نوازندگان در حالت عادی نیز بیکار محسوب می‌شوند/ اینکه هنرمند کنسرتش را لغو نکند، اسمش حمایت نیست

یک تهیه‌کننده موسیقی درباره لغو کنسرت‌ها در مقاطع مختلف گفت: فرهنگ درست این است که وقتی مردم نان شب‌شان را کنار نمی‌گذارند و کسب درآمد خودشان را دارند، نباید چنین توقع تعطیلی اجراهای هنری هم از هنرمندان داشته باشند. همه چیز باید بر اساس استانداردهای جهانی پیش برود نباید افراط و تفریط کنیم.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، یکی از خصوصیات و ویژگی هنر جنبه درمانگری آن است. در میان تمام هنرها موسیقی از آن دسته هنرهایی است که با مخاطب و حال و احوال او ارتباط مستقیم دارد، تا آنجا که می‌گویند موسیقی تنها هنری است که مستقیما با روح آدمی سر و کار دارد؛ همانطور که شرشر صدای آب در طبیعت یا صدای دریا و چکیدن قطرات باران از ناودان. یا صدای باد!  این دگرگونی آنقدر جدی است که علم پزشکی نیز موسیقی را ابزاری درمانگر می‌داند. اما چگونه است که  هر شرایط بحرانی در همان ابتدا موسیقی را به تعطیلی می‌کشاند. در این میان، آنچه مهم است هنرمندانی هستند که تنها درآمدشان وابسته به همین  اجراهاست.  

محمدحسین توتونچیان (تهیه‌کننده موسیقی)  درباره تعطیلی برنامه‌های موسیقی در کشور گفتگویی انجام داده است:

من در هیچ کجای جهان این فرهنگ را ندیده‌ام که پس از اتفاقاتی که رخ می‌دهد، اهالی یک صنف مجبور به ترک فعالیت شوند. بله گاه پیش می‌آید که یک آرتیست خودش می‌گوید من به لحاظ احساسی و قلبی آنقدر اندوهگین هستم که توانایی اجرا ندارم. این روحیه و نظر بسیار محترم است و طبیعی و قابل احترام است. گاهی وقت‌ها هم برخی از مردم ما را مجبور می‌کنند و می‌گویند شما حق ندارید کنسرت برگزار کنید. اغلب حرفشان این است که شما اعتبارتان را از مردم گرفته‌اید و حال که ما اندوهگین هستیم، شما حق برگزاری کنسرت نخواهید داشت.  این جمله و خواسته، کاملا درست است. شکی نیست که هنرمندان و سلبریتی‌ها اعتبارشان را از مردم دارند.

خیر. به نظرم می‌شود این حمایت کردن را در مسیرهای دیگری باید قرار داد. می‌توان همان کاری را انجام داد که سلبریتی‌های جهان انجام می‌دهند. به چه شکل؟ آن‌ها می‌توانند برنامه‌های‌شان را داشته باشند، اما تولید یا اجرای‌شان را به مخاطبان تقدیم کنند؛ یعنی همان مردمی که اعتبارشان را از آن‌ها به دست آورده‌اند. هنرمندان می‌توانند در شرایط نامطلوب، در میانه برنامه‌ای که دارند به همان موضوع مربوطه اشاره کنند و یادی که باید را گرامی بدارند. آن‌ها می‌توانند به همین واسطه اندوه خودشان را ابزار کنند و بگویند ما با اینکه فعال هستیم و کار می‌کنیم، اما غمگینیم.

اینکه یک صنف با تعداد خیلی زیاد اعضا، مجبور باشد امرار معاش نکند، اصلا درست نیست. مگر همان‌هایی که مخالف برگزاری کنسرت‌ها هستند خودشان امرار معاش نمی‌کنند؟! کدام اداره‌ای را دیده‌اید که با بروز اتفاقات اجتماعی تعطیل شود و کارمندانش به خانه بروند و بیکار شوند؟ یا حتی کدام دانشگاه و مدرسه تعطیل شده است؟ کدام پزشکی را سراغ دارید که اینطور مواقع دیگر طبابت نکند و بیکار بنشید و امرار معاش نکند؟ یا اینکه آیا جراحی را سراغ دارید که برای هم دردی با مردم یا قشری از جامعه کارش را تعطیل کند؟ مگر سوپرمارکت‌ها و داروخانه‌ها در مواقع خاص تعطیل می‌شوند؟ آیا آن فرد تاجر دیگر جنس وارد نمی‌کند و می‌گوید من حالم خوب نیست؟ یا خلبانی را دیده‌اید که بگوید چون حالم خوب نیست  پرواز نخواهم کرد؟

