قبل از رسیدن حقوق، خرجها صف میکشند/ نبرد هر ماهه با مخارج/ 10 میلیون خرید سوپر 2 میلیون کرایه ماشین 19 میلیون حقوق
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از چندثانیه، زندگی بازی با اعداد نیست بلکه مقابله اعداد و حروف است. دو میلیون تومان کرایه ماشین، ده میلیون تومان خرید سوپری، ۱۹ میلیون تومان کل حقوق! هنوز اجاره خانه حساب نشده!
هر ماه، قبل از اینکه خودِ حقوق برسد، خرجها از راه میرسند؛ کرایهخانه، قسط، شهریه، قبضها. وقتی پیامک واریزی میآید، کارمند از قبل میداند این مبلغ صاحب دارد و سهمی برای نفسکشیدن او باقی نمیگذارد.
عددها توی فیش حقوق یک چیز میگویند، توی بازار و بنگاه و سوپرمارکت چیز دیگر؛ طبق آمار رسمی حداقل دستمزد حوالی ۱۰ میلیون است و متوسط هزینه یک خانوار شهری، دو تا سه برابر آن.
مسکن تافتهی جدابافتهی این هزینههاست. اجاره در بسیاری از شهرها ظرف یکسال آنقدر بالا رفته که سقف بالای سر، بهتنهایی میتواند نصف تا دو سوم درآمد را قورت بدهد.
بعد نوبت خوراک و درمان و آموزش میرسد و خانواده از انتخاب میرسد به حذف: کمتر گوشت و لبنیات بخوریم، وقت دندانپزشک و آزمایش خون عقب بیفتد، کلاسها مدتی تعطیل شوند، و سفر بماند برای وقتی دیگر!
اینجا عددها تبدیل میشوند به خلقوخو و رابطه و آینده؛ کارمندی که هر ماه باید از نو، لیست خرجها را قیچی کند، کمکم احساس شکست میکند، انگار مشکل از بیعرضگی خودش است، نه از ساختاری که هزینههایش از دستمزدها جلو زده است.
کارمند با کدام عدد زندگی میکند؟ نه با ۱۹ میلیونِ روی فیش، نه با ۵۰ میلیونِ جدول هزینهها؛ با فاصله میان این دو زندگی میکند، با اضافهکاری و وام و قرض و ناخنک زدن به پسانداز، و با اضطرابی مزمن که در هیچ گزارش رسمی ثبت نمیشود، اما در نبض هر خرید روزمره تند میزند.


