ایران باید تلاش کند که این گزاره را برای ایروان جا بیندازد؛ کریدور آمریکایی به معنای بی‌ثباتی امنیتی و ورود ارمنستان به رقابت ژئوپلیتیک خطرناکی است که آن را بی پناه و زمین بازی دیگران خواهد کرد.

باشگاه خبرنگاران جوان؛دکتر احسان موحدیان*- ونس معادن ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا از ۹ تا ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ (۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۴۰۴) به منطقه قفقاز سفر کرد. قفقاز منطقه‌ای است که تا پنج سال قبل حیاط خلوت روسیه دانسته می‌شد و تماس‌ها و سفر‌های آمریکایی‌ها به این منطقه نیز در حد معاون وزیر یا حداکثر برخی وزرا بود.

اما با وقوع جنگ اوکراین، ارتقای جایگاه چین در دکترین‌های امنیتی و نظامی آمریکا و تصمیم کاخ سفید برای مقابله جدی با جمهوری اسلامی ایران، قفقاز به عنوان یک چهارراه ارتباطی که حضور در آن دسترسی و آزار هر سه کشور را تسهیل می‌کند، برای آمریکایی‌ها اهمیت بنیادین پیدا کرد.

امضای پیش نویس توافق صلح میان ارمنستان و آذربایجان در تابستان گذشته در حضور ترامپ در کاخ سفید و برگزاری نشست‌های وی با سران ۵ کشور منطقه آسیای مرکزی در کاخ سفید که سابقه نداشت، نشان می‌دهد که منطقه قفقاز و آسیای مرکزی در دستور کار دولت آمریکا ارتقا یافته و روی آن حسابی ویژه باز شده است.

این تحولات در سایه غفلت و کم کاری غیرقابل بخشش ایران در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی رخ می‌دهد. منطقه‌ای که از نظر فرهنگی و تاریخی و تمدنی کاملا به ایران نزدیک است در سایه سه دهه غفلت، کم توجهی و سردرگمی از یک فرصت به یک تهدید برای ایران مبدل شده و حالا باید نگران شیطنت‌های اسراییل و آمریکا از طریق مرز‌های آذربایجان، ارمنستان و حتی ترکمنستان باشیم که بحث در مورد آن به فرصت مجزایی نیاز دارد.

حضور جاکوب هِلبرگ معاون وزیر خارجه آمریکا در امور رشد اقتصادی در کل این سفر نشان می‌دهد بخشی از اهداف سفر مذکور اقتصادی است که البته به برنامه ترامپ برای تکمیل کریدور جعلی زنگزور از خاک جمهوری آذربایجان تا استان سیونیک ارمنستان و سپس نخجوان و سپس اتصال این کریدور به ترکیه بازمی‌گردد. کریدوری که امکان اتصال آن به شیوه‌های مختلف به مناطق کردنشین عراق، مناطق دروزی نشین سوریه و سپس خاک سرزمین‌های اشغالی وجود دارد و در کنار کاستن از درآمد‌های اقتصادی و ترانزیتی ایران، سرازیر شدن رنگین کمانی از نیرو‌های ضدایرانی به مرز‌های کشورمان از تجزیه طلبان پانترک و پانکرد گرفته تا وهابی‌ها و تکفیری‌ها و نیرو‌های ناتو و ... را تسهیل خواهد کرد؛ بنابراین سفر مذکور خواه ناخواه پیامد‌های امنیتی نیز خواهد داشت.

براساس آنچه از بیانیه رسمی وزارت خارجه آمریکا استنباط میشود، سفر ونس چند هدف راهبردی و عملیاتی دارد:

۱. پیشبرد توافق صلح ارمنستان و آذربایجان: این سفر در چارچوب تلاش‌های واشینگتن برای اجرایی کردن توافق صلح میان ایروان و باکو است که در سال ۲۰۲۵ در کاخ سفید مورد تأکید قرار گرفت.  

