ناگفته‌های ساختمان شیشه‌ای در جشنواره عمار

ناگفته‌های ساختمان شیشه‌ای در جشنواره عمار

در شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، مستند «ساختمان شیشه‌ای» به کارگردانی حسین پالیزدار که  روایتی مستند، چندلایه و پژوهش‌محور از حملات علیه یک نهاد رسانه‌ای و فرهنگی کشور است، مورد توجه قرار گرفته است. این مستند که ایده شکل‌گیری آن در بحبوحه ناامنی‌ها و تخلیه موقت بخشی از تهران شکل گرفت، تلاشی است برای ثبت ماندگار واقعه‌ای که نه‌فقط یک ساختمان بلکه نماد رسانه‌ملی را هدف قرار داد.
در شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، مستند «ساختمان شیشه‌ای» به کارگردانی حسین پالیزدار که  روایتی مستند، چندلایه و پژوهش‌محور از حملات علیه یک نهاد رسانه‌ای و فرهنگی کشور است، مورد توجه قرار گرفته است. این مستند که ایده شکل‌گیری آن در بحبوحه ناامنی‌ها و تخلیه موقت بخشی از تهران شکل گرفت، تلاشی است برای ثبت ماندگار واقعه‌ای که نه‌فقط یک ساختمان بلکه نماد رسانه‌ملی را هدف قرار داد.
نویسنده زهرا صفایی - گروه فرهنگ و هنر
 
پالیزدار و گروهش به‌عنوان یکی از نخستین گروه‌های مستندساز وارد ساختمان آسیب‌دیده شدند و در شرایطی ناامن، با محدودیت‌های جدی، روایتی جامع و متفاوت از حادثه ارائه کردند. ساختمان شیشه‌ای ضمن انجام ۲۱ گفت‌وگو با طیفی متنوع از مدیران، خبرنگاران، نگهبانان و شاهدان عینی، از سطح گزارش‌های خبری عبور کرده و به خرده‌روایت‌های کمتر شنیده‌شده، جزئیات شهادت جان‌باختگان و ابعاد فنی و سازه‌ای حمله پرداخته است. یافته‌های پژوهشی مستند، از جمله شناسایی حداقل ۱۱ اصابت جدی و تنوع نوع شلیک‌ها، بر برنامه‌ریزی‌شده بودن تهاجم دلالت دارد. این اثر در بخش نبرد تمدنی ایران اسلامی با غرب در شانزدهمین دوره از جشنواره مردمی فیلم عمار حضور یافته است. در همین زمینه با حسین پالیزدار گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
ناگفته‌های ساختمان شیشه‌ای در جشنواره عمار


 ایده ساخت مستند ساختمان شیشه‌ای چگونه و در چه فضایی شکل گرفت؟
ایده ساخت این مستند در بحبوحه همان رویدادهای تلخ و در فضایی آکنده از بی‌ثباتی شکل گرفت. هنگامی که بخشی از تهران به دلیل ناامنی‌های آن دوره به‌طور موقت تخلیه شد، دغدغه ما این بود که به‌عنوان افرادی که در حوزه فیلمسازی فعال هستیم، روایتی مستند و ماندگار از آنچه رخ داده، ثبت کنیم. باوجود محدودیت‌های شدید امنیتی، ایده ساخت این مستند پس از پیشنهاد بسیج صداوسیما برای فیلمبرداری از داخل ساختمان آسیب‌دیده، قوت گرفت. آنها فضایی را فراهم کردند تا بتوانیم بدون دغدغه مجوزهای بیرونی، وارد محل حادثه شویم و ثبت تصاویر را آغاز کنیم. این نقطه شروع کار ما بود.
 
اولین مواجهه شما با ساختمان شیشه‌ای پس از حادثه چگونه بود؟

ما جزو اولین گروه‌هایی بودیم که پس از این واقعه وارد آن ساختمان شدیم. ورود به ساختمانی که سال‌ها در آن رفت‌وآمد داشتیم و به‌عنوان نمادی از رسانه‌ملی محسوب می‌شد، بسیار تلخ بود. درختان سوخته بودند، دیوارها از دود سیاه شده بودند، شیشه‌ها شکسته و تجهیزات نابود شده بود. این فضا نمادی از هجمه به یک نهاد فرهنگی و رسانه‌ای بود. با این حال، همین ویرانی، انگیزه ما را برای ثبت دقیق ماجرا و روایت صادقانه آن قوی‌تر کرد. با تلاش مداوم و ارتباط با شاهدان، مصاحبه‌ها را جمع‌آوری کردیم و از راه ارتباط با سوژه‌ها تصاویر لازم را به دست آوردیم.
 
