند تغییری اساسی ایجاد کند.

علی بیگدلی، کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به احتمال تشکیل نهاد ناظر بر فعالیت‌های ترامپ و درگیری او با دموکرات‌ها در گفت‌وگو با ایلنا عنوان کرد: به صورت کلی در قانون اساسی آمریکا هیچ نهادی وجود ندارد که بتواند مستقیماً اختیارات رئیس‌جمهوری را کنترل کند. بسیاری تصور می‌کنند مجلس نمایندگان یا کنگره چنین نقشی دارند، اما واقعیت این است که کنگره فقط در شرایط بسیار محدود اختیار تام پیدا می‌کند. به‌طور مشخص، تنها زمانی که آمریکا مورد حمله نظامی قرار بگیرد، رئیس‌جمهوری بدون اجازه کنگره می‌تواند تصمیم‌گیری فوری انجام دهد. مصداق تاریخی آن نیز جنگ جهانی دوم است؛ زمانی که ژاپن به پرل‌هاربر حمله کرد و روزولت اعلام جنگ داد. حتی در آن مقطع هم رئیس‌جمهوری اختیار مطلق نداشت و چند ماه بعد از آغاز جنگ، روزولت برای تأمین بودجه جنگ و ادامه عملیات نظامی ناچار شد کنگره را در جریان قرار دهد و از آن موافقت بگیرد. کنگره هم به‌دلیل احترام به شخص رئیس‌جمهوری مخالفتی نکرد و اجازه داد جنگ ادامه پیدا کند. به‌طور کلی، در آمریکا هیچ نهاد قانونی‌ وجود ندارد که بتواند اختیارات رئیس‌جمهوری را محدود کند. از سوی دیگر، مسئله مهم دیگری نیز مطرح بوده و ترامپ در دوران ریاست‌جمهوری خود اقدامات خلاف قانون زیادی انجام داده است. مثلاً اعزام پلیس فدرال به ایالات، برخلاف قانون اساسی و حدود اختیارات او بود.

 وی ادامه داد: این تعدی‌ها بحث جداگانه‌ای است و همین رفتارهای خارج از چارچوب ترامپ باعث نگرانی‌هایی در کنگره شد. برای نمونه، حمله آمریکا به ایران بدون اخذ مجوز از کنگره صورت گرفت؛ اقدامی که از نظر قانون اساسی مشروع نبود، زیرا ایران تهدید فوری برای آمریکا محسوب نمی‌شد که رئیس‌جمهوری بتواند دستور حمله‌ای چنین گسترده و پرهزینه صادر کند. به نظر می‌رسد بخشی از سکوت دستگاه‌های رسمی آمریکا در برابر این موضوع به این دلیل بود که دولت و برخی ارگان‌های امنیتی اساساً نگاه مثبتی به ایران نداشتند و نمی‌خواستند حساسیت‌ها را بالا ببرند. در قانون اساسی آمریکا چنین اختیاری به رئیس‌جمهوری داده نشده تا هر زمان اراده کرد، اقدام نظامی انجام دهد، اما او بارها از مرزهای قانونی عبور کرده و با رفتارهای قلدرمآبانه عملاً کنگره را به حاشیه رانده است. این موضوع به‌ویژه برای دموکرات‌ها بسیار حساس بوده و ممکن است آنها را به سمت اقداماتی علیه او سوق دهد. حتی تعطیلی ۴۰ ‌روزه دولت فدرال در دوره ترامپ که طولانی‌ترین تعطیلی تاریخ دولت آمریکا بود، نوعی اقدام تلافی‌جویانه در برابر ترامپ تلقی شد. روابط ترامپ حتی با بسیاری از جمهوری‌خواهان نیز تیره شد، زیرا رفتارهای او با ساختار حقوقی و سیاسی آمریکا سازگار نبود و نوعی خودنمایی و خودشیفتگی سیاسی را به نمایش می‌گذاشت.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: اینکه آیا کنگره می‌تواند برای مهار اختیارات رئیس‌جمهوری اقدامی انجام دهد یا نه، بحث دیگری است. قانون اساسی الزام یا ضرورتی برای ایجاد چنین محدودیتی پیش‌بینی نکرده و بعید است کنگره بتواند تغییری اساسی ایجاد کند. نهایتاً ممکن است بحث‌هایی مطرح شود، اما در عمل اختیارات رئیس‌جمهوری در قانون اساسی ثابت است. ضمن اینکه قانون اساسی آمریکا قابل تغییر نیست؛ تنها می‌توان اصلاحیه به آن افزود که تاکنون حدود ۳۷ یا ۳۸ اصلاحیه به آن اضافه شده است. برای تصویب هر اصلاحیه نیز موافقت دو سوم اعضای کنگره لازم است. درباره تنش‌های اخیر باید گفت که فضای جامعه و سیاست آمریکا به شدت متشنج شده است. اینکه ترامپ به نمایندگان دموکرات می‌گوید که آنها باید اعدام شوند یا شش نماینده دموکرات واکنش بسیار تندی نسبت به رفتار ترامپ نشان داده‌اند، نتیجه همین فضای ملتهب است. آنها این تهدیدهای ترامپ را جدی و خطرناک ارزیابی کرده‌اند.

