پدافند هوایی ایران؛ آنچه دیده میشود و آنچه دیده نمیشود
به گزارش "تابناک"؛آنچه از پدافند هوایی ایران در رسانهها نمایش داده میشود، تنها سطح بیرونی یک سازه عمیق، چندلایه و پیوسته است که فلسفه وجودیاش، بقا در نخستین دقیقههای جنگ و تحمیل تردید دائمی به دشمن است.

پدافند هوایی ایران را اگر فقط با نام سامانهها بشناسیم، عملاً اصل ماجرا را ندیدهایم. باور ۳۷۳، سوم خرداد، تلاش، ۱۵ خرداد، مرصاد یا حتی سامانههای کوتاهبرد و توپپایه، صرفاً «ابزار» هستند؛ آنچه اهمیت دارد، معماری کلانی است که این ابزارها را به یک ارگانیسم واحد تبدیل میکند. ارگانیسمی که قرار نیست همیشه شلیک کند، بلکه مأموریت اصلیاش این است که دشمن را از تصمیم به حمله منصرف کند یا هزینه تصمیمش را آنقدر بالا ببرد که لحظه حمله به تعویق بیفتد.
در لایه آشکار، پدافند هوایی ایران همان چیزی است که دیده میشود: سامانههای موشکی زمینبههوا با بردهای مختلف، رادارهای کشف و رهگیری، سامانههای اپتیکی، یگانهای متحرک و رزمایشهایی که هر از گاهی برگزار میشود. این تصویر، برای افکار عمومی لازم است، برای بازدارندگی رسانهای هم کارکرد دارد، اما برای دشمن کافی نیست. دشمن میداند که آنچه دیده میشود، الزاماً آن چیزی نیست که در لحظه بحران فعال خواهد شد.
لایه پنهان، جایی است که پدافند هوایی ایران از یک «سامانه دفاعی» به یک «شبکه تصمیمسازی» تبدیل میشود. شبکهای که بر اساس پراکندگی، انعطافپذیری و تابآوری طراحی شده است. برخلاف مدلهای کلاسیک غربی که بر برتری تکنولوژیک متمرکز و به شدت وابسته به زیرساختهای متمرکز هستند، پدافند ایران بر این فرض بنا شده که در اولین ساعات جنگ، بخشی از زیرساختها آسیب میبینند. بنابراین، طراحی از ابتدا با پیشفرض ضربهپذیری شکل گرفته است.

این یعنی فرماندهی پدافند الزاماً یک مرکز واحد و ثابت نیست. ارتباطات لایهبندیشده، مسیرهای جایگزین تصمیمگیری، استقلال نسبی یگانها و قابلیت عمل در شرایط قطع ارتباط، بخش جدی از دکترین پدافندی ایران را شکل میدهد. به زبان ساده، اگر یک چشم کور شود، سیستم نابینا نمیشود؛ اگر یک گوش از کار بیفتد، شنیدن متوقف نمیشود.
در بعد راداری، آنچه کمتر دیده میشود، تنوع فلسفه کشف است. پدافند هوایی ایران فقط به رادارهای کلاسیک متکی نیست. ترکیب رادارهای برد بلند، متوسط و کوتاه، سامانههای پسیو، کشف الکترواپتیکی و دادههای دریافتی از منابع غیرهمسنخ، باعث شده تصویر هوایی کشور یک تصویر تکمنبعی نباشد. این مسئله بهویژه در مواجهه با اهداف پنهانکار، پرندههای بدون سرنشین کوچک و مهمات سرگردان اهمیت حیاتی دارد.
در میدان واقعی، پدافند هوایی فقط مأمور سرنگونی نیست؛ مأمور «مدیریت فضا» است. یعنی تصمیم میگیرد چه هدفی ارزش درگیری دارد، چه هدفی باید رها شود، کجا باید دشمن را وادار به تغییر مسیر کرد و کجا باید او را به دام انداخت. این سطح از تصمیمگیری بدون یک شبکه فرماندهی انعطافپذیر و تجربه عملیاتی ممکن نیست؛ تجربهای که ایران طی سالها رصد، درگیری محدود، تهدید مستمر و جنگهای نیابتی بهدست آورده است.
نکتهای که در تحلیلهای سطحی مغفول میماند، پیوند پدافند هوایی با سایر اضلاع قدرت نظامی ایران است. پدافند، یک جزیره مستقل نیست. دادههایی که از فضای هوایی جمعآوری میشود، فقط برای شلیک موشک استفاده نمیشود؛ این دادهها خوراک تصمیمسازی در حوزه موشکی، پهپادی، دریایی و حتی سیاسی هستند. به همین دلیل است که هر پرواز شناسایی دشمن، حتی اگر سرنگون نشود، باز هم یک شکست اطلاعاتی بالقوه برای او محسوب میشود.

پدافند هوایی ایران همچنین بر اصل «ابهام راهبردی» استوار است. دشمن دقیقاً نمیداند کدام سامانه فعال است، کدام غیرفعال، کدام واقعی و کدام فریب. این ابهام، خود یک سلاح است. در جنگ مدرن، تردید گاهی از موشک کشندهتر است. وقتی دشمن نداند کدام پرندهاش سالم برمیگردد، مجبور است الگوی عملیاتش را محافظهکارانهتر تنظیم کند؛ و همین، زمان و ابتکار عمل را از او میگیرد.
از منظر انسانی، پدافند هوایی فقط فناوری نیست؛ انسانِ آموزشدیده، تصمیمگیر تحت فشار و فرماندهای است که باید در چند ثانیه بین شلیک یا صبر انتخاب کند. تجربههای گذشته نشان داده که اشتباه در این لایه، میتواند هزینههای سیاسی و امنیتی سنگینی ایجاد کند. به همین دلیل، بخش مهمی از سرمایهگذاری پنهان پدافند ایران، نه در موشک، بلکه در آموزش، شبیهسازی، تمرین ذهنی و سناریونویسی عملیاتی است.

در شرایطی که تهدیدات هوایی به سمت ترکیبی شدن حرکت کردهاند—از جنگنده و موشک کروز گرفته تا پهپاد انتحاری و حملات اشباع—پدافند هوایی ایران نیز از یک ساختار خطی فاصله گرفته و به سمت پاسخهای لایهمند و غیرقابل پیشبینی رفته است. این همان جایی است که «دیده نشدن» تبدیل به مزیت میشود. سامانهای که دیده نمیشود، الزاماً ضعیف نیست؛ گاهی فقط منتظر لحظه مناسب است.
پدافند هوایی ایران را باید نه با معیار تبلیغات دشمن سنجید و نه با نمایشهای رسانهای داخلی. این پدافند، محصول زیست طولانیمدت در محیط تهدید است؛ محصول یادگیری از خطاها، اصلاح مداوم و انطباق با واقعیتهای میدان. ممکن است کامل نباشد، ممکن است آسیبپذیر باشد، اما قطعاً ساده، ابتدایی یا قابل حذف در یک ضربه نیست.
آنچه دیده میشود، فقط نوک کوه یخ است. آنچه دیده نمیشود، همان چیزی است که محاسبات دشمن را پیچیده میکند؛ و در جنگ، پیچیده شدن محاسبات، یعنی افزایش احتمال بازدارندگی.
پیشنهادی باخبر
تبلیغات