۲. پیشبرد و توسعه پروژه «کریدور ترامپ» (TRIPP): یکی از محوری‌ترین بخش‌های سفر، پیشبرد پروژه Trump Route for International Peace and Prosperity بود. این مسیر یک راه اصلی حمل‌ونقل (جاده/ریلی/انرژی/فناوری) بوده و قرار است اتصال آذربایجان به نخجوان و افزایش تجارت منطقه‌ای را تسهیل کند. ونس در دیدار‌های خود با پاشینیان و علیف به صراحت از این طرح حمایت کرد و گفت پروژه مسیر ترامپ اعتماد و همکاری پس از امضای توافق صلح بین باکو و ایروان را افزایش داده و نقش آمریکا را در منطقه تقویت میکند.

۳. تقویت نقش آمریکا در قفقاز جنوبی: دولت ایالات متحده می‌خواهد موقعیت راهبردی خود را در این منطقه که بین روسیه، ایران و ترکیه قرار دارد، تحکیم کند و نقشی فراتر از نقش میانجی صلح ایفا نماید.

۴. تمرکز بر تجارت، سرمایه‌گذاری و زیرساخت‌ها: در دیدار با رهبران هر دو کشور، طرح موضوعات اقتصادی، توسعه سرمایه‌گذاری‌های خارجی، و پروژه‌های زیرساختی در دستور کار قرار گرفت، به ویژه در بخش‌های تجارت، انرژی، حمل‌ونقل و فناوری دیجیتال. ونس از صادرات تراشه‌های هوش مصنوعی ان‌ویدیا به ارمنستان سخن گفت و دو طرف در زمینه همکاری‌های فناورانه نشستی برگزار کردند. بخش مهمی از منشور مشارکت راهبردی آمریکا با جمهوری آذربایجان نیز این موضوعات را پوشش می‌دهد.

اهداف ضدایرانی و ضد روسی این سفر

می‌توان این سفر را بخشی از استراتژی گسترده‌تر واشنگتن برای کاهش نفوذ تهران و مسکو در قفقاز جنوبی و گسترش حضور امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیک ایالات متحده دانست. آمریکا با امضای توافق صلح میان باکو و ایروان، نقش سنتی روسیه را در قفقاز جنوبی تضعیف کرد و واشینگتن را به‌عنوان بازیگر اصلی منطقه معرفی نمود.

در همین راستا، این سفر را می‌توان تلاشی دانست برای:

• ایجاد جایگزین آمریکایی برای نفوذ امنیتی و سیاسی روسیه؛

• کاهش اتکای ارمنستان به امنیت روسیه؛

• محدود کردن اثرگذاری سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایران در منطقه قفقاز از طریق تشویق پیوند‌های اقتصادی و امنیتی و سیاسی میان ایروان با باکو و ترکیه و تبدیل ارمنستان به کشوری همراه با سازمان کشور‌های ترک؛

• به دست آوردن تاثیر راهبردی در مسیر‌های انرژی و ترانزیتی که هم‌اکنون بخشی از آنها تحت نفوذ مسکو و تهران هستند.

مقابله با نفوذ ایران و روسیه در عرصه انرژی منطقه

واشنگتن در قفقاز به دنبال وابسته کردن ایروان به مسیر‌های تامین انرژی از باکو و کشور‌های آسیای مرکزی است تا نفوذ روسیه و ایران را در این کشور از طریق فروش گاز، بنزین و ... کاهش دهد. اگرچه هدف اعلامی این سفر مقابله با پروژه‌های هسته‌ای یا انرژی روسیه به‌صورت مستقیم اعلام نشده، اما طرح‌هایی مثل کریدور انتقال انرژی و مدیریت منابع انرژی منطقه در چارچوب TRIPP به‌عنوان راهی برای جذب سرمایه‌گذاری غرب به‌شمار می‌رود.

