به گزارش همشهری آنلاین، حسامالدین برومند؛ تحلیلگر سیاسی در روزنامه همشهری نوشت، عملیات روانی حداکثری آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در هفتههای اخیر بالا گرفته است. بهعنوان نمونه، مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالاتمتحده در گفتوگو با کاترین هریج، روزنامهنگار آمریکایی- کانادایی (۳ اسفند) مدعی شده است: آمریکا اگر بخواهد میتواند به رژیم ایران پایان دهد، اما از آنجا که دونالد ترامپ بهدنبال صلح است، ترجیح میدهد از این شرایط اجتناب کند. پیش از این نتانیاهو هم در کنفرانس خبری مشترک با وزیر خارجه آمریکا (28بهمن) که در سرزمینهای اشغالی برگزار شد، مدعی شده بود، با حمایت آمریکا کار را علیه ایران یکسره خواهیم کرد.
درباره این فضاسازی و سناریوی عبری-غربی علیه ایران اسلامی چند نکته قابل اعتناست:
در فتنه سال ۱۴۰۱ برای نخستینبار دشمنان نشاندار جمهوری اسلامی از شیوه جدیدی برای عملیات روانی بر افکار عمومی ایران استفاده کردند. البته هدف آنها فقط افکار عمومی و مردم نبود، بلکه حتی ذهن مسئولان را هم نشانه رفته بودند. شیوه جدید دشمن در پازل جنگ شناختی و همزمان با یک شوک بزرگ بود. کل سناریوی دشمن در آن سال مبتنی بر این گزاره بود که کار جمهوری اسلامی تمام است؛ بهگونهای که در فضای مجازی این تصویر را ساخته بودند که کار تمام است و حتی مسئله تجزیه ایران را پیش کشیده بودند! درواقع دشمن در فتنه پاییز ۱۴۰۱ با جنگ شناختی، تصویری از پایان جمهوری اسلامی را به ذهن مردم و حتی مسئولان القا کرده بود، اما در نهایت، حقیقت ماجرا عیان و نمایان شد و دشمن شکست خورد.
جنگ شناختی در کوتاهترین عبارت، بدین معناست که دشمن در همهچیز و ازجمله در نقاط قوت یک کشور، ایجاد تردید میکند تا نظام محاسباتی جامعه برهم بخورد و در نهایت یک نفرت و عصبانیت سراسری در میان مردم خلق شود. اکنون دشمن با برنامه و ترفند از پیش تعیین شده موضوع مذاکره و توافق با آمریکا را بهعنوان تنها راهحل مشکلات ایران جا میزند و این ادعا را در افکار عمومی پمپاژ میکند. هدف این عملیات روانی سنگین این است که نظام محاسباتی ما دچار اشتباه شود و همه به سمتی سوق داده شوند که مذاکره را حتی اگر نسخه تسلیم ما باشد، بپذیریم!
تمام فضاسازی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران برای این است که جنگ محاسبات را به نفع خودشان مصادره به مطلوب و القا کنند که ایران ضعیف شده است! جالب است که به موازات این فضا، تهدیدات ترامپ علیه اوکراین را برجسته و تسلیمشدن زلینسکی در برابر خواستههای آمریکا را با پروپاگاندا در بوق و کرنا میکنند! این بازی در امتداد همان شیوههای جنگ شناختی است که ایران را به تردید بیندازند تا بپذیرد که مقاومت دیگر جواب نمیدهد. در این میان، خلق برخی حواشی با هدف تولید نفرت و عصبانیت مردم است تا شرایط را برای آن مذاکره تحمیلی کذایی آماده کنند! اما واقعیت این است که اولا ایران، اوکراین نیست و عبد و عبید آمریکا نبوده است که با فرمان آن وارد جنگ شود یا با نظر ترامپ، به هرگونه توافقی تن بدهد. ثانیا آمریکا و رژیمصهیونی در یکسال و نیم گذشته میلیاردها دلار خرج کردند و بزرگترین جنایتها را انجام دادند، ولی نتوانستند کار حماس و حزبالله را یکسره کنند.
تبادل اسرا در غزه و تشییع میلیونی شهید نصرالله، نشان داد که مقاومت، تمام ناشدنی است و محاسبات دشمن غلط از آب درآمده است. حالا، صحبت از تمام کردن کار ایران اسلامی، تنها یک بلوف است! ثالثا ادعای تضعیف ایران با واقعیت همخوانی ندارد. سطح واکنش و ضربه متقابل ایران به دشمن در مقیاسی است که حتی ترامپ هم با همه توهم و تهدیداتش در پاسخ به سؤال خبرنگار در نشست مشترک خبری با نتانیاهو گفت: ایران قوی است؛ بنابراین مشکل اصلی جریان مرموزی در داخل است که نمیخواهد جنگ شناختی دشمن را ببیند، آمریکا را فعال مایشاء میپندارد و حتی الفبای مواجهه با دشمن را رعایت نمیکند و سیگنال ضعف به بیرون مخابره میکند، اما باید در جنگ محاسباتی با دشمن، بدون فوت وقت تصمیم درست و دقیق را گرفت و به راهبرد او حمله کرد.