وی افزود: اکنون سؤال اینجاست که چرا دموکرات‌ها از نظامیان خواسته‌اند دستورهای ترامپ را اجرا نکنند؟ این مسئله را حتی می‌توان در بستر حوادث امنیتی اخیر دید؛ از جمله تیراندازی اطراف کاخ سفید که دوباره بحث مهاجرت و امنیت را به سطح سیاسی آورده است. ترامپ مدام می‌گوید فرد مهاجم چون تبعه افغانستان بوده، مسئولیت این حادثه بر عهده دموکرات‌ها است و آنها درها را به روی مهاجران باز کرده‌اند. او این حادثه را تهدید امنیتی جلوه می‌دهد و تلاش دارد گفتمان سیاسی را به سمت مسائل نظامی و امنیتی بکشاند. دموکرات‌ها از سوی دیگر هشدار می‌دهند که ترامپ ممکن است در روزهای پایانی دوره سیاسی‌ خود دست به اقداماتی خارج از کنترل بزند و از ارتش می‌خواهند بی‌قید و شرط از او اطاعت نکند. این شکاف نشان می‌دهد که بحران سیاسی آمریکا به عمق مباحث امنیتی نیز رسیده و باید پذیرفت که جامعه آمریکا امروز به شدت دوقطبی شده است. 

بیگدلی گفت: از همان دور اول انتخابات ترامپ این شکاف کاملاً آشکار بود، اما اکنون شدت بیشتری گرفته است. این دوقطبی‌شدن از نظر سیاسی و اجتماعی ضربه بزرگی به آمریکا وارد کرده و وجهه گذشته این کشور را کمرنگ کرده است. از سوی دیگر، برخی رفتارهای ترامپ نیز غیرعقلانی تلقی می‌شود؛ مانند دیدارهای او با پوتین یا روابط غیرمتعارفش با رهبران دیگر کشورها که در راستای اعتبار ریاست‌جمهوری آمریکا نیست. او گاهی برای کسب وجهه یا رسیدن به جوایز سیاسی، دست به اقداماتی می‌زند که با پرستیژ یک رئیس‌جمهور آمریکایی همخوانی ندارد. این وضعیت باعث شده امروز اختلافات در جامعه آمریکا به مرحله‌ای برسد که پیامدهای نامطلوبی برای آینده دارد. در بحث حقوقی، گفتن جملاتی مانند «می‌روم و فلان شخص را می‌کشم» به‌خودی‌خود جرم محسوب نمی‌شود مگر اینکه شرایط خاصی داشته باشد، اما تکرار چنین ادبیاتی اثر منفی شدیدی بر فضای جامعه می‌گذارد. در نتیجه، این تقابل ترامپ با دموکرات‌ها از یک اختلاف سیاسی ساده فراتر رفته و حتی بسیاری از جمهوری‌خواهان نیز از ترامپ فاصله گرفته‌اند. در قانون اساسی آمریکا تنها مقامی که می‌توان او را استیضاح کرد رئیس‌جمهور است و وزرا در آمریکا عنوان «وزیر» به معنای حقوقی ندارند و عملاً مشاوران یا همکاران رئیس‌جمهوری محسوب می‌شوند؛ بنابراین قابل استیضاح نیستند. 

وی در پایان خاطرنشان کرد: هرگاه کنگره بخواهد وارد فرآیند استیضاح شود، فقط رئیس‌جمهوری هدف آن خواهد بود. در طول تاریخ آمریکا نیز بارها اتفاقات پرتنش رخ داده و امروز نیز این وضعیت چیز کاملاً جدیدی نیست. با این حال، در دوره‌هایی که روسای‌جمهوری دموکرات بر سر کار بودند، آرامش بیشتری برقرار بوده و این‌گونه بحران‌های سیاسی کمتر دیده می‌شد. امروز اما ترامپ رئیس‌جمهوری جنجالی است و همین جنجال‌ها منبع بسیاری از رخدادهای اخیر شده است. ماجرای تیراندازی اخیر نیز موضوع تازه‌ای نیست؛ آمریکا سابقه طولانی در چنین حوادثی دارد. ترامپ اما می‌کوشد این حادثه را به مهاجران افغان ربط دهد، در حالی که بسیاری از افغان‌ها سال‌ها در آمریکا زندگی کرده‌اند و حتی در دوره طالبان با آمریکایی‌ها همکاری کرده‌اند. این نوع استدلال‌ها به‌جای حل مسئله، بیشتر فضای سیاسی را متشنج می‌کند. مجموعه این رخدادها نشان می‌دهد آمریکا با بحرانی عمیق در ساختار اجتماعی و سیاسی خود مواجه است؛ بحرانی که پیامدهای آن همچنان ادامه خواهد داشت و چشم‌انداز روشنی برای بهبود فوری آن دیده نمی‌شود.

انتهای پیام/

پیشنهادی باخبر