اقدامات عملی احتمالی آمریکا در بخش انرژی را می‌توان به شکل زیر دسته بندی کرد:

۱. حمایت از کریدور ترامپ در برابر مسیر‌های سنتی انتقال انرژی روسیه و ایران: پروژه TRIPP شامل خطوط انرژی به‌هم‌پیوسته (نفت، گاز و انرژی برق) است که تمرکز بر توسعه صادرات انرژی بومی و مسیر‌های جدید را افزایش داده تا وابستگی منطقه به مسیر‌های روسی و ایرانی کاهش یابد. در تصویری که از مسیر ترامپ توسط پاشینیان به نمایش درآمد، این مسیر در خاک ارمنستان به سراغت از روی نوار مرزی ایران عبور کرده بود.

۲. تنظیم قرارداد‌های جدید انرژی با باکو و ارمنستان: این مذاکرات می‌توانند شرایط قرارداد‌های انرژی با آذربایجان را تغییر دهند تا این کشور کمتر به روسیه و ایران به‌عنوان مسیر‌های سوآپ و انتقال انرژی وابسته باشد و بیشتر به بازار‌های غربی و به خصوص اروپایی متصل شود. همچنین ارائه پیشنهاداتی برای ایجاد نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک و کم ظرفیت ماژولار در ارمنستان به جای نیروگاه بزرگ قدیمی ولی ایمن روس‌ها در دستور کار آمریکایی‌ها بود تا ارمنستان برای تامین برق به واردات از باکو و ترکیه نیازمند شده، استقلال خود در بخش انرژی را از دست بدهد و نتواند به تعهد خود در زمینه صادرات برق به ایران و دریافت گاز به ازای آن عمل کند تا ارتباط و تعامل دو کشور بیش از گذشته تضعیف شود. انتقال برق از مسیر ترامپ نیز در این سفر مورد بحث قرار گرفت.

۳. کاهش فرصت‌های ایران در بخش انرژی: گسترش روابط انرژی با غرب و خطوط انتقال آن از جنوب قفقاز به اروپا و ترکیه، می‌تواند زمینه‌هایی برای کاهش نقش ایران در صادرات انرژی در این مسیر فراهم کند، هرچند مساله‌ای مثل راکتور هسته‌ای متسامور و قرارداد‌های انرژی ایران با ارمنستان معمولاً در مذاکرات علنی مطرح نمی‌شود.

 بخش کریدوری و ترانزیتی: پروژه TRIPP

ایالات متحده با همکاری باکو و ایروان می‌خواهد شکلی از اتصالات ترانزیتی را متفاوت از آنچه روسیه یا ایران دنبال کرده‌اند، در منطقه ایجاد کند تا ارمنستان عمدتا با شرق و غرب خود (ترکیه و باکو) و نه شمال و جنوب خود (ایران و گرجستان و روسیه) متصل شود تا در نهایت نقش خود را در «مسیر‌های راهبردی حمل‌ونقل و تجارت» تثبیت نماید. این شامل کاهش وابستگی کشور‌های قفقاز به نفوذ نفوذگرایانه مسکو و تهران است.

بدین منظور اقدامات عملی زیر پیگیری خواهد شد:

۱. ایجاد «کریدور ترامپ» بین آذربایجان و نخجوان از طریق ارمنستان: مدیریت عملیاتی این کریدور به سود غرب خواهد بود و می‌تواند مسیر ترانزیتی جدیدی برای انتقال کالا و انرژی ایجاد کند که از کنترل سنتی روسیه و ایران خارج باشد.

