آرایش نظامی گسترده آمریکا در منطقه، نشان‌دهنده ناتوانی در انتخاب میان توافق یا تقابل با ایران قدرتمند است.

باشگاه خبرنگاران جوان، سمیه خلیلی - نشریه تحلیلی آتلانتیک در گزارشی تفصیلی به بررسی بن‌بست راهبردی ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداخته و تاکید می‌کند که علی‌رغم استقرار بزرگ‌ترین آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه از زمان اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، واشنگتن همچنان در برابر قدرت ایران دچار سردرگمی عمیق است. این گزارش تصریح می‌کند که شتاب کنونی دولت آمریکا برای انتخاب میان «توافق جامع» یا «گزینه نظامی»، بیش از آنکه ناشی از یک استراتژی منسجم باشد، نشان‌دهنده هراس از واقعیت‌های جدیدی است که ایران در منطقه خلق کرده است. حملات ژوئن ۲۰۲۵ به برخی زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای ایران، اگرچه با هدف نابودی توانمندی‌های این کشور طراحی شده بود، اما در عمل نتوانست اراده راهبردی تهران را در هم بشکند. بازسازی سریع و تداوم برنامه هسته‌ای ایران ثابت کرد که قدرت بازیابی این کشور بسیار فراتر از تخمین‌های پنتاگون بوده و اکنون واشنگتن در وضعیتی قرار گرفته که گویی هیچ زمان موثری برای متوقف کردن ایران به دست نیاورده است.

بخش عمده‌ای از استیصال مقامات آمریکایی به هزینه‌های کمرشکن هرگونه درگیری احتمالی با ایران بازمی‌گردد. بر اساس تحلیل آتلانتیک، حتی یک «ضربه محدود» که با هدف واداشتن تهران به امتیازدهی طراحی شود، به سرعت می‌تواند به یک جنگ تمام‌عیار و غیرقابل کنترل تبدیل شود. ایران نشان داده است که با تکیه بر عمق راهبردی و شبکه گسترده هم‌پیمانانش، قادر است هرگونه تجاوز را به یک بحران منطقه‌ای تبدیل کند که در آن ذخایر تسلیحاتی پیشرفته آمریکا فرسوده شده و آمادگی این کشور در جبهه‌های دیگر جهانی مانند هند-اقیانوسیه به شدت تضعیف شود. در واقع، اقتدار نظامی ایران باعث شده است که گزینه جنگ برای واشنگتن، نه یک راه حل، بلکه یک خودکشی راهبردی باشد که هیچ برنامه روشنی برای فردای آن وجود ندارد. پرسش اساسی اینجاست که وقتی حملات ژوئن نتوانست مسیر ایران را تغییر دهد، آمریکا با چه تضمینی می‌خواهد وارد ماجراجویی افراطی‌تری شود که می‌تواند تمام منافع این کشور در منطقه را به خطر اندازد؟

از منظر اقتصادی و سیاسی نیز، واشنگتن در میان یک تضاد آشکار گرفتار شده است. تحلیل‌گران غربی معتقدند ایران با وجود فشارها، همچنان توانسته است ثبات داخلی خود را حفظ کند و هرگونه توافقی که شامل رفع گسترده تحریم‌ها باشد، عملاً اعتراف به پیروزی راهبرد ایستادگی ایران است و منابع جدیدی را برای تقویت بیش از پیش نظام فراهم می‌کند. به همین دلیل، برخی در آمریکا پیشنهاد می‌دهند که به‌جای جنگی که پایانش ناپیداست یا توافقی که مقتدرانه بودن جایگاه ایران را تثبیت می‌کند، باید به سیاست‌های فرسایشی روی آورد؛ اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که "اهرم زمان" همواره به نفع تهران عمل کرده است. ابهام راهبردی کنونی در واشنگتن، در حقیقت محصول اقتدار ایران است؛ قدرتی که اجازه نمی‌دهد آمریکا نه به سادگی توافق کند و نه جرات جنگ داشته باشد. این بن‌بست، بزرگ‌ترین گواه بر این است که ایران توانسته است موازنه قدرت را در خاورمیانه به نفع خود تغییر دهد.

پیشنهادی باخبر