به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از عصر ایران، سینمای ایران همیشه داستانگوی عاشقانههایی منحصربهفرد بوده است. عشق در فیلمهای ایرانی شکلهای مختلفی دارد؛ گاهی در سکوت و نگاههای دزدکی پنهان است، گاهی در دل یک بحران اجتماعی تلخ شکوفا میشود و گاهی نیز بهانهای برای شناخت بهتر خود و دیگری است.
به گزارش چطور، این لیست سفری است به دنیای بهترین فیلمهای عاشقانه ایرانی؛ از آثار کلاسیکی که با آنها خاطره داریم تا فیلمهای جدیدی که تصویری مدرن و واقعگرایانهتر از عشق را به نمایش میگذارند.
۳۰. خواب سفید
«خواب سفید» یک عاشقانه شیرین، ساده و بسیار خلاقانه است که بخش عمده جذابیت خود را مدیون هنرنمایی حمید جبلی و ساختار منحصربهفردش است. فیلم داستان رضا، جوانی تنها و خجالتی را روایت میکند که در مغازه فروش لوازم عقد و عروسی کار میکند و دلباخته دختری میشود که برای خرید به مغازه او میآید. «خواب سفید» یک فیلم بیادعا و دوستداشتنی درباره یک عشق پاک و معصومانه است که با نگاهی گرم و انسانی، سادگی و زیبایی عشقهای قدیمی را به تصویر میکشد و تجربهای متفاوت و دلنشین را برای مخاطب رقم میزند.
۲۹. پارک وی
«پارک وی» یکی از اولین و جنجالیترین تلاشهای سینمای ایران برای ورود به ژانر ترسناک روانشناختی (اسلشر) است که داستانی از یک عشق بیمارگونه و ویرانگر را روایت میکند. کوهیار، یک جوان روانپریش و ثروتمند، به شکلی وسواسگونه عاشق دختری به نام رها میشود و با او ازدواج میکند. اما این رابطه به تدریج چهره واقعی و ترسناک خود را نشان میدهد و رها خود را در خانهای بزرگ، اسیر یک شوهر دیوانه و مادری مرموز مییابد. فریدون جیرانی در این فیلم، به جای یک عاشقانه لطیف، به سراغ وجه تاریک و خطرناک عشق یعنی کنترلگری، حسادت و جنون میرود.
۲۸. رویای خیس
«رویای خیس» یکی از فیلمهای بسیار پرسر و صدا و محبوب در میان نوجوانان دهه ۸۰ بود که با جسارت به موضوع بلوغ و عشق در سنین حساس نوجوانی میپرداخت. داستان فیلم درباره آرش، پسر ۱۶ سالهای است که با دختری به نام نازنین آشنا میشود و یک عشق پرشور و ممنوعه میان آنها شکل میگیرد. پوران درخشنده در این فیلم به خوبی شکاف نسلی، عدم درک متقابل میان والدین و فرزندان و طغیانهای دوره نوجوانی را به تصویر میکشد. هرچند فیلم از نگاه امروز شاید کمی ساده به نظر برسد، اما در زمان اکران خود، به دلیل پرداختن به موضوعی که کمتر در سینمای ایران به آن پرداخته شده بود، اثری مهم و بسیار پرمخاطب محسوب میشد.
۲۷. شاعر زبالهها
«شاعر زبالهها» داستان رفتگری را روایت میکند که عاشق ادبیات و شعر است، بااینحال زبالههای خانهها را جمع میکند. همین رفتن به خانههای مختلف هم باعث میشود سر از اسراری عاطفی درآورد. اگر کنجکاو شدهاید که چه اسراری، بهتر است خودتان این فیلم از فهرست فیلم های عاشقانه ایرانی را ببینید.