۲. توسعه زیرساخت‌های ریلی و دیجیتال با مدیریت غرب: با توجه به اینکه بخش‌های فیبر نوری، خطوط ریلی و حمل‌ونقل متصل به این مسیر در قرارداد‌ها به‌مدت طولانی ۹۹ ساله در اختیار کنسرسیوم‌های غربی قرار دارد، این به معنای کاهش اتکای منطقه به مسیر‌هایی است که مسکو یا تهران قبلاً در آنها نقش داشته‌اند. ایجاد هاب هوش مصنوعی و آی تی آمریکا در ارمنستان نیز برای ایران و روسیه یک تهدید جدید امنیت سایبری ایجاد خواهد کرد که باکو قبلا از طریق تاسیس یک مرکز سایبری مشترک با اسرائیل به خصوص برای ایران ایجاد کرده بود.

تضعیف نفوذ نظامی روسیه و ایران در قفقاز

یکی از پیامد‌های توافق صلح و حضور آمریکا در قفقاز، کاهش نقش سنتی روسیه به‌عنوان تأمین‌کننده اصلی امنیت ارمنستان بوده؛ کشوری که تا چند سال پیش به‌طور عمده وابسته به روسیه بود.

اقدامات عملی آمریکا در این زمینه عبارت است از:

۱. تقویت همکاری‌های امنیتی با ایروان و باکو خارج از چارچوب مسکو و تهران از طریق برنامه‌های آموزشی، تبادل اطلاعات و حتی همکاری‌های دفاعی و افزایش حضور ناتو که با توافقات منعقد شده در این سفر بیشتر نیز خواهد شد.

فروش پهپاد‌های پایش و کنترل به ایروان برای حفظ امنیت مسیر ترامپ و پایان محدودیت‌های مربوط به مصوبه ۹۰۷ کنگره آمریکا در دهه ۹۰ میلادی در قبال باکو با هدف تسهیل فروش سلاح به جمهوری آذربایجان جلوه‌های این تحول است.

۲. ایجاد فضای امنیتی مشترک با آمریکا و شرکای اروپایی: با ایجاد ارتباطات امنیتی مستقیم با کشور‌های قفقاز، واشینگتن تلاش می‌کند از ورود روسیه یا ایران به‌عنوان قدرت‌های نظامی تاثیرگذار جلوگیری کند و خود را ضامن حفظ امنیت هر دو کشور و به خصوص ارمنستان معرفی کند تا توجیهی برای حضور و نفوذ ایران در این منطقه وجود نداشته باشد.

اهداف فرهنگی و اجتماعی آمریکا

هرچند در مقایسه با حوزه‌های امنیتی، انرژی و اقتصادی، بعد فرهنگی نقش کمرنگ‌تری دارد، اما ایالات متحده در بلندمدت تلاش دارد جایگاه ایدئولوژیک و فرهنگی خود را در قفقاز افزایش دهد تا نفوذ نرم فرهنگی و رسانه‌ای ایران و روسیه کاهش یابد. صحبت‌های مداخله جویانه ونس در ایروان مورد آشوب‌های داخلی ایران را باید جلوه‌ای از این امر دانست.

حضور افرادی در پوشش مبلغ مذهبی مسیحی در ایروان و استان سیونیک ارمنستان که به صراحت علیه جمهوری اسلامی ایران موضع میگیرند، تلاش می‌کنند کلیسای حواری ارمنی را به عنوان تکیه گاه تاریخی و ضامن استقلال و تمامیت ارضی ارمنستان تضعیف کنند و با تبلیغ مسیحیت صهیونیستی و اوانجلیستی در ارمنستان در این کشور شکاف‌های عقیدتی و فرهنگی و سیاسی ایجاد می‌کنند را باید در همین راستا در نظر گرفت.

تبلیغ روابط اجتماعی ولنگارانه در جامعه سنتی ارمنستان که روحی شرقی دارد، تلاش برای ایجاد فرقه‌های مختلف ضدکلیسای حواری ارمنی و اختصاص بودجه‌های کلان از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا برای تاسیس انواع سازمان‌های مردم نهاد و رسانه‌های غربگرا را باید در همین راستا تفسیر کرد.

