به گزارش خبرگزاری ایمنا، سفر سیدعباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، به فرانسه در شرایطی انجام شد که روابط ایران با غرب، بهویژه با آمریکا و اروپا، با چالشهای جدی مواجه است؛ این سفر همزمان با حضور عراقچی در هلند برای شرکت در اجلاس شیمیایی صورت گرفت و از نظر زمانی و موضوعی اهمیت ویژهای دارد.
در ماههای اخیر، مذاکرات هستهای و گفتوگوهای بین ایران و غرب با وقفههایی مواجه شده است. غربیها شرط و شروطی مطرح کرده و فشارهایی بر جمهوری اسلامی ایران وارد کردهاند؛ از جمله فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت شش قطعنامه تحریمی شورای امنیت علیه ایران. همچنین روزهای گذشته، در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به ابتکار سه کشور اروپایی و با حمایت آمریکا، قطعنامهای تصویب شد که جمهوری اسلامی را دوباره در مسیر گزارشدهی و بررسی وضعیت هستهای کشور درگیر میکند.
در چنین فضایی، سفر عراقچی اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ سابقه همکاری و روابط دوجانبه گسترده ایران و فرانسه و نقش این کشور در جریان برجام، اهمیت این سفر را دوچندان میکند.
علاوه بر موضوع هستهای، پرونده زندانیان دو کشور نیز در دستور کار بوده است. چند تن از اتباع فرانسوی در ایران آزاد شده و در سفارت فرانسه حضور دارند و یکی از اتباع ایرانی در فرانسه پس از آزاد شدن از زندان، هنوز اجازه خروج ندارد. حل این موضوع، علاوه بر اهمیت انسانی، نشاندهنده توان دیپلماسی ایران در مدیریت پروندههای حساس بینالمللی است.
مسیر مذاکره باز است، اما تحت فشار نه
تحلیل کارشناسان سیاسی نشان میدهد که سفر عراقچی علاوه بر پیگیری موضوع هستهای، میتواند به تعادلبخشی به سیاست خارجی ایران کمک کند. دیپلماسی جمهوری اسلامی همواره مبتنی بر عزت و قدرت ملی بوده و در این سفر نیز، پیام ایران روشن است: مسیر گفتگو با غرب باز است، اما با حفظ منافع و امنیت ملی کشور.
این سفر همچنین تأثیر مهمی بر استراتژیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد؛ چرا که دیپلماسی عزتمندانه ایران، تلاش دشمن برای انزوای کشور را خنثی کرده و موقعیت تهران را در مذاکرات جهانی تقویت میکند. در مجموع، حرکت وزارت خارجه ایران میتواند زمینهساز کاهش تنشها و پیشبرد منافع ملی کشور در عرصه بینالملل باشد.

قدرت نظامی و قدرت دیپلماسی، دو بال حرکت در حوزه حکمرانی
محمدحسن دهقانی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: به طور کلی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی در این برهه، بهویژه بعد از خردادماه، بر دو پایه اصلی استوار است: یک پایه دیپلماسی و دیگری پایه غیر دیپلماسی و قدرت سخت. این قدرت سخت در واقع همان قدرت نظامی است که بهعنوان دو محور یا دو بال حرکت در حوزه حکمرانی و سیاست خارجی مورد استفاده قرار میگیرد. مصادیق و نمونههای آن بسیار زیاد است.
وی افزود: شما دیدهاید که در برههای که ما در حال جنگ بودیم یا پس از آن، بعد از توقف آتش، مسیر دیپلماسی و گفتوگو باز بود تا بتوانیم حقانیت خود را ثابت کنیم و انواع بهانهها را از فضای بینالملل بگیریم. این دیپلماسی مبتنی بر عزت و قدرت ملت ایران بود و همیشه با فضای تکوینی همراه بود، نه از روی اجبار و استیصال. به عبارت دیگر، دیپلماسی قدرتمندانه نقطه مقابل دیپلماسی تحمیلی است.
کارشناس مسائل بینالملل خاطر نشان کرد: پایه دیگر سیاست خارجی، اجرای قدرت سخت است. این بال دیگر حوزه حکمرانی در فضای سیاست خارجی بود که هم در حین جنگ و هم پس از آن به دنیا نشان دادیم جمهوری اسلامی ایران چگونه قدرتی دارد که اجازه تجاوزگری یا نگاه غیرمتعارف را به هیچ متجاوزی نمیدهد. این قدرت نیز بهدرستی و بهجا مورد استفاده قرار گرفت.
دهقانی تصریح کرد: من فکر میکنم سفر دستگاه دیپلماسی به ریاست وزیر امور خارجه در فضای بینالملل از همین جنس است. بهویژه بعد از اینکه شورای حکام آژانس اتمی و کشورهای اروپایی حمایت خود را اعلام کردند، ما باید به دنیا اثبات میکردیم که مسیر گفتوگو برای جمهوری اسلامی بسته نشده است؛ بنابراین، گفتگوهای تلفنی و سفرهای دیپلماتیک ما بر همین پایه استوار است.