شرایط محیطی ساختمان پس از حادثه چه تأثیری بر روند فیلمبرداری داشت؟

یکی دیگر از دشواری‌های ساخت این مستند، ناامن بودن محیط ساختمان پس از حادثه بود. تمامی طبقات از خرده‌شیشه پوشیده شده بود؛ به‌گونه‌ای که در حین حرکت و تصویربرداری، این خرده‌شیشه‌ها به درون کفش تمامی عوامل نفوذ می‌کرد و ما ناگزیر بودیم به‌طور مداوم آنها را از کفش‌های خود خارج کنیم تا از آسیب دیدن پاها جلوگیری شود.
 
ساختمان شیشه‌ای چه تفاوتی با آثار مشابه یا گزارش‌های خبری دارد؟

از همان ابتدای شروع کار ساخت ساختمان شیشه‌ای، یکی از دغدغه‌های ما این بود که این اثر مشابه گزارش‌های خبری فوری یا تولیدات متعارف نباشد. برای این منظور، چند راهبرد را دنبال کردیم. اولین نکته، گستردگی مصاحبه‌ها بود. ما به‌جای تمرکز بر یک گروه خاص، با ۲۱ نفر از اقشار مختلف، از مدیران و خبرنگاران گرفته تا نگهبانان و شاهدان عینی گفت‌وگو کردیم. همچنین تلاش کردیم به خرده‌روایت‌های کمتر گفته‌شده بپردازیم؛ از جزئیات دقیق شهادت جان‌باختگان حادثه تا بررسی آسیب‌های واردشده به ساختمان. نقطه قوت این اثر نسبت به آثار مشابه، چندبعدی بودن و جامعیت محتوایی آن است. علاوه‌بر این، با نگاهی فرامرزی و بین‌المللی، روایت مستند را به‌گونه‌ای پیش بردیم که برای مخاطب غیرایرانی نیز قابل درک باشد. اثر به زبان‌های استانبولی، عربی، انگلیسی و اسپانیایی ترجمه و زیرنویس شد و این امکان را دارد که برای مهمانان خارجی نمایش داده شود تا قضاوت آنها، مظلومیت ما و نقض حقوق بشر و کنوانسیون‌های مربوط به مصونیت رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها را آشکار کند؛ به‌گونه‌ای که مخاطبی که کیلومترها از ما فاصله دارد، در طول یک ساعت وارد دنیای ما شود.
 
هدف نهایی شما از ساخت این مستند چیست؟

آرمان اصلی ما این است که این اثر بتواند در عرصه بین‌المللی اکران شود. هدف، نمایش و اثبات تخلفات آشکار از قوانین بین‌المللی و کنوانسیون‌های حفاظت از رسانه‌هاست. حتی تصور این‌که این مستند به‌عنوان سند و مدرک درمرجعی مانند دادگاه لاهه ارائه شود، برای ما اهمیت زیادی دارد. این‌که اثر بتواند درچنین فضایی مطرح شود،به معنای تأثیرگذاری عینی و ملموس آن است. نهایت آرزوی ما این است که این روایت هم درذهن مخاطبان وهم درنهادهای بین‌المللی اثر بگذارد.

