شایلی قرائی
به گزارش کسب و کار نیوز ، در ابعاد بزرگتر سرمایهگذاران وارد فعالیتهای مولد و اقتصادی میشوند تا بتوانند از سرمایه خود خلق ثروت کنند؛ اما در یک اقتصاد تورمی، همیشه نگرانی از دست رفتن ارزش پول ملی وجود دارد. به همین دلیل سرمایهگذاران و حتی مردم تنها به دنبال حفظ سرمایه خود هستند. خلق ثروت در این شرایط معنایی ندارد، مردم روی بازارهایی مثل سکه و ارز سرمایهگذاری میکنند که سرمایهگذاری مولد به شمار نمیآید.
این در حالی است که طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در آبانماه ۱۴۰۴ نسبت به ماه مشابه سال قبل رشد منفی ۷.۹ درصدی داشته است که میتواند در آینده تبعات سنگینی برای اقتصاد ایران داشته باشد. نخستین تاثیر کاهش نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، کاهش رشد اقتصادی است. کاهش اشتغالزایی، تداوم استهلاک صنعتی، کاهش بهرهوری تولید و رشد نرخ بیکاری نیز از دیگر تبعات آن است؛ اما ادامه وضعیت موجود به کجا ختم خواهد شد؟
مهدی آزادواری، رئیس انجمن سرمایهگذاریهای مشترک ایرانی و خارجی اتاق بازرگانی ایران در گفتگو با ایلنا با هشدار نسبت به ادامه توقف سرمایهگذاری در کشور، گفت: در چنین شرایطی، سرمایه به جای حرکت به سمت تولید و نوآوری، یا متوقف میشود یا راه خود را به سمت فعالیتهای کوتاهمدت و غیرمولد همچون بازارهای طلا و ارز کج میکند.
به گفته وی، سرمایهگذاری، موتور محرک اقتصاد و پیشنیاز رشد پایدار است؛ اما این موتور تنها زمانی روشن میشود که مسیر حرکت شفاف باشد. این در حالی است که امروز سرمایهگذاری در هالهای از ابهام گرفتار شده؛ ابهامی که نهتنها سرمایهگذاران بزرگ، بلکه فعالان کوچک اقتصادی را نیز به تردید و انتظار کشانده است.
رئیس انجمن سرمایهگذاریهای مشترک ایرانی و خارجی اتاق بازرگانی ایران با بیان اینکه سرمایهگذاران خارجی نسبت به سرمایهگذاری در ایران بیاعتماد هستند، افزود: نااطمینانی نسبت به آینده سیاستهای اقتصادی، نوسانات مداوم بازارها، تغییرات پیشبینیناپذیر قوانین و نبود چشمانداز روشن از روابط اقتصادی، فضای تصمیمگیری را تیره کرده است.
آزادواری در مورد حرکت سرمایه در چنین شرایطی، گفت: در چنین شرایطی، سرمایه به جای حرکت به سمت تولید و نوآوری، یا متوقف میشود یا راه خود را به سمت فعالیتهای کوتاهمدت و غیرمولد همچون بازارهای طلا و ارز کج میکند. این رفتار طبیعی سرمایه است؛ زیرا هیچ سرمایهگذاری حاضر نیست منابع خود را در فضایی هزینه کند که قواعد بازی هر روز تغییر میکند.
رئیس انجمن سرمایهگذاریهای مشترک ایرانی و خارجی اتاق بازرگانی ایران در پاسخ به این سوال که «پیامد ادامه نوسانات مداوم بازارها در اقتصاد کشور چیست؟» گفت: ادامه این وضعیت، پیامدهایی فراتر از رکود سرمایهگذاری دارد؛ کاهش اشتغال، افت بهرهوری و تعمیق شکاف میان ظرفیتهای بالقوه و واقعیتهای اقتصادی تنها بخشی از پیامدهای ناگوار این وضعیت است.
آزادواری افزود: تجربه نشان داده است که مشوقهای مقطعی و بستههای حمایتی، بدون ثبات و شفافیت، اثرگذاری محدودی دارند. آنچه سرمایهگذار بیش از هر چیز طلب میکند، اعتماد به آینده و امکان پیشبینی حداقلی از مسیر اقتصاد است.
رئیس انجمن سرمایهگذاریهای مشترک ایرانی و خارجی اتاق بازرگانی ایران، راهکار این موضوع را سیاستهای پایدار در حوزه اقتصاد دانست و گفت: خروج سرمایهگذاری از هاله ابهام، نیازمند تصمیمهای روشن، سیاستهای پایدار و حل مشکلات بخش خصوصی است. وی خاطرنشان کرد: تا زمانی که ابهام بر فضای اقتصادی سایه انداخته، سرمایه نیز با احتیاط قدم برمیدارد و اقتصادی که سرمایه در آن مردد باشد، ناگزیر در مسیر کُندی و فرسایش حرکت خواهد کرد.
ضرورت تبدیل بخش غیرمولد به مولد
عبدالمجید شیخی، اقتصاددان
اگر طبق اقتصاد عرف علم اقتصاد را به دو بخش مجازی و حقیقی یا مولد و غیر مولد تقسیم کنیم الان بزرگترین مشکل اقتصاد ما این است که بخش غیرمولد بر بخش مولد غلبه پیدا کرده و حجم بخش غیر مولد بسیار بزرگ شده و در برابر بخش مولد تاکنون مرتباً سرکوب شده است. در حال حاضر این بخش غیرمولد است که در اقتصاد ایران جولان میهد و نرخگذاری میکند و بخش مولد را مثل سایه به دنبال خود میکشاند. بخش غیرمولدی که در اغلب حوزهها اعم از ارز و سکه و خودرو و مسکن و اوراق بهادار حضور دارد. یک مسابقه تورمی به راه افتاده و وقتی این بخش غیرمولد نرخ تعیین میکند، دیگران برای عقب نماندن و حفظ ارزش پول خود آن را به ارز و سکه تبدیل میکنند تا قدرت خریدشان افت نکند که البته واکنشی طبیعی است.
اگر با برنامهریزی دقیق قادر به اخذ مالیات از بخش غیرمولد و دلالی باشیم میتوانیم به احیای بخش مولد امیدوار باشیم. اگر طرح مالیات ستانی و به عبارتی طرح مالیات از عایدی سرمایه از بخشهای غیرمولد که سهم بالایی در اقتصاد کشور پیدا کردهاند، موفق اجرا شود، دلالی دیگر سودی نخواهد داشت و مجموعه سرمایههای این بخش غیرمولد به بخش تولید در صنایع کوچک منتقل شده و تولید به رونق میرسد.
اخذ مالیات از بخش غیرمولد میتواند نقدینگی را به بخش تولید هدایت کند. این شرایط در صورتی تحقق خواهد یافت که عزم جدی برای اجرای این طرح در مجموعه نظام بهخصوص دولت وجود داشته باشد. در غیر این صورت بخش غیرمولد سوار بر اقتصاد خواهد ماند و تولید همچنان از روند جهانی عقب خواهد ماند.
بیش از ۹۵ درصد منابع پولی کشور به صورت سپرده است که به مانند سدی است که آب پشت آن جمع شده و پشت سدی به نام بانکها منابع عظیم پولی جمع شده است و دو دریچه دارد یک دریچه به سمت بخش غیر مولد است و یک دریچه به سمت بخش مولد. تاکنون دریچه بخش غیر مولد کاملاً باز است که طبق گزارش ها بیش از هفتاد درصد منابع بانکی به بخش غیر مولد تزریق شده در حالیکه دریچه بخش مولد تقریباً بسته مانده است.