وی افزود: از سوی دیگر، با اعلام پایان توافقنامه مصر، جمهوری اسلامی به دنیا اعلام کرد که مسیر غیرعزتمندانه را ادامه نخواهد داد و امنیت و منافع ملی خود را به خطر نمیاندازد. این به معنای بسته شدن باب دیپلماسی نیست؛ بلکه دیپلماسی جمهوری اسلامی همچنان برای تأمین منافع و امنیت ملی باز است.
کارشناس مسائل بینالملل گفت: بخش دوم تحلیل درباره فرانسه است. فرانسه در چند سال اخیر نقش پلیس بد و گاهی پلیس خوب را در سیاست خارجی اتحادیه اروپا و حتی آمریکا ایفا کرده است. هرجا که اروپا و آمریکا نیاز داشته باشند با جمهوری اسلامی رابطه برقرار کنند، یکی از پایههای آن فرانسه است.
موضع جمهوری اسلامی عزتمندانه و مبتنی بر قدرت بوده است
دهقانی خاطرنشان کرد: در همین سفر و گفتوگوهای تلفنی اخیر، موضع جمهوری اسلامی عزتمندانه و مبتنی بر قدرت بوده است که همیشه نقطه قوت دستگاه دیپلماسی ما برای پیگیری منافع ملی است. جمهوری اسلامی به اروپا و آمریکا اعلام کرده که اگر مسیر گفتگو باز باشد، ما در را نمیبندیم؛ اما این به معنای پذیرش هر نوع شرایط و مدلی برای گفتگو نیست. وزارت خارجه مأموریت اصلی خود را انجام میدهد و سایر اضلاع حکومت نیز نقش مکمل خود را ایفا میکنند.
وی بیان کرد: در واقع، این اقدامات باعث شده است که استراتژی اسرائیل و آمریکا برای انزوای ایران خنثی شود. دستگاه دیپلماسی ما مسیر شکست این استراتژی دشمن را دنبال میکند. من این سفر را بهعنوان شکست دستگاه دیپلماسی آمریکا و اسرائیل تلقی میکنم.

ابوالقاسم دلفی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، با اشاره به سفر وزیر امور خارجه به فرانسه اظهار کرد: سفر آقای عراقچی به فرانسه که همزمان با سفرشان به هلند برای شرکت در اجلاس شیمیایی انجام شده، از نظر زمانی و موضوعی اهمیت بسیار خاصی دارد. به هر حال وضعیت مذاکرات ما با آمریکاییها و در واقع با غرب دچار چالشی شده است.
وی افزود: چالشی که آنها آغاز کردهاند و شروع به شرط و شروط گذاشتن کردهاند و مذاکرات متوقف شده است. ضمن اینکه در مذاکرات هستهای نیز علاوه بر فعال شدن مکانیسم ماشه، غربیها معتقدند که آن شش قطعنامه تحریم در شورای امنیت بازگشته و ما دوباره تحت قطعنامههای تحریمی هستیم.
سفیر سابق ایران در فرانسه تصریح کرد: همچنین هفته گذشته در شورای حکام، به ابتکار سه کشور اروپایی و با حمایت آمریکا، قطعنامهای تصویب شد که دوباره ما را درگیر خواهد کرد؛ زیرا آژانس را موظف کردهاند گزارشهای دورهای درباره وضعیت هستهای ما و آنچه پس از جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران رخ داده، تهیه کند.
وی افزود: بنابراین در این فضای متشنج و پر از فشار علیه جمهوری اسلامی ایران، سفر آقای عراقچی سفر بسیار مهمی است. وزارت خارجه و شخص وزیر خارجه حرکت قابلتوجهی انجام دادند؛ حرکتی که برای رویارویی و استفاده از دیپلماسی جهت حل مشکلات کشور است. فرانسویها از کشورهای مهم و تأثیرگذار در روند مذاکرات ما با غرب بودهاند. آنها از ابتدا در جریان مذاکرات هستهای در کنار اروپاییها و ۱+۵ حضور داشتند و شخص آقای مکرون نیز تلاشهای مختلفی برای ادامه گفتوگو با ما انجام داد. اگرچه اروپاییها در مقاطع مختلف، از جمله زمانی که ترامپ از برجام خارج شد، میتوانستند بهتر عمل کنند، اما مجموعه تحولات دهساله برجام نشان داده که فرانسه و اروپا میتوانند سرپل مهمی میان ما و غرب، باشند؛ چون ما با آنها روابط پیچیده و مشکلات فراوانی داریم و عبور از این مشکلات ساده نیست.
