روزنامه نزدیک به قالیباف، مخالفتش با موتورسواری زنان را پس گرفت

روزنامه نزدیک به قالیباف، مخالفتش با موتورسواری زنان را پس گرفت

در حالی که روزنامه نزدیک به قالیباف چندی پیش به مخالفت با موتورسواری زنان پرداخته بود، در رویکردی متفاوت حرف خود را پس گرفت.
روزنامه نزدیک به قالیباف، مخالفتش با موتورسواری زنان را پس گرفت
آفتاب‌‌نیوز :

روزنامه خراسان نوشت: صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان، اگرچه خبر خوب و خاصی است، اما نباید به‌عنوان یک امتیاز روایت شود، چراکه در حقیقت به‌رسمیت‌شناختن چالشی قدیمی در کشور به‌خصوص کلان‌شهرهاست. البته این خبر در هیاهوی روز‌های ملتهب ابتدای بهمن گم شد؛ در این مسیر، مخالفت‌های پراکنده برخی نمایندگان هم نتوانست اصل ماجرا را متوقف کند و واقعیت خیابان زود تصمیمش را گرفته بود.

نشانه‌اش هم روشن است: افزایش تقاضا برای موتور‌هایی که به‌اصطلاح «زنانه» نامیده می‌شوند. حتی کمابیش خانم‌هایی را می‌بینیم که سوار بر موتور هستند درحالی‌که بعید است در این زمان کوتاه موفق به دریافت گواهینامه شده باشند. 

موتورسواری بانوان، مُد هیجانی یا ضرورت؟

برخلاف تصویری که گاهی در شبکه‌های اجتماعی ساخته می‌شود، موتورسواری برای بسیاری از خانم‌ها نه یک انتخاب هیجان‌محور است و نه نشانه‌ای از مُد تازه، بلکه راه‌حلی عملی برای یک مسئله روزمره است. وقتی ترافیک، زمان را می‌بلعد و حمل‌ونقل عمومی یا ناکافی است یا فرسوده، موتور به ابزاری برای مدیریت زندگی تبدیل می‌شود. برای خانمی که باید صبح سرِکار حاضر باشد، ظهر به مادر سالخورده سر بزند و عصر بچه را از کلاس برگرداند، «زمان» یک منبع لوکس نیست؛ سرمایه‌ای حیاتی است. موتور در چنین زیستی، نه نماد هیجان و تخلیه انرژی، بلکه ابزار فشرده‌سازی مسیرهاست. از سوی دیگر، هزینه‌ها هم بی‌تأثیر نیست: خرید و نگهداری موتور، برای بسیاری از خانواده‌ها به‌مراتب مقرون‌به‌صرفه‌تر از خودرو است؛ آن هم در شرایطی که قیمت بنزین، تعمیرات و پارکینگ به دغدغه دائمی بدل شده. مهم‌تر از همه، موتور پاسخی است به ناکارآمدی ساختاری حمل‌ونقل شهری؛ جایی که برنامه‌ریزی‌ها اغلب چندوظیفگی روزانه بانوان را نادیده می‌گیرد. در این معنا، موتورسواری زنان بیشتر از آن‌که انتخابی لوکس باشد، انتخابی ناگزیر است؛ اتفاقی خوب که حتی شاید دیر محقق شده و تصمیمی برای عقب نماندن از ریتم زندگی، نه جلو زدن از دیگران. 

چه موتوری برای بانوان مناسب‌تر است؟ 

با رسمی‌شدن امکان موتورسواری بانوان، پرسش اصلی این است که چه موتوری، با چه ویژگی‌هایی و برای چه نوع سبک زندگی‌ای انتخاب می‌شود. بازار، خیلی زود به این تغییر واکنش نشان داده و برچسب «موتور زنانه» را روی برخی مدل‌ها چسبانده؛ اما واقعیت این است که زنانه یا مردانه بودن، معیار فنی معتبری در انتخاب موتور نیست. آنچه اهمیت دارد، تناسب موتور با بدن، مسیر‌های شهری و کارکرد روزمره است. 

اول ارگونومی

نخستین و مهم‌ترین معیار، ارگونومی است. ارتفاع زین نه به‌گونه‌ای باشد که هر دو پا در حالت توقف به زمین برسند؛ این موضوع نه فقط برای راحتی، بلکه برای حفظ تعادل و کاهش اضطراب در ترافیک سنگین حیاتی است. وزن موتور هم نقش تعیین‌کننده‌ای دارد؛ موتور‌های سنگین در سرعت‌های پایین، دور زدن، پارک‌کردن و حتی در توقف‌های ناگهانی، فشار مضاعفی به بدن وارد می‌کنند. عرض زین و فرمان هم باید متناسب با قد، عرض شانه و قدرت دست‌ها باشد تا کنترل موتور به فرسایش جسمی روزانه منجر نشود. 