۲۶. پل چوبی
اگر دنبال تماشای عاشقانهای پیچیده هستید، باید «پل چوبی» را ببینید. در این فیلم که ۲ سال پس از تولیدش اکران شد، ماجرای امیر و شیرین را دنبال میکنیم. آنها که ۱۰ سال از ازدواجشان گذشته است، قصد دارند به خارج از کشور مهاجرت کنند، اما وقتی خاطرات عشقهای قدیمی یادآوری میشوند، اوضاع تغییر میکند.
۲۵. نیمهشب اتفاق افتاد
عشق پسر جوان آوازخوان به خانم مسن آشپز ماجرای این داستان عاشقانه است. همین قضیه بهظاهر ساده کل لایههای داستان را شکل داده است و مخاطب را درگیر خود میکند.
۲۴. در میان ابرها
یک عاشقانه لطیف و کمتر دیدهشده در پسزمینه جنگ. داستان نورا (الناز شاکردوست)، دختری که به عنوان امدادگر در مناطق مرزی کار میکند و مالک (یونس غزالی)، جوان عراقی که در جستجوی خواهر گمشدهاش به ایران پناه آورده است. فیلم یک داستان انسانی و آرام درباره شکلگیری یک عشق پاک و معصومانه در شرایطی سخت است و از آثار قابل تامل و شریف سینمای ایران به شمار میرود که نگاهی متفاوت به مقوله جنگ و تأثیرات آن بر انسانها دارد.
۲۳. شام آخر
این فیلم داستانی خاص دارد درباره استاد دانشگاهی که پس از مدتها زندگی مشترک، از همسرش طلاق میگیرد و با دخترش به خانه پدریاش برمیگردد و عاشق میشود، اما عاشق کسی که دخترش میخواهد با او ازدواج کند. با تماشای فیلم خواهید فهمید که این ماجرای پیچیده به کجا ختم میشود.
۲۲. قرمز
«قرمز» یک تریلر روانشناختی است که به شکلی جسورانه در زمان خود، یک رابطه عاشقانه سمی و پر از شک، کنترلگری و خشونت را به تصویر میکشد. داستان هستی (هدیه تهرانی)، زنی که با همسر بدبین و شکاک خود، ناصر (محمدرضا فروتن)، درگیر است، یکی از بهترین نمونههای سینمای ژانر در ایران است که در هسته خود، یک عاشقانه تلخ و ویرانگر را جای داده است. این فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه عشق میتواند به تدریج به یک رابطه بیمارگونه و خطرناک تبدیل شود.
۲۱. عصبانی نیستم!
«عصبانی نیستم!» صدای نسل جوانی است که عشقشان زیر فشار مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در حال له شدن است. داستان نوید (نوید محمدزاده)، دانشجوی ستارهداری که به دلیل فعالیتهای سیاسی از دانشگاه اخراج شده و تلاش میکند خشم خود را کنترل کند تا بتواند با دختر مورد علاقهاش، ستاره (باران کوثری) ازدواج کند. این فیلم یک عاشقانه سیاسی و اجتماعی بسیار مهم و تأثیرگذار است که به خوبی بنبست نسل جوان در مواجهه با بیکاری، بیعدالتی و فشارهای اجتماعی را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه این فشارها، یک عشق پاک را به مرز نابودی میکشاند.
۲۰. شب یلدا
یک فیلم منحصر به فرد که تقریباً تمام آن در یک خانه و در طول یک شب میگذرد. حامد (محمدرضا فروتن) که همسرش او را ترک کرده و به خارج از کشور رفته، در شب یلدا، در تنهایی خود با مرور فیلمها و خاطرات گذشته، با عشق، حسادت و درد جدایی دست و پنجه نرم میکند. «شب یلدا» یک تصویر بسیار واقعی، ملموس و دردناک از عشق از راه دور و سوءتفاهمهایی است که فاصله ایجاد میکند. این فیلم یک تجربه احساسی قدرتمند است که هرکس طعم جدایی را چشیده باشد، با آن ارتباط عمیقی برقرار میکند.