این مسیر معمولاً از طریق اجرای برنامه‌های آموزشی و علمی خاص و همکاری‌های ظاهرا دانشگاهی و فرهنگی هم دنبال می‌شود. اسرائیل هم ابتدا با نفوذ در رسانه ها، مدارس و دانشگاه‌های جمهوری آذربایجان و روایت سازی جعلی ضدایرانی در حوزه تمدن، هویت، تاریخ و مذهب برای اهالی این کشور توانست به نفوذ سیاسی، امنیتی و اقتصادی فعلی دست یابد.

واکنش و گزینه‌های ایران چیست؟

ایران و تا حدی روسیه این سفر را نه یک «دیدار دیپلماتیک معمولی»، بلکه بخشی از دستکاری و خرابکاری ژئوپلیتیک آمریکا علیه موقعیت ترانزیتی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی خود در قفقاز می‌بینند؛ مخصوصاً به‌دلیل حساسیت تهران نسبت به هر کریدوری که قفقاز را بدون ایران به اروپا وصل کند. ایران باید در واکنش به مسایل زیر توجه کند:

۱. موضع‌گیری سیاسی–رسانه‌ای:

• تأکید دوباره بر این خط قرمز که هرگونه تغییر ژئوپلیتیک در مرز‌های منطقه (به‌ویژه مرز ارمنستان–ایران) غیرقابل قبول است.»

• برجسته‌سازی خطر کریدور تحمیلی و جعلی زنگزور برای ثبات منطقه

• هشدار غیرمستقیم به ایروان که جایگزینی تضمین‌های امنیتی ایرانی- روسی با وعده‌های آمریکا که به قفقاز تنها به عنوان یک زمین بازی برای مقابله با ایران و روسیه می‌نگرد، قابل اتکا، همیشگی و پایدار نیست.

۲. فعال‌سازی دیپلماسی با ایروان از طریق:

• افزایش تماس‌های سطح بالا با ارمنستان

• یادآوری مزایای مسیر ایران که امن‌تر و ارزان‌تر بوده و بدون گروگان گیری سیاسی در دسترس است.

• پیشنهاد تسریع در اجرای پروژه‌های در حال اجرا یا معطل‌مانده در عرصه جاده سازی، انرژی، ترانزیت

۳. اقدامات راهبردی ایران در حوزه‌️ انرژی:

ایران می‌داند که آمریکا مستقیماً نمی‌تواند راکتور متسامور روسیه را «ببندد»، اما می‌خواهد ارمنستان را از منظومه همکاری در بخش انرژی با روسیه و ایران خارج کند.

پاسخ مناسب ایران:

• تقویت قرارداد‌های تبادل گاز–برق ایران و ارمنستان

• پیشنهاد افزایش ظرفیت تبادل انرژی

• اتصال ارمنستان به شبکه برق منطقه‌ای ایران–روسیه (به‌عنوان بدیل غرب)

است. پیام تهران این است که انرژی ارسالی باکو، موقت، تبلیغاتی، ناامن و سیاسی است.

۴. ترانزیت و کریدور:

این عرصه حساس‌ترین بخش برای ایران بوده و پاسخ‌های عملی ایران شامل موارد زیر است:

• تسریع در تکمیل کریدور شمال–جنوب (INSTC) با جلب همراهی بیشتر هند، ارمنستان، گرجستان و روسیه و حتی چین

• فشار دیپلماتیک برای جلوگیری از اجرای هر مدلی از کریدور خارج از حاکمیت ارمنستان که ممکن است باعث تغییرات هویتی و جمعیتی در سیونیک و جدایی آن از ارمنستان و از دست رفتن مرز این کشور با ایران شود.

در واقع ایران باید تلاش کند که این گزاره را جا بیندازد: کریدور آمریکایی به معنای بی‌ثباتی امنیتی و ورود ارمنستان به رقابت ژئوپلیتیک خطرناکی است که آن را بی پناه و زمین بازی دیگران خواهد کرد.

پیشنهادی باخبر