بله قطعا. آن‌هایی که در عرصه هنر و موسیقی فعالیت می‌کنند، به لحاظ روحی، افراد حساس‌تری هستند و نسبت به دردها شکننده‌تر و ظریف‌ترند. هنرمندان نسبت به درد و اندوهی که حس می‌کنند، از بقیه حساس‌ترند. این کاملا درست است. اما این همدردی مردم اسمش با خودش است. همدردی به معنای قطع قوت و توقف زندگانی نیست. این موارد که گفتنم نوعی ارزیابی کلی بود.

نظر شما را به این موضوع جلب می‌کنم که خواننده در طول سال درآمد زیادی دارد. این طور حساب کنیم که اصلا خوانندگان درآمد سرشار و درشت و درستی دارند و اگر مثلا شش ماه در سال هم کار نکنند، هیچ اتفاقی برایشان رخ نخواهد داد. آن‌ها به هر شکل، زندگی خودشان را خواهند داشت. چنین فردی آنقدر درآمد داشته که با مشکلی مواجه نشود و درگیر چالش‌های مالی نشود. اما نوازندگان چه؟! نوازندگانی که تمام مخارج زندگی‌شان از اجاره خانه و مخارج زن و فرزند تا اقساط و بدهی‌های‌شان از راه موسیقی حاصل می‌شود، باید چه کنند؟ تمام درآمد نوازندگان از دستمزدهایِ شبی دو میلیون و سه میلیون و پنج میلیون تومانی است که بابت هر اجرا دریافت می‌کنند. این دسته از هنرمندانِ موسیقی که تعدادشان هم کم نیست، مگر چقدر اندوخته دارند که به واسطه بیکاری‌ها خرج زن و بچه را تامین نمایند و اجاره خانه بدهند و اقساط و بدهی‌های‌شان را صاف نمایند؟!

بله. اصلا آن‌ها بیکار هستند. واقعا باید آن‌ها را در شرایط عادی هم بیکار تلقی کرد.

این فقط نوازندگان نیستند که با مشکلاتی مواجه می‌شوند. ما عوامل دیگری داریم که در برگزاری کنسرت‌ها و تئاترها نقش مهمی ایفا می‌کنند. کسی درباره اپراتورهای نور صحبتی نمی‌کند. این در حالی است که در یک کنسرت پنج، شش نفر در این بخش کار می‌کنند (تعداد افراد بر اساس نوع برنامه متفاوت است). در تئاترها و کنسرت‌نمایش‌ها تعداد این افراد افزایش می‌یابد. من در تجربه اجرای نمایش «سیصد» فقط دوازده نفر مسئول نور داشتم. در بخش صدا نیز افرادی را داریم که وجودشان بسیار مهم است. قاعدتا درباره این افراد نیز صحبتی نمی‌شود. طی برگزاری یک کنسرت سه، چهار نفر در این بخش کار می‌کنند. در نمایش «سیصد» هفت، هشت نفر در بخش صدا حضور داشتند. یا اینکه مسئول «h. f» در «سیصد» جدا بود. جدا از اینها، افراد بیشتری نیز لازم است. به طور مثال مسئولان پذیرایی و کیترینگ، مسئول چک کردن بلیت، عکاس، و نیروهای خدماتی دیگر نفرات هستند. تعداد و سمت‌ها، به همین‌ها خلاصه نمی‌شود. این نیروها آدمهایی هستند با درآمد کم و پس‌اندازهای معدود؛ که اگر داشته باشند. این دسته از افراد وقتی بیکار می‌شوند، باید چکار کنند؟ 

هیچ تماس از بالایی وجود ندارد و منشا چنین تعطیلی‌هایی برخی از مردم هستند. این خواست آن‌هاست که لغوها صورت گیرد و دلیل همان نگاهی است که می‌گوید ما هنرمندان را حمایت کرده‌ایم  و این مردم بوده‌اند که به خوانندگان و موزیسین‌ها و سلبریتی‌ها اعتبار می‌دهند.