۱۹. رگ خواب
این فیلم داستان مینا (لیلا حاتمی)، زنی تنها و جدا شده است که با مردی به ظاهر جذاب و هنرمند به نام کامران (کوروش تهامی) آشنا میشود و به سرعت دلباخته او میشود. اما این عشق رؤیایی، او را به ورطه یک رابطه ویرانگر، وابسته و تحقیرآمیز میکشاند. «رگ خواب» یک تصویر هشداردهنده و بسیار دقیق از یک نوع رابطه ناسالم و شکنندگی یک زن عاشق است. بازی لیلا حاتمی در این فیلم، که برای آن سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را نیز دریافت کرد، یکی از قدرتمندترین و بهیادماندنیترین اجراهای کارنامه اوست.
۱۸. لیلا
«لیلا» یکی از مهمترین و دردناکترین عاشقانههای سینمای ایران است که به یک بحران کلاسیک در روابط زناشویی میپردازد. لیلا و رضا (لیلا حاتمی و علی مصفا)، زوجی جوان و بسیار عاشق هستند که زندگیشان پس از مشخص شدن ناباروری لیلا، با فشار ویرانگر مادرشوهر (جمیله شیخی) برای ازدواج مجدد رضا، دچار بحرانی عمیق میشود. فیلم به شکلی بینظیر، عشق، فداکاری، حسادت و فشارهای خردکننده سنت بر یک زن را به تصویر میکشد. بازی لیلا حاتمی در نقش زنی که برای خوشبختی همسرش، خودش رقیب عشقی را انتخاب میکند، یکی از ماندگارترین اجراهای سینمای ایران است.
۱۷. آتابای
کاظم مرد میانسالی است که در روستایی کوچک زندگی میکند. او دانشگاه را ترک کرده تا عشق سابقش را فراموش کند. بااینحال در روستای پیرکندی، عشق دوباره به انتظار کاظم نشسته است. او در این روستا با ۲ خواهر مواجه میشود که عاشقانه جدیدی را برای کاظم رقم میزنند.
۱۶. بمب؛ یک عاشقانه
در بحبوحه بمبارانهای تهران در دوران جنگ ایران و عراق، زن و شوهری به نام ایرج و میترا که در آستانه جدایی هستند، مجبور میشوند لحظات بیشتری را در پناهگاه و در کنار هم سپری کنند. فیلم به جای تمرکز بر وحشت جنگ، بر روابط انسانی، عشقهای خاموش و زندگیهایی که در دل یک بحران بزرگ جریان دارد، تمرکز میکند. پیمان معادی با خلق یک فضای نوستالژیک و لطیف، داستانی را روایت میکند که نشان میدهد حتی در دل ترسناکترین شرایط، عشق و امید میتواند راه خود را پیدا کند.
۱۵. حیران
این فیلم سینمایی ایرانی عاشقانه روایت جوانی افغانستانی است که عزتنفس زیادی دارد. او با پرداخت اجارهخانهای که چندان الزامی هم به آن نیست، پولی که برای شهریه دانشگاهش بوده و نیز کارت دانشجوییاش را از دست میدهد. بعد از این اتفاق، او بیهویت و به مهاجری غیرقانونی تبدیل و زندگی عاشقانهاش با ماهی دستخوش تغییراتی میشود.
۱۴. درخت گلابی
«درخت گلابی» یک فیلم شاعرانه و نوستالژیک درباره عشقی گمشده در دوران نوجوانی است. محمود (همایون ارشادی)، نویسندهای مسن که برای نوشتن کتاب جدیدش دچار بحران خلاقیت شده، به باغ پدری خود در دماوند پناه میبرد. او در آنجا غرق در خاطرات عشق آتشین و پاکش به دخترعمهاش «میم» (گلشیفته فراهانی) در دوران نوجوانی میشود.
