ونزوئلا در آستانه جنگ تمام عیار/ وقوع بدترین فجایع انسانی در سودان؛ آتشی که کشورهای خلیج فارس بر آن دمیدند
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از اکوایران، گروه بینالمللی بحران، به سنت هر ساله، در آغاز سال نو میلادی گزارش سالانه خود از 10 مناقشه بزرگ در سال جدید میلادی را که باید رصد کرد، منتشر کرده است. اکوایران این گزارش مفصل را در شش بخش ترجمه کرده که بخش نخست آن پیش از این منتشر شده و در ادامه بخش دوم آن ارائه میشود.
۱. ونزوئلا؛ امکان حمله تمامعیار آمریکا
در اواخر سال 2025، ایالات متحده بزرگترین حضور نظامی خود در جنوب دریای کارائیب در دهههای اخیر را آغاز کرد که ظاهرا به عنوان بخشی از برنامهها برای برکناری نیکولاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، از قدرت بود. گارد ساحلی ایالات متحده در ماه دسامبر به توقیف نفتکشهایی اقدام کرد که نفت خام تحریمشده ونزوئلا را صادر میکردند؛ موضوعی که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، آن را محاصره نامید.
به نوشته گروه بینالمللی بحران، ترامپ در طول دوره نخست ریاستجمهوری خود، مادورو را تحت فشار قرار داد، تحریمهای شدیدی اعمال کرد، یک رهبر مخالف را به عنوان رئیسجمهور به رسمیت شناخت و از یک کودتای ناشیانه حمایت کرد. رئیسجمهوری ایالات متحده پس از بازگشت به قدرت، ابتدا با اعزام ریک گرنل، فرستاده خود به کاراکاس، رویکرد متفاوتی برای دستیابی به توافق در پیش گرفت. این تلاشها منجر به آزادی چندین گروگان آمریکایی و ترغیب مادورو به بازگرداندن ونزوئلاییهای اخراجی شد، در حالیکه ترامپ به شرکت بزرگ نفتی آمریکایی شورون اجازه داد با وجود تحریمها، به تولید نفت خام در این کشور ادامه دهد.
یک کمپین تندروتر به رهبری مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا که همچنین به عنوان مشاور امنیت ملی فعالیت میکند، این رویکرد را محکوم کرد. تا ماه آوریل، دولت آمریکا اقدامات تنبیهی را افزایش داده بود. ایالات متحده این بار سیاست خود را نه به عنوان تلاشی برای احیای دموکراسی ونزوئلا که احتمالا برای پایگاه «اول آمریکا»ی ترامپ جذابیت کمی دارد، بلکه به عنوان مبارزهای برای مهار قاچاق مواد مخدر مطرح کرد. در واقعیت، در حالیکه برخی از مقامات ارشد ونزوئلا از ترانزیت کوکائین به این کشور سود میبرند، هیچ یک از فنتانیلهایی که جوامع ایالات متحده را ویران میکند، از ونزوئلا نمیآید.
ماههای پایانی سال 2025 شاهد تشدید لفاظیهای ترامپ و دیگر مقامات آمریکایی بود؛ مادورو از سوی رئیسجمهوری آمریکا، «تروریست مواد مخدر» نامیده شد و ترامپ قول داد که او را به دست عدالت بسپارد. نیروی دریایی ایالات متحده که به جنوب کارائیب اعزام شده بود، همچنین به هدف قرار دادن قایقهای کوچک در سواحل ونزوئلا اقدام کرد که ادعا میشد در حال قاچاق مواد مخدر هستند. به نظر میرسد ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا و برنده جایزه صلح نوبل 2025 که مدتهاست از فشار نظامی خارجی برای برکناری مادورو حمایت میکند و ظاهرا روبیو را به خوبی میشناسد، در شکلدهی به سیاست ایالات متحده تأثیرگذار است.
ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد نیروی دریایی ایالات متحده، در حال حرکت به سمت دریای کارائیب، در زیر چتر جنگندههای سوپر هورنت F/A-18E/F و یک بمبافکن B-52 Stratofortress نیروی هوایی ایالات متحده. نوامبر 2025.
بعید به نظر میرسد که ردههای بالای ارتش ونزوئلا که روابط نزدیکی با دولت مادورو دارند، علیه او شوند. حمله تمامعیار ایالات متحده نیز احتمالا در برنامه نیست. چهرههای بانفوذ نزدیک به ترامپ با این ایده مخالفت میکنند. در هر صورت، تعداد کمی از نیروهای زمینی ایالات متحده در کارائیب هستند. اما بعید به نظر میرسد که ترامپ بدون دستاوردی که بتواند به عنوان پیروزی جلوه دهد، عقبنشینی کند. او ممکن است حملاتی را به تأسیسات نظامی یا باندهای مخفی انجام دهد. ظاهرا آمریکا نفتکشهای بیشتری را توقیف خواهد کرد.
دستور حمله به خود مادورو برای سرنگونی، گامی چشمگیرتر خواهد بود، اگرچه احتمالا یک وفادار یا حداقل کسی که مصمم به حفظ ساختارهای قدرت موجود باشد، جای مادورو را خواهد گرفت یا ممکن است دولت ونزوئلا دچار درگیریهای جناحی شود.
طبق گزارشها، مادورو در جستوجوی یک راه خروج، سهام عمدهای در شرکتهای نفتی ونزوئلا به ایالات متحده پیشنهاد داده است. برخی تحلیلگران میگویند ترامپ ممکن است به جای کنارهگیری مادورو، بخش بزرگی از ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا را به عنوان راهی برای ادعای انجام ماموریت بپذیرد. از طرف دیگر، شاید مادورو در صورت دریافت تضمینهایی مبنی بر محافظت از پیگرد قانونی در ایالات متحده و دادگاه کیفری بینالمللی یا تبعید به جایی که امن میداند، از قدرت کنارهگیری کند.
اما حتی اگر این اتفاق رخ دهد، یک گذار مسالمتآمیز حداقل مستلزم تقسیم موقت قدرت بین مخالفان و بخشهایی از دولت فعلی است که دولت مرکزی، سیستمهای قضایی و امنیتی و اکثریت قریب به اتفاق مقامات محلی را اداره میکنند. چه یک توافق نفتی با خود مادورو و چه یک گذار که شامل تقسیم قدرت باشد، برای ماچادو و همچنین متحدان تندرویی مانند روبیو که امیدوارند تغییر رژیم در ونزوئلا راه را برای وضعیتی مشابه در کوبا هموار کند، این یک امر دشوار خواهد بود. خود ترامپ باید این مصالحه را تحمیل کند.
طرفداران سرنگونی کل سیستم استدلال میکنند که خطرات بیش از حد بزرگنمایی شدهاند. آنها میگویند شکست پروژههای تغییر رژیم در خاورمیانه، درس عبرتی (برای مورد ونزوئلا) محسوب نمیشود؛ چراکه ونزوئلا برخلاف آن کشورها، درگیر شکافهای فرقهای نیست و از پیشینهای دموکراتیک برخوردار است که میتواند به آن تکیه کند.
مطمئنا بسیاری از ونزوئلاییها و همسایگان این کشور از سالها دیپلماسی شکستخورده برای پایان دادن به بحران سیاسی این کشور ناامید شدهاند. یک فاجعه انسانی یک دههای که تقریبا یک چهارم جمعیت ونزوئلا را به پناهنده تبدیل کرده، قرار است با ظهور دوباره ابرتورم، وخیمتر شود.
