به گزارش خبر فوری، ریشههای باور به همروح را میتوان در اسطورهها و ادبیات کهن جستوجو کرد. از روایت افلاطون درباره انسانهای دوپارهشده گرفته تا عشقهای پررنج و ممنوعهٔ قرون وسطی، همگی بر این ایده تأکید دارند که عشق چیزی مقدر و از پیش نوشتهشده است. در دوران رنسانس، مفهوم «عاشقان بداقبال» به این روایت رنگ تازهای داد؛ زوجهایی که پیوندشان عمیق بود اما سرنوشت مانع وصالشان میشد. در عصر مدرن هم سینما و رمانهای عاشقانه همین الگو را بازتولید کردهاند.
بیشتر بخوانید: از افسانه تا واقعیت؛ چرا ولنتاین چینی زیباترین جشن عاشقان است؟
عشق انتخاب است یا سرنوشت؟
برخی پژوهشگران معتقدند تصور امروزی ما از عشق رمانتیک، محصول تحولات اجتماعی است. با فروپاشی جوامع سنتی و گسسته شدن پیوندهای جمعی، انسان مدرن بیش از پیش به دنبال یک رابطهٔ عاطفی «نجاتبخش» رفته است؛ کسی که جای خالی خانواده، جامعه و امنیت را پر کند. این فشار روانی، عشق را از یک تجربهٔ انسانی به یک مأموریت حیاتی تبدیل کرده است.
دامِ همروح
روانشناسان میان دو نوع نگاه به رابطه تفاوت قائل میشوند: باورهای «سرنوشتی» و باورهای «رشدی». در نگاه سرنوشتی، رابطه درست باید آسان، بیدردسر و همواره پرشور باشد. اما تحقیقات نشان میدهد افرادی که چنین انتظاری دارند، با اولین تعارض دچار تردید میشوند. در مقابل، کسانی که به رشد تدریجی رابطه باور دارند، تعارض را بخشی طبیعی از مسیر میدانند و تعهد بیشتری نشان میدهند. از این منظر، خطر باور به همروح نه در رمانتیک بودن، بلکه در این انتظار نهفته است که عشق هرگز نباید سخت باشد.
وقتی شیمی، زخم قدیمی است
همه جاذبهها هم الزاماً نشانه سازگاری نیستند. برخی متخصصان روابط هشدار میدهند آنچه ما بهعنوان «جرقه شدید» یا حس سرنوشت تجربه میکنیم، گاهی فعال شدن زخمهای عاطفی گذشته است. روابطی که میان محبت و طرد نوسان دارند، میتوانند پیوندی اعتیادآور ایجاد کنند؛ پیوندی که بیشتر بر اضطراب استوار است تا امنیت.
علم چه میگوید؟
حتی زیستشناسی هم از وجود یک «نفرِ از پیش تعیینشده» حمایت نمیکند. هورمونها، شرایط روانی و حتی تغییرات دارویی میتوانند ادراک ما از جذابیت و صمیمیت را تغییر دهند. اگر احساس «این همان است» تا این حد وابسته به شرایط درونی و بیرونی باشد، تصور یک انتخاب کاملاً مقدر دشوار میشود.
یک نفر خاص، اما نه فقط یکی
برخی مدلهای ریاضی حتی پا را فراتر میگذارند و نشان میدهند هر فرد میتواند چندین گزینه کاملاً سازگار در زندگی داشته باشد. از این دیدگاه، عشق نه یافتن یک گوهر یگانه، بلکه ساختن یک رابطه معنادار است. شاید رمانتیکترین حقیقت این باشد: «نفرِ خاص» پیدا نمیشود؛ ساخته میشود، با زمان، تعهد و پذیرش ناتمامبودن انسانها.


