به گزارش ایسنا، مراسم تشییع پیکر عبدالمجید ارفعی، با حضور چهرهها و شخصیتهای فرهنگی در مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی در تهران، صبح جمعه، هشتم اسفندماه ۱۴۰۴ برگزار شد.
ارفعی، چهارشنبه ششم اسفندماه ۱۴۰۴ در ۸۶ سالگی بر اثر بیماری نارسایی ریوی، درگذشت.
پیکر این استاد برجسته زبانهای باستانی ایران با همراهی جمعی از فرهیختگان همچون علیاکبر صالحی، سیدمصطفی محقق داماد، کاظم موسوی، احمد مسجدجامعی، ژاله آموزگار، علی بلوکباشی، و مهدی حجت، محمود جعفری دهقی، عنایتالله مجیدی، علی میرانصاری، علی بهرامیان، علی همدانی، عباس قنبری عدیوی، سیدعلی آلداود، رضا دبیری نژاد، نیکنام حسینیپور، نادره جلالی، محمدحسن سمسار، کاوه خورابه، فریبا افتخار و مریم همایونیافشار، اسکندر مختاری طالقانی، جبرئیل نوکنده، عباس سعیدی و محمدجواد قنواتی تشییع شد.

سید محمدکاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی در مراسم تشییع و بدرقه پیکر عبدالمجید ارفعی گفت: امروز برای فرهنگ و تمدن ایران زمین روزی غم انگیز و اندوهبار است؛ ایران یکی از فرزندان دانشمند به دلبسته فرهنگ خود را از دست داد و ما اینک به سوگ او نشستهایم. مرد بزرگی که همه عمر، کوشش خود را برای شناخت ایران ایران باستان به کار برد. زندهیاد دکتر عبدالمجید ارفعی، استاد برجسته و ممتاز زبانها و فرهنگ ایران باستان و مترجم فرمان کوروش، اینک از دنیا رخت بر بست.
او اضافه کرد: زندهیاد ارفعی از معدود ایرانیانی بود که از دیرباز کوشید صلاحیتهای علمی را برای شناخت ایران باستان بنابر کهنترین متون و نقوش و کتیبهها و گلنوشته های برجای مانده از سده های بسیار دور گرد آورد و دستاوردهای علمی خود در جهان علم و به عشق هممیهنان گرامی عرضه بدارد.
موسوی با اشاره به برخی دستاوردهای علمی عبدالمجید ارفعی، اظهار کرد: ترجمه فرمان کوروش از زبان اکدی به فارسی، بارها در سلسله انتشارات این مرکز منتشر شده است. باید گفت که این ترجمه هدیه ارزشمندی است که دکتر به همه ایرانیان تقدیم داشته است. همچنین باید از اثر درخشان دیگر او، ترجمه گلنبشتهها و الواح تخت جمشید یاد کرد که اسناد ارزشمند و مهمی از زمان ایران باستان بوده است.
او با اشاره به همکاری و همراهی مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی برای انتشار آثار پرفسور ارفعی گفت: خرسندیم که آثار او را منتشر کردهایم. دکتر ارفعی از اعضای علمی شورای مرکزی دایرهالمعارف بزرگ اسلامی بود اما افسوس که وضع سلامتی او چنان نبود که از حضور او بیشتر برخوردار شویم. فقدان این دانشمند را نخست به خانواده محترم، همسر و فرزندان سوگوار او و سپس به جامعه علمی کشور و به همه دلبستگان فرهنگ و تمدن ایران تسلیت عرض میکنیم و برای آنها شکیبایی و تندرستی آرزو میکنیم.
ژاله آموزگار، پژوهشگر فرهنگ و زبانهای باستانی و اسطورهشناس، نیز در سخنانی گفت: همه ما امروز صاحب مجلس فرزند ایران هستیم که به وجودش افتخار میکنیم. خوش به حال ما که همزمان و همدوره مردی بودیم که تمام وجودش عشق به ایران بود؛ فرزند واقعی ایران. بهتر آن است که خوشحال باشیم، غم برای کسی است که زندگیاش هدر رفته باشد. کسی که یک عمر خدمت کرده است، بودن و نبودنش برای همه ما افتخار است. خودم و همه شما حاضران را صاحب مجلس میدانم. ایران فرزندان بزرگی داشته است.
او درحالی که سخنانش با تشویق حاضران همراه شد، ادامه داد: خاک نماد است و به ایران تبریک میگویم که فرزندش را در حافظیه در آغوش خواهد گرفت. دکتر ارفعی فقط زندگی نکرد، بندۀ آزاد باقی ماند. او نمیمیرد، مردن وقتی اتفاق میافتد که هیچ باشید. دکتر ارفعی ماندنی است. ما مفتخرِ این شخصیت هستیم.