فیلم به زیبایی حسرت، خاطره و تأثیر عمیق و ماندگار عشق اول بر تمام زندگی و آثار یک هنرمند را به تصویر میکشد. این فیلم با فضاسازی آرام، روایت لطیف و غیرخطیاش، یکی از متفاوتترین و هنریترین عاشقانههای سینمای ایران است که بیشتر شبیه به یک شعر بصری است.
۱۳. ماهیها عاشق میشوند
عزیز تصمیم گرفته است که پس از ۲۲ سال به زادگاهش بازگردد تا برخی از داراییهایش از جمله خانه پدری را بفروشد. بعد از اینکه عزیز به خانه پدری بازمیگردد، متوجه میشود که این خانه به رستورانی تبدیل شده است. این رستوران را ۴ زن از جمله آتیه، کسی که زمانی عاشق او بوده، اداره میکنند. آتیه میخواهد عزیز را متقاعد کند که خانه را نفروشد.
این عاشقانه جذاب در زمان اکران خود با استقبال مخاطبان روبهرو شد. شما هم اگر به عاشقانهای دوستداشتنی از سینمای ایران علاقه دارید، نباید تماشای «ماهیها عاشق میشوند» را از دست بدهید.
۱۲. روسری آبی
این فیلم یکی از جسورانهترین و زیباترین عاشقانههای کلاسیک سینمای ایران است. داستان عشق میان رسول رحمانی (عزتالله انتظامی)، پیرمرد ثروتمند و تنها که مالک یک مزرعه است و نوبر کردانی (فاطمه معتمدآریا)، زن جوان و فقیری که برای کار به آنجا آمده است. «روسری آبی» به زیبایی کلیشههای مربوط به اختلاف سنی و طبقاتی در عشق را به چالش میکشد و داستانی انسانی و قابل احترام از دو انسان تنها را روایت میکند که در کنار هم به آرامش و معنا میرسند.
فیلم با نگاهی عمیقاً انسانی و به دور از قضاوت، نشان میدهد که عشق میتواند فراتر از قراردادهای اجتماعی شکل بگیرد. این فیلم یک اثر ماندگار از یکی از بهترین کارگردانان زن سینمای ایران است.
۱۱. دوئت؛ یک فیلم سینمایی ایرانی عاشقانه
مینو و حامد زن و شوهریاند که زندگی نسبتا خوبی دارند، اما اتفاقی رخ میدهد و مینو با همسرش به دیدار زنی بهنام سپیده میرود. منتها سپیده و حامد در گذشته همدیگر را دیدهاند و خاطراتی برایشان زنده میشود. این خاطرات رفتهرفته باعث تازهشدن زخمی قدیمی میشوند.
۱۰. چند متر مکعب عشق
عبدالسلام مهاجری افغانستانی است و بههمراه دخترش مرونا در یک کارگاه زندگی میکند. صابر پسری ساده است که کمکم وارد ماجرا میشود و عاشق مرونا میشود. این دو برای وصال ماجراهای زیادی را پشتسر میگذارند. درنهایت روزی که قرار است باهم دیداری عاشقانه داشته باشند، متوجه میشوند که جانشان در خطر است. ماجرا چیست؟ این را خودتان باید ببینید.
۹. طلا
این فیلم داستان چند جوان را روایت میکند که قصد دارند با سرمایه اندک خود یک رستوران راه بیندازند، اما با یک بحران مالی بزرگ روبرو میشوند. در مرکز این داستان، رابطه دو نفر از اعضای گروه، منصور و دریا (با بازی هومن سیدی و نگار جواهریان) قرار دارد. «طلا» به خوبی نشان میدهد که چگونه فشار خردکننده اقتصادی و استرس ناشی از آن میتواند یک رابطه عاشقانه را تحت تأثیر قرار داده و آدمها را در برابر آزمونهای اخلاقی سختی قرار دهد.
عشقی که در ابتدا پر از امید و رویاست، به تدریج با دروغ، پنهانکاری و تصمیمهای دشوار آلوده میشود. این فیلم یک تصویر واقعگرایانه، ملموس و تلخ از دغدغههای نسل جوان امروز ایران و تأثیر مستقیم اقتصاد بر روابط عاطفی آنهاست.