بله دقیقا. چنین اتفاقاتی خواست مردم است. فرهنگ طلبکارانه مردم از سلبریتی‌ها به این دلیل است که آن‌ها از این دسته از افراد حمایت کرده‌اند. مدام روی این توقع تاکید می‌کنم. من واقعا نمی‌خواهم چیزی را زیر سوال ببرم. حرفم این است که هر کاری باید در سطح جهانی، استاندارد داشته باشد. آیا در دیگر کشورهای جهان، در چنین مواقعی، کل بیزینس و صنعت خود را به مدت چند ماه، چهار ماه، پنج ماه یا شش‌ماه تعطیل می‌کنند؟ بهتر است بگویم الگویِ استاندارد جهانی لازم است. آیا رفتارهای مرسوم فعلی در دنیا رایج است؟ یا اینکه ما مجبوریم؟!

بله این نیز وجود دارد. مردم در اینستاگرام به دایرکت خوانندگان می‌روند و از آن‌ها می‌خواهند که اجرایی نداشته باشند. می‌گویند ما از شما حمایت کردیم و حال نوبت شماست که حامی مردم باشید.

یادم هست در دوران کرونا که حدود دو سال و نیم بیکار بودیم، اگر اشتباه نکنم خانه تئاتر به اعضای خود، نفری یک میلیون تومان کمک کرد.

به هرحال، این رقم خیلی خنده‌دار است و بیشتر توهین محسوب می‌شود؛ تا کمک! گفته بودند مدارک بیاورید و فرم پر کنید تا چنین مبلغی به شما تعلق گیرد. این مبالغ برای کمک به هنرمند شوخی است.

من باز هم روی مردم تاکید می‌کنم. این فرهنگ مردم است که باید تغییر کند. اینکه هنرمندان اعتبارشان را از مردم دارند این توقع را ایجاد می‌کند که کار نکن تا تو هم از ما حمایت کرده باشی. این جملات را زیاد می‌شنویم که هنرمند باید حمایت کند! یا می‌شنویم که می‌گویند؛ وظیفه هنرمند است که با تحریم و کار نکردن ما را حمایت نماید.

فرهنگ درست این است که وقتی مردم نان شب‌شان را کنار نمی‌گذارند و کسب درآمد خودشان را دارند، نباید چنین توقعی هم از هنرمندان داشته باشند. همه چیز باید بر اساس استانداردهای جهانی پیش برود. استانداردهای جهانی هرچه که هست، ما باید به همان سمت برویم. نباید در ایجاد اتفاقات اگزجره عمل کنیم. منظور من این است که افراط و تفریط نکنیم.

مقصر دولت‌هایی هستند که نیازها و شرایط اقتصادی جامعه را تا حدی مرتفع نکرده‌اند که اعتراضی صورت نگیرد. این حرف من نیست، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خودشان پشت تریبون رفتند و اعلام کردند که اعتراض به حق و به جاست و ما می‌شنویم. شخص اول مملکت ما اعتراض را به حق و درست دانسته است. مقام رهبری در ادامه گفته‌اند باید مقابل تخریب‌گر ایستاد که کاملا هم درست است. کسی که اعتراض دارد به خیابان می‌رود و اعتراضش را مطرح می‌کند. چنین کسی آمبولانس منفجر نمی‌کند و بانک را آتش نمی‌زند. در این‌باره نیز سراغ استانداردهای جهانی می‌روم. در تمام دنیا مردم معترض، اعتراض‌شان را می‌کنند. آن‌ها دیگر بانک و مغازه و آمبولانس آتش نمی‌زنند و هیچکدام از طرفین دیگری را نمی‌کشد.

من باز هم دولت را مقصر می‌دانم. چرا دولت مجوز تجمع اعتراضی نمی‌دهد که این روند قانونی باشد. اگر مانند همه جای جهان چنین مجوزی صادر شود، مردم می‌دانند که طی ساعاتی مشخص، از فلان مسیر تا فلان نقطه اجازه راه‌پیمایی و اعتراض دارند. آن‌هایی که آمبولانس منفجر می‌کنند و بانک‌ها را می‌سوازنند، مردم نیستند. مردم عادی اعتراض‌شان را ابراز می‌کنند. آن‌ها نمی‌توانند تخریب‌گر باشند چون چنین اعمالی کار هر کسی نیست. بنابراین باز هم مقصر دولت است که مجوز نداده است. من نمی‌گویم این دولت. می‌گویم دولت‌ها مقصر هستند. مردم با دلار صد و شصت هزارتومانی، طلای گرمی نوزده میلیون‌تومان و سکه دویست میلیون تومانی مشکل دارند و اعتراض‌شان به حق است. رییس جمهور گفته اعتراض مردم به حق است. اگر این اعتراض‌ها به حق است پس اوضاع را درست کنید.

۵۹۲۴۳

پیشنهادی باخبر