بازخورد مخاطبان چه تأثیری بر نگاه شما به اثر داشت؟
بازخورد گرم مخاطبان، اراده مرا برای ادامه این مسیر مستحکم‌تر کرد. در اکران‌های خصوصی که خودمان برگزار کردیم، واکنش‌های بسیار مثبتی دیدیم. حتی در جشنواره «حقیقت»، مخاطبان با تهیه بلیت برای تماشای اثر آمدند. اما نکته تأمل‌برانگیزتر، واکنش کسانی بود که خود در بطن ماجرا حضور داشتند و شخصیت‌های اصلی این روایت بودند. برخی از آنها گفتند با وجود حضور مستقیم در مرکز حادثه، این مستند توانسته زوایای پنهان و ابعاد ناشناخته‌ای از واقعه را برای‌شان روشن کند. آنها اشاره کردند که پیش‌تر فقط از منظر محدود خود به ماجرا نگاه می‌کردند، اما این اثر با نگاهی جامع، تصویری فراگیر و حتی عبرت‌آموز ارائه داده است.  برای من، این بازخورد یکی از ارزشمندترین دستاوردهای کار بود. وقتی شاهدان عینی خود واقعه به بینش تازه‌ای می‌رسند، می‌توان امید داشت که مخاطب عمومی نیز با لایه‌هایی ژرف و نو روبه‌رو شود. همچنین برخی مخاطبان نسبت به ایمنی ما در هنگام فیلمبرداری ابراز نگرانی کردند که این دغدغه برای ما بسیار ارزشمند بود.
 
در جریان پژوهش به چه یافته‌های جدیدی دست یافتید؟

یکی از نکات قابل تأمل، تعداد اصابت‌ها به ساختمان شیشه‌ای بود. درحالی‌که در برخی گزارش‌ها فقط از چهار اصابت نام برده می‌شد، بررسی‌های میدانی دقیق ما نشان داد حداقل ۱۱ اصابت جدی به ساختمان وارد شده است. تفاوت در نوع شلیک و آثار به‌جا‌مانده شگفت‌انگیز بود؛ سه مورد از این اصابت‌ها آن‌قدر شدید بودند که سقف طبقه چهارم را فرو ریختند و نمونه‌هایی مانند خمپاره‌های پرتاب دوزمانه نیز در میان آنها دیده می‌شد. جزئیات حمله به اتاق مدیریت، تلاش ناموفق برای ترور آقای جبلی و نفوذ اصابت‌ها به عمق سازه، از یافته‌های تأمل‌برانگیز این پروژه است و بیش از پیش نشان می‌دهد این تهاجم از پیش طراحی شده بود.
 
با توجه به حضور این مستند در جشنواره عمار نگاه شما به این جشنواره چیست؟

جشنواره عمار، به‌عنوان یک «شجره طیبه»، صرفا یک رویداد سینمایی نیست؛ بلکه کانونی برای حفظ روحیه جهادی، تبادل تجربه و تقویت گفتمان انقلاب اسلامی درعرصه هنر است.حضور در این جشنواره فرصتی برای هم‌افزایی هنرمندان متعهد و تداوم جریانی است که راوی تاریخ تصویری انقلاب است. ما معتقدیم تاریخ آینده از طریق همین آثار مستند شناخته خواهد شد و جشنواره‌ای مانند عمار، نقش محوری در حفظ و توسعه این میراث دارد.
 
در پایان، نقش هنر و مسئولیت هنرمندان را در مواجهه با تهدیدات آینده چگونه تعریف می‌کنید؟

هنر، زبان ماندگار و اثرگذارحقیقت است. همان‌طور که مقام معظم رهبری اشاره فرموده‌اند،هر چیزی که می‌خواهد ماندگار بماند، باید در قالب هنر ریخته شود. هنر،روایت خام رابه اثری دیدنی،تأمل‌برانگیزوماندگار تبدیل می‌کند. در شرایط بحران و تهاجم فرهنگی، هنرمند متعهد همچون سنگری استوار عمل می‌کند که با روایتی صادقانه و ژرف، هم تاریخ را ماندگار می‌سازد و هم بر بصیرت و روحیه مقاومت جامعه می‌افزاید.مسئولیت ما ادامه این مسیر و تولید آثار اثرگذار است؛ حتی اگر عرصه‌های جذاب‌تر و منفعت‌طلبانه‌تری وجود داشته باشد. ما یک مأموریت داریم: روایت تاریخ، دفاع از حقیقت و خدمت به آرمان‌های انقلاب. این مأموریت را نباید فراموش کنیم و باید تا آنجا که می‌توانیم، در این مسیر ثابت‌قدم بمانیم.

پیشنهادی باخبر