۸. دلشدگان
شاهکار مرحوم علی حاتمی، داستان گروهی از موسیقیدانان ایرانی در دوره قاجار است که برای ضبط اولین صفحه موسیقی ایرانی به پاریس سفر میکنند. در دل این داستان تاریخی و موزیکال، چندین روایت عاشقانه لطیف و شاعرانه به سبک منحصربهفرد و زبان فاخر علی حاتمی جریان دارد. عشق میان طاهرخان (امین تارخ) و شاهزاده ترک (لیلا حاتمی) یکی از این روایتهاست. «دلشدگان» یک فیلم چشمنواز و گوشنواز درباره عشق به موسیقی، عشق به ایران و عشق به انسان است.
۷. طلا و مس
در این فیلم ماجرای طلبهای بهنام سید رضا را دنبال میکنیم. او به تهران آمده است تا در کلاسهای درس استادی قدیمی و مشهور بهنام «اخلاقی» شرکت کند. همهچیز خوب پیش میرود تا اینکه زهرا، همسر سید رضا، به بیماری سختی مبتلا میشود. حالا سید رضا باید میان درسهای استاد اخلاقی و تأمین معیشت خانواده یکی را انتخاب کند.
۶. سرخپوست
زندانی قدیمی بهدلیل مجاورت با فرودگاهی در حال توسعه باید تخلیه شود. سرگرد نعمت جاهد رئیس زندان است. او بههمراه مأمورانش در حال انتقال زندانیان به زندان جدید است که سرهنگ مدبر، رئیس مجموعه، نزد او میآید و میگوید که جاهد ترفیع گرفته و قرار است جانشین سرهنگ شود. سرگرد جاهد از این خبر بسیار خوشحال میشود، اما در همین حین خبر میرسد که یکی از زندانیان ناپدید شده است.
سرگرد جاهد متوجه میشود که این زندانی در محوطه پنهان شده است و دنبال او میگردد تا ترفیعش به خطر نیفتد. سوسن کریمی مددکار زندان است و با اخبار عجیبی به دیدار سرگرد جاهد میرود. در لابهلای این داستانها، بین یکی از افراد زندان با خانم مددکار رابطه عاشقانه و عجیبی شکل میگیرد.
۵. هامون
«هامون» داستان یک بحران است؛ بحران عشق، ایمان و روشنفکری. حمید هامون، مدیر یک شرکت وارداتی است که در حال نوشتن رسالهای درباره عشق و ایمان است. او در آستانه جدایی از همسرش مهشید قرار دارد که نقاش است. این بحران زناشویی، او را در یک سردرگمی فلسفی و روانی غرق کرده و به مرز جنون کشانده است. عشق او به مهشید با شک و تردیدهایش نسبت به همه چیز در هم آمیخته است.
هرچند «هامون» یک عاشقانه تلخ و پر از آشفتگی است، اما تصویر پیچیده و عمیقی که از ذهن یک مرد عاشق و روشنفکر در حال فروپاشی ارائه میدهد، آن را به یکی از مهمترین و کالتترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران تبدیل میکند. بازی بیبدیل و جاودانه خسرو شکیبایی در این فیلم، فراموشنشدنی است.
۴. تی تی
«تی تی» یک فیلم عاشقانه غیرمتعارف و جادویی است که در فضایی میان واقعیت و خیال حرکت میکند. تی تی (الناز شاکردوست) زنی با قلبی پاک، ساده و تقریبا کودکانه است که به عنوان خدمتکار کار میکند و با اجاره دادن رحم خود به دیگران، زندگی میگذراند. او با فیزیکدانی به نام ابراهیم (پارسا پیروزفر) آشنا میشود که در حال کار روی نظریهای درباره پایان جهان است.
