طرفداری | آیا صدام حسین واقعاً هزاران پلیاستیشن ۲ خرید تا با اتصال آنها به یکدیگر، سوپرکامپیوتری برای برنامههای موشکی و اتمی بسازد؟ این ادعا که در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی فضای رسانهای را پر کرد، شبیه به یک داستان علمی-تخیلی هالیوودی به نظر میرسد؛ اما ریشهاش در واقعیترین محدودیتهای فناوری و تحریمهای بینالمللی نهفته است.
داستان از سال ۲۰۰۰ آغاز شد، زمانی که سونی کنسول پلیاستیشن ۲ را با پردازنده قدرتمند Emotion Engine عرضه کرد. این تراشه که قادر به انجام ۶.۲ گیگافلاپس محاسبات در ثانیه بود، توجه دولت ژاپن را جلب کرد؛ کشوری که PS2 را به عنوان «کالای حساس نظامی» طبقهبندی نمود و صادرات آن به عراق را ممنوع اعلام کرد. گزارشهایی از سوی رسانههای غربی مانند WorldNetDaily و NBC ادعا کردند که رژیم بعث عراق، به دلیل تحریمهای سازمان ملل که خرید مستقیم سوپرکامپیوترها را ناممکن میکرد، بیش از ۴۰۰۰ واحد پلی استیشن 2 وارد کرده تا با خوشهبندی (clustering) آنها، سیستمی برای هدایت موشکهای اسکاد یا شبیهسازیهای هستهای بسازد.
طرفداران این فرضیه استدلال میکردند که PS2 با حافظه گرافیکی Vector Units (VU0 و VU1)، معماری موازی و مصرف انرژی پایین، گزینهای ایدهآل برای دور زدن تحریمهاست. در نگاه آنها، عراقِ تحت تحریم که دسترسی به فناوریهای پیشرفته IBM یا Cray را نداشت، به کنسولهای بازی روی آورده بود؛ همانطور که بعدها ارتش آمریکا از پلی استیشن 3 برای سوپرکامپیوترهای راداری استفاده کرد. حتی شایعاتی مبنی بر کشف انبارهای PS2 در بغداد پس از حمله ۲۰۰۳ وجود داشت و برخی تحلیلگران غربی آن را نشانهای از تهدید قریبالوقوع میدانستند؛ داستانی که به عملیات روانی برای توجیه حمله به عراق دامن میزد.

این افسانه اما در نیمه نخست دهه ۲۰۰۰ بُعد رسانهای تازهای هم یافت. با انتشار تصاویر ماهوارهای مشکوک از بنادر عراق و گزارشهای گمرکی مبنی بر واردات غیرعادی کنسولها، نگرانیها اوج گرفت. منتقدان میگفتند هر پلی استیشن 2 معادل یک پردازنده ۳۰۰ مگاهرتزی با قابلیتهای گرافیکی موازی است؛ و هزاران واحد از آنها میتوانستند تیمی از دانشمندان هستهای را در شبیهسازیهای پیچیده یاری کنند. حتی سونی در بیانیهای رسمی صادرات به خاورمیانه را تأیید نکرد، اما سکوتش به شایعات جان تازه داد.
اما این داستان وقتی با عینک فنی و تاریخی بررسی شود، رنگ میبازد. نخست اینکه پس از سقوط بغداد در ۲۰۰۳، نیروهای ائتلاف هیچ انباری از PS2های خوشهبندیشده، کابلهای شبکهسازی یا مدارک مرتبط پیدا نکردند؛ جستجوها در تأسیسات نظامی و علمی عراق به جایی نرسید. از نظر فنی هم، پلی استیشن 2 با تنها ۳۲ مگابایت RAM و پهنای باند شبکه ضعیف (بدون Ethernet داخلی)، برای محاسبات موشکی واقعی که نیاز به ترابایتها حافظه و ارتباط فیبر نوری داشت، ناکارآمد بود. حتی اگر هزاران واحد را متصل میکردند، بازدهیشان کمتر از یک سرور معمولی دهه ۹۰ میشد؛ چیزی که عراق از قبل داشت.
حقیقت این است که بخش بزرگی از این ادعا بر پایه حدس و گمانهای رسانهای بنا شده بود. در علم کامپیوتر، مفهوم «کنسولمحور» (console clustering) واقعی است (همانطور که قبلا اشاره کردیم نیروی هوایی آمریکا در سال ۲۰۱۰ با ۱۷۶۰ دستگاه پلی استیشن 3 سوپرکامپیوتری ۳۲ ترافلاپسی ساخت) اما برای عراقِ صدام، که بودجه نظامیاش عمدتاً صرف موشکهای روسی و دانشمندان مهاجر میشد، پلی استیشن 2 بیشتر یک کالای لوکس ممنوعه برای متمولان بعثی بود تا ابزار جنگی. گزارشهای اطلاعاتی CIA و MI6 نیز بعدها تأیید کردند که واردات PS2 عمدتاً قاچاقی و برای بازار سیاه بود، نه پروژههای نظامی.
پس چرا این شایعه هنوز زنده است؟ واقعیت این است که در دوران پیش از حمله به عراق، رسانههای غربی با بزرگنمایی تهدیدها (از سلاحهای کشتار جمعی تا سوپرکامپیوترهای بازی) افکار عمومی را برای جنگ آماده میکردند. اگرچه نفوذ فناوری مصرفی در برنامههای نظامی (مانند پهپادهای آمریکایی که با گیمپد هدایت میشوند) غیرقابل انکار است، اما تبدیل صدام به «پادشاه پلیاستیشن» بیش از آنکه واقعیت فنی باشد، برداشتی هیجانانگیز از محدودیتهای تحریم برای فروش روزنامهها و توجیه سیاست خارجی بود.
شاید پلی استیشن استعارهای از سادهسازی تهدیدهای پیچیده باشد، اما در دنیای واقعی، هیچ موشکی با پردازنده و دوالشاکهای پلی استیشن 2 شلیک نشد.