انتخاب فرانسه و سفر وزیر خارجه حرکتی سنجیده بود
سفیر اسبق ایران در فرانسه تصریح کرد: اروپا به عنوان واسط و فرانسه با نقشآفرینی مؤثر در تحولات اروپایی، میتوانند تا حدی وضعیت موجود را برای ما تغییر دهند. روابط دوجانبه با فرانسه نیز در گذشته گسترده بوده و فرانسه و اروپا جزو شرکای اول تجاری ما محسوب میشدند. بنابراین مجموعه عوامل نشان میدهد که انتخاب فرانسه و سفر وزیر خارجه در این مقطع، حرکتی سنجیده بوده و میتواند با نکتهسنجی و تحمل بیشتر به نتایج بهتری ختم شود.
دلفی ادامه داد: همانطور که میدانید، موضوع زندانیان دو کشور نیز مطرح بود؛ چند تن از اتباع فرانسوی در ایران به اتهاماتی در زندان بودند که آزاد شدهاند و اکنون در سفارت فرانسه به سر میبرند. همچنین یکی از اتباع ما در فرانسه دچار مشکل شده بود که تقریباً آزاد شده، اما اجازه خروج از فرانسه را ندارد.
سفیر پیشین ایران در فرانسه خاطرنشان کرد: سفر آقای عراقچی به فرانسه علاوه بر موضوع هستهای که موضوع اصلی کشور است و باید با کمک اروپاییها برای آن راهحلی یافت، پرونده مناسبات با آمریکا را هم دربر میگیرد. در جمعبندی باید گفت زمان و مقصد این سفر بسیار سنجیده و مناسب انتخاب شده و اگر مسئله به حاشیه نرود، میتوان در ادامه شاهد تحولاتی بود که بخشی از تنشهای ما با غرب را کاهش دهد.
دلفی افزود: این تحول و حرکتی که وزارت خارجه انجام داده، میتواند در تعادلبخشی به سیاست خارجی ما تأثیرگذار باشد و وضعیت دیپلماسی کشور را در جهان متعادلتر کند. این سفر، سفری قابلتوجه از سوی دستگاه دیپلماسی است و میتواند با تداوم همان تدابیری که همیشه در راستای منافع ملی به کار گرفته شده، به نتایج بهتری ختم شود.
شرط و شروط ایران برای دیپلماسی
به گزارش ایمنا، در شرایطی که پرونده هستهای ایران با فشارهای فزاینده آمریکا، رژیم صهیونیستی و تروییکای اروپا پیچیدهتر شده، حضور وزیر امور خارجه در پاریس حامل پیامی روشن بود؛ تهران همچنان به دیپلماسی باور دارد، اما گفتوگو را تنها زمانی مؤثر میداند که بر پایه احترام متقابل و پذیرش حقوق قانونی ایران انجام شود. طرح دوباره حق بهرهگیری صلحآمیز از انرژی هستهای، نقد عملکرد اروپا در شورای امنیت و آژانس و نیز پیگیری وضعیت اتباع دو کشور، همگی نشان میداد که ایران مسیر مذاکره را برای تثبیت حقوق و کاهش تنشها باز نگه داشته، نه برای عدول از مواضع اصولی خود.
در سوی دیگر، تهران تأکید کرد که آنچه روند دیپلماتیک را مختل کرده، اصل مذاکره نیست، بلکه رفتار طرفهایی است که همزمان با گفتوگو، ابزار فشار، تهدید و اقدام نظامی را به کار گرفتهاند. از همین رو، سفر به فرانسه را باید تلاشی برای ترمیم زمینههای گفتوگو دانست؛ تلاشی که اگرچه میتواند دریچهای تازه به سوی توافقات عملی بگشاید، اما در صورت ادامه رویکرد متناقض اروپا و آمریکا، ممکن است تنها لایهای جدید از سوءبرداشتهای دیپلماتیک ایجاد کند. نشانههای ارسالشده از سوی بروکسل و واشنگتن همچنان آمیخته به پیامهای مبهم و خواستههای تحمیلی است و این همان نقطهای است که تهران نسبت به آن هشدار میدهد.
در نهایت، مسیر پیش رو به عملکرد غرب گره خورده است؛ ایران روشن کرده که تنها مذاکرهای را مفید میداند که بر اساس پیشنهادهای عملی، منطقی و سازگار با واقعیتهای ژئوپلیتیکی و تاریخی شکل بگیرد، نه تکرار فشارها و مطالبات یکجانبه. اگر فرانسه قصد دارد در نقش واسط مؤثر ظاهر شود، باید از تناقض مذاکره زیر سایه فشار فاصله بگیرد و در عمل نشان دهد که به گفتوگویی متوازن باور دارد. این سفر میتواند نقطه آغاز کاهش تنشها باشد، اما تحقق آن نیازمند رویکردی مسئولانه از سوی غرب و کنار گذاشتن نگاه تحمیلی در قبال ایران است.