اما احتمال اینکه اقدام نظامی برای برکناری مادورو به شکست منتهی شود، بالا است. برخی نیروهای دولتی ممکن است شورش کنند، اما بخشهایی از افسران ارشد ارتش احتمالا در برابر تغییر رژیم مقاومت خواهند کرد. گروههای مسلح فعال در بیشتر نقاط این کشور از هرگونه خلأ قدرت برای تثبیت یا گسترش کنترل منطقهای خود سوء استفاده خواهند کرد. این گروهها شامل گروههای مسلح آموزشدیده با پایگاهی در محلههای فقیرنشین شهری و همچنین «شبه نظامیان شهروند» هستند که مادورو اخیرا بسیج کرده است.
باندهای جنایتکار در شهرها و حومه شهرها حضور دارند. ارتش آزادیبخش ملی، یک گروه شورشی کلمبیایی که چندین هزار جنگجوی سرسخت در سراسر ونزوئلا دارد، بارها متعهد شده است که به روی هر نیروی خارجی که وارد میشود، آتش بگشاید. به طور خلاصه، تغییر رژیم نظامی بیشتر احتمال دارد باعث هرج و مرج، جریان پناهندگان بیشتر و یک درگیری طولانی شود تا یک گذار آرام به وضعیتی بهتر.
۲. سودان؛ از بدترین فجایع انسانی جهان
ویدئوهای وحشتناک از دارفور، جایی که نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) پس از تصرف شهر الفاشر در اواخر اکتبر، به کشتار گسترده دست زدند، باید تلاشهای بیشتری را برای پایان دادن به جنگی که تا حد زیادی نادیده گرفته شده است، برانگیزد. با این حال، تاکنون تعهد ترامپ در ماه نوامبر برای کمک شخصی به پایان دادن به جنگ، هیچ نتیجهای نداشته است.
آخرین جنگ داخلی سودان در آوریل 2023 آغاز شد و ناشی از درگیری در درون شورای نظامی بود که پس از سقوط عمر البشیر در چهار سال قبل، قدرت را به دست گرفت. این جنگ، ارتش سودان را به همراه مجموعهای از شبهنظامیان و شورشیان سابق، در مقابل نیروهای واکنش سریع RSF قرار میدهد که با سایر شورشیان سابق متحد است و توسط دولتهای خارجی حمایت میشود. در روزهای رو به زوال رژیم بشیر، RSF به رهبری محمد حمدان حمیدتی، به یک نیروی شبهنظامی تبدیل شد که میتوانست با ارتش رقابت کند و با قاچاق طلا و مبارزه با حوثیها در یمن ثروتمند شد.
جنگ امروز که از خارطوم، پایتخت سودان، آغاز شد و به سرعت سایر نقاط این کشور را فرا گرفت، یکی از بدترین فجایع انسانی جهان را رقم زده است. میلیونها نفر آواره شدهاند و میلیونها نفر دیگر به کمکهای نجاتبخش نیاز دارند. سازمان ملل متحد از قحطی در سراسر کشور، به ویژه در مناطقی که توسط نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) در تصرف یا محاصره هستند، گزارش داده است زیرا هر دو طرف مانع از رسیدن کمکها میشوند. سازمان ملل متحد همچنین خشونت جنسی گسترده، به ویژه علیه زنان و دختران را مستند کرده است.
روند تحولات به سرعت در نوسان بوده است. در اوایل، نیروهای واکنش سریع بیشتر خارطوم را تصرف کردند، به قلب رودخانه سودان پیشروی کردند و به نظر میرسید که ممکن است به سمت بندر سودان، مقر اصلی ارتش، پیشروی کنند. حمایت اماراتیها بسیار مهم بود. در حالیکه امارات متحده عربی دخالت خود را انکار میکند، گزارشهای گستردهای جریان سلاح از این کشور خلیج فارس به میدانهای نبرد سودان را مستند کرده است.