اسکوتری‌ها را دریابید

در میان گزینه‌ها، مدل‌های اسکوتری مثل وسپا به‌دلیل گیربکس اتوماتیک، وزن کمتر، ارتفاع مناسب زین و سهولت استفاده، برای بسیاری از بانوان انتخاب اول هستند؛ به‌ویژه برای تردد‌های شهری کوتاه و متوسط. با این حال، این مدل‌ها در خیابان‌های ناهموار، مسیر‌های شیب‌دار یا استفاده‌های طولانی‌مدت محدودیت‌هایی دارند. موتور‌های دنده‌ای سبک گزینه‌ای مناسب برای زنانی‌اند که تجربه قبلی دارند یا مسیر‌های طولانی‌تری را روزانه طی می‌کنند، اما نیازمند مهارت بیشتر و آمادگی جسمی بالاتری هستند. 

موتور‌های برقی برای مسافت‌های کم 

در سال‌های اخیر، موتور‌های برقی هم به‌عنوان انتخابی نو مطرح شده‌اند؛ صدای کمتر، آلودگی پایین و هزینه سوخت ناچیز از مزایای آنهاست. اما محدودیت برد، زمان شارژ، قیمت اولیه و کمبود زیرساخت شهری، باعث می‌شود این گزینه هنوز برای همه عملی نباشد. در نهایت، انتخاب موتور برای بانوان نه باید از سر هیجان باشد و نه بر اساس برچسب‌های بازاری؛ موتور مناسب، موتوری است که ایمن، قابل‌کنترل و هماهنگ با واقعیت زندگی شهری باشد نه صرفاً مد روز بازار. 

ملاحظات و دردسر‌های کمترگفته‌شده 

موتورسواری بانوان، هرچند می‌تواند بخشی از مسئله تردد شهری را حل کند، اما راه‌حلی بی‌دردسر و بدون حاشیه نیست. نادیده‌گرفتن این ملاحظات، نه به نفع زنان است و نه به نفع ایمنی شهر.
نخستین مسئله، فاصله قانون تا اجراست. صدور گواهینامه یک گام مهم است، اما الزاماً به‌معنای حل مشکل زیرساخت‌ها و حتی رفتار ترافیکی مردم شهر به‌خصوص آقایان راننده نیست. 

مسئله بعدی، ایمنی است؛ نه فقط از منظر مهارت رانندگی، بلکه از زاویه کیفیت خیابان‌ها. چاله‌ها، آسفالت ناهموار، خطوط پاک‌شده، نور نامناسب شبانه و بی‌توجهی به موتور به‌عنوان وسیله‌ای آسیب‌پذیر، خطر را دوچندان می‌کند. برای بانوانی که تازه وارد این تجربه می‌شوند، این شرایط می‌تواند استرس‌زا و حتی بازدارنده باشد. استفاده از کلاه ایمنی استاندارد، دستکش، لباس مناسب و آموزش واقعی نباید به توصیه‌ای حاشیه‌ای تقلیل یابد.

از سوی دیگر، فشار‌های اجتماعی و نگاه قضاوت‌گر را هم نمی‌توان نادیده گرفت. موتورسواری زنان هنوز برای بخشی از جامعه «غیرعادی» تلقی می‌شود؛ از نگاه‌های متعجب گرفته تا قضاوت‌های مستقیم و غیرمستقیم. این فشار روانی، به‌ویژه در ماه‌های ابتدایی، می‌تواند تجربه‌ای فرساینده بسازد؛ مسئله‌ای که در روایت‌های تبلیغاتی کمتر دیده می‌شود.

در نهایت، موتورسواری بانوان زمانی می‌تواند به انتخابی پایدار و مفید بدل شود که با آمادگی ذهنی، شناخت محدودیت‌ها و پذیرش واقعیت‌های خیابان همراه باشد. این هشدار‌ها نه برای ترساندن، بلکه برای واقـع‌بیـنانـه‌کـردن تصــمـیـم‌انـد؛ چراکه حق تردد، وقتی معنا پیدا می‌کند که با ایمنی، آگاهی و امکان زیست روزمره همراه باشد.

پرطرفدار ترین عناوین

پیشنهادی باخبر