به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،
او در این مراسم که به همت «سینماتک آمریکا» و در قالب برنامه مرور آثار «
شالامه پیشتر نیز اعتراف کرده بود که پس از تماشای اولین نسخه «
او خطاب به حاضران گفت: «این فیلمنامه را
در این لحظه نولان با خنده گفت: «هیچوقت به چیزهایی که در اینترنت میخوانی اعتماد نکن.»
او افزود:«بعد از همکاری من و برادرم روی
نولان ادامه داد:«سالها با جاناتان درباره این پروژه صحبت میکردم. من روی ایدههایی درباره زمان کار میکردم و طرحهای نیمهکارهای داشتم. وقتی پروژه در دسترس قرار گرفت، از او پرسیدم آیا موافق است که آن را با ایدههای خودم ترکیب کنم. او موافقت کرد، چون فهمید هدفم وفادار ماندن به روح اصلی داستان است.»
فیلم «
نولان در اینباره گفت:«فیلم با واکنشی کمی مبهم مواجه شد. برخی منتقدان و حتی بخشی از مخاطبان نگاه سردی به آن داشتند. البته فروش بسیار خوبی داشت، اما انگار بعضیها آماده پذیرش چنین فیلمی از طرف من نبودند.»
او ادامه داد:«یک تهیهکننده بهطور ناشناس درباره من گفته بود: “او آدم سردی است که فیلمهای سرد میسازد.” این برچسب مدتی همراه من بود. در حالی که من جذب پرده اول فیلمنامه برادرم شدم چون درباره خانواده، انسانیت و احساسات عمیق بود. من میخواستم فیلمی بسازم که قلبش را آشکارا نشان دهد.»
شالامه در واکنش گفت:«برایم دردناک است که آن زمان این همه عشق را احساس نکردی. این فیلم بیشتر از هر چیز دیگری مرا به گریه میاندازد.»
نولان پاسخ داد:«وقتی فیلمی در آن مقیاس میسازی، در هر نمایش آزمایشی کسانی بودند که اشک میریختند. همین برای من کافی بود. نمیتوانی انتظار داشته باشی فرهنگ عمومی فورا چیزی را بپذیرد. مهم این است که بعضی افراد ارتباط عمیقی با آن برقرار کنند. آن وقت میفهمی کارت را درست انجام دادهای.»
او همچنین تأکید کرد که موفقیت تجاری فیلم، باوجود نقدهای دوگانه، برایش «تسکیندهنده و فروتنکننده» بوده است و افزود که محبوبیت «میانستارهای» هر سال بیشتر شده است.
نولان گفت:«سالها مردم مرا با
با وجود واکنشهای اولیه متفاوت، تقریباً همه بر این نکته توافق داشتند که یکی از ماندگارترین صحنههای فیلم، سکانسی است که کوپر پیامهای ویدیویی فرزندانش را در گذر سالها تماشا میکند.
نولان در این باره خاطرهای صریح را مطرح کرد و گفت:«وقتی داشتی صحنه پیامها را بازی میکردی، فضای خیلی تاریکی به آن دادی. برای من زیادی بود و واقعا دوستش نداشتم. نظرم را گفتم، اما تو هر کاری دلت خواست انجام دادی و ادامه دادی. با خودم گفتم: او دقیقاً میداند چه میخواهد. این از سر لجبازی نبود. برنامه داشتی، انتخابهایت را کرده بودی و نمیخواستی بهخاطر نظر من از آن دست بکشی. میخواستی امتحانش کنی و ببینی آیا من دوباره برمیگردم به آن نظر یا نه، که برنگشتم. بعد در اتاق تدوین، منطقی برایش پیدا میکنم.»
۵۹۱۴۴