امارات متحده عربی به حمیدتی نزدیک است و به روابط ارتش با اسلامگرایان دوران بشیر مشکوک است. به نظر میرسد ابوظبی معتقد است حمایت از نیروهای واکنش سریع (RSF) جای پای آن را در آفریقا محکمتر خواهد کرد. با وجود این حمایت، ورق در اواخر سال 2024 برگشت. مصر و ترکیه که از دخالت امارات ناامید شده بودند، فروش سلاح به ارتش سودان را افزایش دادند که به عنوان دولت به رسمیت شناختهشده بینالمللی سودان، میتوانست سلاح را از بازار آزاد نیز خریداری کند.
عربستان سعودی که عمدتا بیطرف مانده بود، حمایت بیشتری از ارتش کرد. یک حمله ارتش در مارس 2025، خارطوم را بازپس گرفت و نیروهای پشتیبانی سریع را به غرب نیل به دارفور و منطقه کردفان عقب راند. هرگونه امیدی مبنی بر اینکه تغییرات میدان نبرد ممکن است به آرامش منجر شود، به سرعت از بین رفت. نیروهای پشتیبانی سریع دو برابر شدند و به نظر میرسد امارات متحده عربی سلاحهای سنگینتری را به سوی آنها سرازیر کرده است. پهپادهای دوربرد RSF تا پورت سودان در شرق نیز حمله کردند. این گروه به همراه سیاستمداران غیرنظامی، یک دولت موازی در نیالا، در جنوب دارفور، تشکیل دادند.
در ماه اکتبر، RSF به الفاشر، آخرین سنگر ارتش در غرب سودان، حمله کرد. این عملیات، تجزیه عملی سودان را عمیقتر کرد، به طوری که دارفور و بخش زیادی از کردفان در غرب در اختیار RSF و مرکز و شرق در کنترل ارتش بود. بسیاری از سودانیها در طول جنگ رنج بردهاند زیرا ارتش مناطق غیرنظامی را گلولهباران میکرد و هر دو طرف درگیر پاکسازی قومی، از جمله کشتارهای جمعی، به ویژه هنگامی که شهرها دست به دست میشدند، بودند.
جنایات الفاشر باید قدرتهای خارجی را که تاکنون توجه کمی به این جنگ داشتهاند، تحت تأثیر قرار دهد. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در جریان سفری به کاخ سفید در ماه نوامبر، از ترامپ خواست تا به حل این درگیری کمک کند. اسلامگرایان قدرتمند رژیم بشیر و شورشیان سابق دارفوری نگرانند که آتشبس، تسلط نیروهای پشتیبانی سریع بر غرب سودان را تقویت کند.
روابط پرتنش عربستان و امارات مانع دیگری را ایجاد میکند؛ در اوایل دسامبر، نیروهای تحت حمایت امارات در یمن مناطقی را از رقبای تحت حمایت عربستان تصرف کردند و این امر باعث تشدید اختلافات میان دو کشور بر سر سودان شد. ترامپ در بهترین موقعیت برای توقف جنگ قرار دارد. اگر او بتواند ابوظبی را متقاعد کند که در طول آتشبس، ارسال سلاح به نیروهای پشتیبانی سریع را متوقف کند، ریاض و سایر پایتختها باید ارتش سودان را متقاعد کنند که پیشنهاد ایالات متحده را بپذیرد و آنها نیز ارسال سلاح به متحد خود را محدود کنند.
در حالت ایدهآل، این امر فضایی برای ترتیبات آتشبس دائمی و فرآیندی با هدف اتحاد مجدد سودان و ایجاد یک دولت انتقالی جدید به رهبری غیرنظامیان ایجاد میکند. متأسفانه، تصور صلح پایداری که نقش سیاسی به متخاصمان فعلی ارائه ندهد، دشوار است؛ هرچند که این امر ممکن است برای بسیاری از سودانیها ناخوشایند باشد. پس از این جنگ ویرانگر، یکپارچه شدن سودان کار دشواری خواهد بود، اما آتشبس اولین قدم است.


