در فضایی که از هر سو تیغِ اتهام به سمت هنرمند و فیلمساز نشانه رفته بود، نه فهرست سیاه شکل گرفت، نه انتقامجویی علنی. حتی کسانی که بیپرده موضع گرفتند و از نگاه منتقدان «خطا» کردند، نه تنها از پرده پایین کشیده نشدند، بلکه فیلمشان اکران شد و نامشان در میان نامزدها نشست.
این یعنی یک تصمیم آگاهانه: عبور از سیاستِ حذف. اما این ماجرا را نباید رمانتیک دید. این رویکرد اگر قرار است ارزش داشته باشد، باید به یک قاعده پایدار تبدیل شود، نه یک استثنای مقطعی. بلوغ اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که تحمل صداهای ناهمسو هزینه نداشته باشد.
جشنواره امسال نشانهای داد: میشود در اوج اختلاف، رقابت حرفهای را حفظ کرد. میشود بهجای بستن در، میدان را باز گذاشت و قضاوت را به مخاطب سپرد. واقعیت این است که سینمای ایران زخمی است؛ از فشار اقتصادی تا بیاعتمادی عمومی. اما پاسخ به زخم، تنگتر کردن دایره نیست. اگر قرار باشد هر صدای متفاوتی حذف شود، چیزی جز پژواک تکراری باقی نمیماند.
آنچه در این دوره دیده شد، حداقل در ظاهر، پذیرش این حقیقت بود که ما در یک کشتی نشستهایم؛ با دردهای مشترک و سرنوشت مشترک. اکنون پرسش اصلی این است: آیا این رویکرد ادامه خواهد داشت یا فقط یک نمایش گذرا بود؟ زمان، جدیترین داور این ادعاست.
۲۴۲۲۴۲