آموزگار گفت: سوگوارم ولی مفتخرم که همزمان دوست و همصحبت دکتر ارفعی بودهام. دکتر ارفعی زندگی آسانی نداشت و پستی و بلندیهایی زیادی را از سر گذراند، اما سر خم نکرد و ساخت و ساخت و ساخت و ما اکنون سوگوار و در عین حال مفتخر او هستیم. خوش به حال ما چنین اشخاصی را در کنار خود داشتیم. دکتر ارفعی، عزیز تو بزرگ بودی و بزرگوارانه زندگی کردی.
در ادامه این سخنان، حاضران در مراسم برای قدردانی از تلاشها و دستاوردهای علمی پرفسور ارفعی ایستاده او را تشویق کردند.
سپس، جبرئیل نوکنده، رییس کل موزه ملی ایران با این بیت «از شمارِ دو چشم یک تن کم / وز شمارِ خرد هزاران بیش» سخنان خود را آغاز کرد و گفت: آسمانی شدن استاد دکتر عبدالمجید ارفعی را به خانواده بزرگ ارفعی، دوستان و شاگردان ایشان، جامعه میراث فرهنگی، جامعه فرهنگ، هنر و ادب ایران، و پژوهشگران حوزه زبانشناسی و تاریخ جهان باستان تسلیت میگویم. نخستین بار نام ایشان را در کلاس درس «مبانی باستانشناسی» از زبان زندهیاد استاد دکتر صادق ملکشهمیرزادی - باستانشناس ـ در دانشگاه تهران در مهرماه سال 1370 شنیدم. آن روز سخن از «زبانهای خاموش» بود و استاد با افتخار از شخصیتی ایرانی یاد کرد که یکی از کهنترین زبانهای خاموش، یعنی زبان عیلامی، را میدانست و از دانشگاهی معتبر، زیر نظر یکی از برجستهترین متخصصان زبانهای باستانی، زندهیاد ریچارد هلک، فارغالتحصیل شده بود. در کنار این افتخار علمی، از دشواریهای زندگی آن پژوهشگر نیز گفت؛ از اینکه با وجود تخصص کمنظیرش، ناگزیر بود برای گذران زندگی در حوزهای دیگر فعالیت کند. همان روایت کوتاه، تصویری ماندگار و عمیق از او در ذهنم ساخت. در سال ۱۳۷۵، در پروژه کاوش «چُغابنوت» خوزستان به سرپرستی استاد دکتر عباس علیزاده، افتخار آشنایی با ایشان را یافتم.
او ادامه داد: استاد ارفعی در سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ در بخش کتیبههای باستانِ موزه ملی ایران مشغول به کار بود و خدمات ماندگاری از خود بر جای گذاشت. هرچند پس از سال ۱۳۸۲ با او نامهربانیهایی شد، اما هیچگاه از مهر و مسئولیتپذیری او کاسته نشد؛ همواره با خوشرویی به پرسشهای موزه پاسخ میداد و هر کمکی را با بزرگواری انجام میداد. ایشان از چهرههای مؤثر در روند بازگرداندن گلنبشتههای باروی تختجمشید از دانشگاه شیکاگو به میهن بود؛ اقدامی ارزشمند که نام او را در تاریخ پاسداشت میراث فرهنگی ایران ماندگار ساخت.
رئیس موزه ملی ایران اظهار کرد: نام این استاد بزرگ در حافظه تاریخ جهان باستان زنده خواهد ماند؛ چراکه او به دورهای اشراف داشت که ریشههای فرهنگ ایرانی در آن نهفته است: دوره عیلام؛ دورهای که سنگبنای شکلگیری امپراتوری هخامنشی شد و افق تازهای به جهان ایرانی بخشید. بیتردید تاریخ جهان بدون مطالعه تاریخ هخامنشی ناقص است و این مطالعه نیز بدون بهرهگیری از دادههای گلنبشتههای هخامنشی کامل نخواهد بود؛ دادههایی که نام عبدالمجید ارفعی با آنها پیوندی ناگسستنی یافته است.
نوکنده با بیان اینکه «متانت، ادب و لبخندهای آرام و همیشگی استاد هرگز از خاطرم نمیرود. او بهراستی دانشمندی ایرانی، فروتن و بزرگ بود؛ انسانی که دانش را با اخلاق درآمیخته بود.» گفت: مقرر است که او در جوارِ حافظِ بزرگ آرام گیرد؛ او نیز همانند حافظ، برای همیشه در حافظه و میراث ایرانزمین زنده و جاودان خواهد ماند.
پس از سخنرانی علی بلوکباشی، ژاله آموزگار، جبرئیل نوکنده، شهابالدین ارفعی، و هرمز خسروانی، سیدمصطفی محقق داماد بر پیکر عبدالمجید ارفعی نماز خواند تا بدرقه شیراز شود. قرار است او یکشنبه دهم اسفندماه ۱۴۰۴ در محوطه آرامگاه حافظ به خاک سپرده شود.

به گزارش ایسنا، عبدالمجید ارفعی که بیشتر به عنوان مترجم فارسی منشور کوروش و الواح هخامنشی شناخته میشود، از معدود بازماندگان عیلامشناسی در جهان بود. او نقش مؤثری در بازگرداندن الواح هخامنشی از آمریکا به ایران داشت و تا واپسین روزهای زندگی خود نیز همچنان پیگیر استرداد باقیمانده و خوانش این الواح بود.




این خبر درحال تکمیل است.


