به گزارش ایسنا ایرج حشمتی در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران قرار داده، آورده است: کنفرانس بینالمللی مدیریت آلودگی هوا بار دیگر نشان داد که بحرانهای محیط زیستی، انرژی و بودجه با هم گره خوردهاند. در این نشست، عالیترین مقام هواشناسی کشور هشدار داد: «پنجره فرصتها برای اقدامات اقلیمی روز به روز کوچکتر میشود.» این هشدار تنها بازتاب فشار جهانی گرمایش زمین نیست، بلکه بخش قابل توجهی از آن ناشی از فرصتسوزی منابع داخلی و ضعف حکمرانی محیط زیست است.
یکی از شاخصهای روشن این فرصتسوزی در گزارش رئیس سازمان برنامه و بودجه در ۲۰ آبان ۱۴۰۴ مشخص شد. او تأکید کرد که سالانه حدود ۶ میلیارد دلار صرف واردات بنزین میشود؛ منابعی که مستقیماً از نان، دارو و بنیه دفاعی کشور کاستهاند. همزمان ایران روزانه حدود ۵۰ میلیون مترمکعب گاز همراه نفت را در مشعلها میسوزاند؛ هرچند این رقم یک برآورد تقریبی است و ممکن است در طول سالهای گذشته نوسان داشته باشد. مجموع منابع از دسترفته از سال ۱۳۹۶ تاکنون نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار برآورد میشود؛ منابعی که میتوانستند صرف توسعه حمل و نقل عمومی، برقیسازی ناوگان، بهبود کیفیت سوخت و سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر شوند و همزمان انتشار دیاکسیدکربن را کاهش دهند.
بودجه عمرانی نیز محدودیت جدی منابع را نشان میدهد. کل بودجه عمرانی کشور در سال گذشته حدود ۴۰۰ همت بوده و حتی با تخصیص ۴۳۰ همت، تکمیل پروژههای حملونقل بیش از یک قرن و طرحهای آب و فاضلاب حداقل ۳۵ سال طول خواهد کشید. این واقعیت نشان میدهد که هر دلار هزینهشده در واردات سوخت یا سوزاندن گاز، عملاً از سرمایهگذاری در زیرساختها و پروژههای زیستمحیطی کاسته است. بخشی از این منابع میتوانست برای تقویت شبکه دیدبانی سازمان هواشناسی، احیای دادههای بالایی جو و بومیسازی مدلهای پیشبینی استفاده شود و بخشی دیگر نیز برای اجرای قانون هوای پاک توسط دستگاههای اجرایی اختصاص یابد تا کنترل آلودگی هوا و کاهش انتشار آلایندهها بهصورت هماهنگ و مؤثر انجام شود.
از منظر اقلیمی، سوزاندن این میزان گاز همراه نفت باعث انتشار حدود ۳۶ میلیون تن دیاکسیدکربن در سال و بیش از ۳۰۰ میلیون تن انتشار تجمعی طی هشت سال گذشته شده است. این افزایش دیاکسیدکربن نه تنها فشار مضاعفی بر منابع ارزی کشور وارد کرده است بلکه سرمایهگذاری در پروژههای کمکربن و کاهش انتشار آلودگیها را محدود کرده است. افزایش بارگذاری صنعتی و جمعیتی در کلانشهرها نیز نشان میدهد که مشکل تنها فنی نیست و ضعف هماهنگی بین بخشی و ضمانت اجرایی نقش مهمی دارد.
پیام روشن است: کوچک شدن پنجره فرصت اقدامات اقلیمی نتیجه فشار جهانی و همزمان فرصتسوزی منابع داخلی و ضعف حکمرانی محیط زیست است. اصلاح این وضعیت نیازمند تصمیمهای جدی و سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختها، انرژی پاک و مدیریت یکپارچه دستگاههای اجرایی است. برگزاری کنفرانسها و نشستهای بینالمللی میتواند آگاهی و همافزایی ایجاد کند، اما تا زمانی که هشدارها به اقدام عملی و تخصیص منابع واقعی تبدیل نشود، اثرگذاری آنها محدود باقی خواهد ماند.
انتهای پیام


