در گفت‌وگو با ایلنا مطرح شد؛

ایست قلبی در دالان‌های نفسگیر معدن/ گرفتاری‌های بازنشستگی بعد از فوت هم ادامه دارد!

ایست قلبی در دالان‌های نفسگیر معدن/ گرفتاری‌های بازنشستگی بعد از فوت هم ادامه دارد!

وقتی کارگری مثل آقای شهریاری با ۱۹ سال سابقه کار در مشاغل سخت و زیان‌آور (که ۲۰ سال آن معادل ۳۰ سال است) فوت می‌کند، چون هنوز به ۲۰ سال نرسیده، مستمری خانواده‌اش بر اساس همان ۱۹ روز حقوق محاسبه می‌شود، نه ۳۰ روز کامل. اگر ایشان ۲۰ سالش پر شده بود، حقوق کامل می‌گرفت. این واقعاً ظلم است.

غلامرضا نخعی، عضو شورای اسلامی کار معدن همکار در استان کرمان، در گفتگو با خبرنگار ایلنا اظهار داشت: «متاسفانه اوایل دی ماه، یکی از همکاران عزیز ما به نام «اسماعیل شهریاری» که حدود ۴۰ سال سن داشت، دچار حادثه شد. ایشان صبح پنج‌شنبه سر کار آمد، به داخل کارگاه استخراج رفت و شیفت کاری خود را به اتمام رساند. در پایان کار، زمانی که برای تعویض لباس به رختکن رفته بود و قصد خروج داشت، همکاران متوجه شدند که حالش بد شده است. متاسفانه قلب ایشان یاری نکرد و دچار ایست قلبی شد. مرحوم شهریاری ۱۹ سال سابقه کار سخت در معدن داشت و تنها یک سال تا بازنشستگی‌اش باقی مانده بود. ایشان دارای ۴ فرزند بود که کوچک‌ترین آن‌ها تنها دو سال دارد.»

خلاء قانونی و ظلم به خانواده کارگران فوت شده

عضو شورای اسلامی کار معدن همکار با انتقاد از قوانین موجود گفت: «مشکل اصلی ما اینجاست که قانون کار و تامین اجتماعی در مورد چنین مرگ‌هایی نیاز به اصلاح دارد. وقتی کارگری مثل آقای شهریاری با ۱۹ سال سابقه کار در مشاغل سخت و زیان‌آور (که ۲۰ سال آن معادل ۳۰ سال است) فوت می‌کند، چون هنوز به ۲۰ سال نرسیده، مستمری خانواده‌اش بر اساس همان ۱۹ روز حقوق محاسبه می‌شود، نه ۳۰ روز کامل. اگر ایشان ۲۰ سالش پر شده بود، حقوق کامل می‌گرفت. این واقعاً ظلم است. خانواده‌ای که سرپرستش را از دست داده، با این شرایط اقتصادی چگونه باید با ۱۹ روز حقوق زندگی کند؟ این قانون باید توسط مجلس و دولت اصلاح شود تا اگر کارگری در حین دوران کار سخت و زیان‌آور فوت کرد، سوابقش کامل محاسبه شود.» 

چالش «حوادث ناشی از کار» و بیماری‌های پنهان

نخعی در پاسخ به اینکه آیا این اتفاق حادثه ناشی از کار تلقی شده است یا خیر، توضیح داد: «معمولاً در این موارد می‌گویند ایست قلبی بوده و بیماری زمینه‌ای داشته تا آن را حادثه ناشی از کار محسوب نکنند. اما سوال ما این است که ما در بدو استخدام چکاپ کامل می‌شویم و در سلامت کامل وارد معدن می‌شویم. این بیماری‌ها و نارسایی‌های قلبی در طول سال‌ها کار در شرایط کم‌اکسیژن و پرفشار معدن ایجاد می‌شود. پیش از این هم همکار دیگری به نام «عباس عبداللهی» داشتیم که او هم بیرون از معدن دچار ایست قلبی شد و فوت کرد. ما معتقدیم این‌ها عوارض ناشی از کار است، اما متاسفانه کارفرما و بیمه زیر بار نمی‌روند. اگر حادثه ناشی از کار محسوب نشود، کارفرما هیچ دیه یا غرامتی پرداخت نمی‌کند.»

مشکلات بیمه‌ای و سوابق گم شده در زمان پیمانکاران

این فعال کارگری به معضل قدیمی سوابق بیمه‌ای اشاره کرد و گفت: «یکی دیگر از مشکلات بزرگ ما خلاءها و فاصله‌های بیمه‌ای است که از زمان پیمانکاران قدیمی باقی مانده. در دهه‌های گذشته، لیست‌های بیمه با مداد نوشته می‌شد و پیمانکاران گاهی از کارگر ۳۰ روز کار می‌کشیدند اما ۱۰ یا ۱۵ روز بیمه رد می‌کردند. کارگر هم جرات اعتراض نداشت چون اخراج می‌شد. الان که زمان بازنشستگی رسیده، می‌بینیم کارگرانی هستند که به جای ۲۰ سال، باید ۲۵ یا ۲۶ سال کار کنند تا سوابق‌شان پُر شود. این انصاف نیست که عمر کارگر به خاطر تخلف پیمانکار هدر برود.» 

حذف مزایای «بدی آب و هوا» و تغییر ضریب سختی کار

نخعی افزود: «معدن ما در ارتفاعات است و اکسیژن کمی دارد. قبلاً آیتمی به نام «بدی آب و هوا» در فیش حقوقی داشتیم که متاسفانه حذف شده است. همچنین در دهه ۶۰ و ۷۰، ضریب سختی کار ما ۲ بود (هر سال سابقه معادل ۲ سال)، اما الان این ضریب را به ۱.۵ کاهش داده‌اند (هر سال معادل یک سال و نیم). یعنی کارگر باید سال‌های بیشتری را در این شرایط مرگبار زیر زمین کار کند تا بازنشسته شود.»

 

 

انتهای پیام/

پیشنهادی باخبر