تی تی باور دارد که میتواند با قدرت نفس خود بیماران را شفا دهد و این موضوع باعث شکلگیری یک رابطه عجیب و پر از شگفتی میان این دو انسان کاملاً متفاوت میشود. «تی تی» داستانی درباره تقابل علم و ایمان، عشق و مسئولیتپذیری است و با فضاسازی خاص و داستان شاعرانهاش، تجربهای جدید و منحصربهفرد در سینمای عاشقانه ایران ارائه میدهد.
۳. در دنیای تو ساعت چند است؟
این فیلم یک عاشقانه لطیف، شاعرانه و سرشار از حس نوستالژی است که از هیاهوی داستانهای رایج فاصله میگیرد. گلی (لیلا حاتمی) پس از سالها زندگی در فرانسه، به شهر زادگاهش رشت بازمیگردد. او در آنجا با فرهاد (علی مصفا) روبرو میشود؛ مردی که به نظر میرسد همه چیز را درباره گذشته فراموششده گلی میداند و سالهاست به شکلی پنهانی و صبورانه عاشق او بوده است.
فیلم به جای یک داستان پرهیجان، بر پایه خاطرات، حسرتها، سکوتها و یک عشق آرام و عمیق بنا شده است. «در دنیای تو ساعت چند است؟» یک تجربه سینمایی دلنشین و متفاوت است که با فضاسازی بینظیر، شما را در اتمسفر بارانی رشت، لهجه شیرین گیلکی و موسیقی زیبای کریستف رضاعی غرق میکند.
جالبه که توی چهلسالگیت یه جوری باشی غیر از بقیه؛ توی بیستسالگی که همه شاعرن!
۲. سنتوری
«سنتوری» داستان تلخ و عاشقانه یک زوج هنرمند در تهران مدرن است. علی (بهرام رادان)، نوازنده چیرهدست و محبوب سنتور، به همراه همسرش هانیه (گلشیفته فراهانی)، زندگی عاشقانهای دارند که با هنر و موسیقی گره خورده است. اما سقوط علی در دام اعتیاد ویرانگر، این عشق را به تدریج مسموم کرده و نابود میکند. این فیلم یک تراژدی مدرن و هشداردهنده درباره سقوط یک هنرمند و تأثیر آن بر رابطهاش است.
مهرجویی با نگاهی واقعگرایانه، نشان میدهد که چگونه عشق، هرچقدر هم که قوی باشد، در برابر نیروی ویرانگر اعتیاد شکننده است. موسیقی بهیادماندنی فیلم با صدای محسن چاوشی، به بخشی از حافظه جمعی یک نسل تبدیل شده و «سنتوری» را به یکی از ماندگارترین فیلمهای عاشقانه دهه هشتاد تبدیل کرده است.
۱. ملاقات خصوصی
«ملاقات خصوصی» یکی از پدیدههای سالهای اخیر سینمای ایران است که داستانی جسورانه و متفاوت را روایت میکند. پروانه (پریناز ایزدیار)، دختری از محلهای فقیرنشین است که مغازه عطاری پدرش را میگرداند. او برای کمک به پدر زندانیاش با مردی به نام فرهاد (هوتن شکیبا) در زندان آشنا میشود. این آشنایی که از طریق تلفن آغاز میشود، به تدریج به یک عشق عمیق و ممنوعه ختم میشود که تنها راه دیدارهایشان، ملاقاتهای هفتگی در زندان است.
فیلم به زیبایی یک رابطه عاشقانه را در بستری از مشکلات اجتماعی، فقر و دنیای زیرزمینی خلافکاران به تصویر میکشد و نشان میدهد که عشق چگونه میتواند در ناممکنترین و تاریکترین شرایط جوانه بزند. بازی درخشان پریناز ایزدیار و هوتن شکیبا و شیمی فوقالعاده میان آنها، این فیلم را به یک عاشقانه مدرن، نفسگیر و بسیار تأثیرگذار تبدیل کرده است.


