ایمانی جاجرمی: اعتراضات فقط صدای بازاریان بود، اگر صدای فقرا بلند شود... | حاکمیت باید تصمیم جدی بگیرد | بدون گشایش دیپلماتیک، فشارها باقی میماند
به گزارش اقتصادنیوز، اعتراضات اخیر بازاریان و کسبه، صرفاً واکنشی مقطعی به افزایش قیمتها نیست؛ صدایی است که سالها پیش شنیده شده اما جدی گرفته نشده است. از هشدارهای مکرر جامعهشناسان درباره فروپاشی معیشت تا بیتوجهی به فشارهای انباشته بر طبقات مختلف.
در این گفتوگو، حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس، از ریشههای این اعتراضات، بیتفاوتی به هشدارها، تفاوت مواجهه حاکمیت با صدای بازار و ضرورت بازگشت فوری به سیاستهای حمایتی و دیپلماتیک میگوید.
مشروح گفتگوی حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس را در اقتصادنیوز بخوانید.
****
*آقای ایمانی جاجرمی! مدتهاست که جامعهشناسان هشدار میدهند وضعیت اقتصادی به مرز هشدار رسیده و طبقه کارگر و اقشار مختلف را درگیر کرده است. چرا این هشدارها جدی گرفته نشد تا کار به اعتراض و مطالبات بازاریان رسید؟
یک تحقیق مهم قبل از انقلاب توسط مؤسسه مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران انجام شده بود؛ تحقیقی درباره چشمانداز ۲۰ ساله ایران که مربوط به سال ۱۳۴۴ است. در آن پژوهش، تحلیل وضع موجود بسیار دقیق انجام شده بود. آقای نراقی خودش روایت میکند که ما توانستیم مسائل و مشکلات را بهخوبی شناسایی و تحلیل کنیم، اما مسئله اصلی جای دیگری بود.
از یک جایی به بعد، موضوع از تحلیل کارشناسی و نظرات دانشگاهی فراتر میرود. شما یک بخش دارید به نام کارشناسان، منتقدان، کنشگران مدنی و دانشگاهیها. اینها معمولاً صدا دارند، مسائل را میبینند و در قالب نشستها، گفتوگوهای رسانهای و حتی تا حدی در رادیو و تلویزیون مطرح میکنند؛ البته تا جایی که قابل تحمل و قابل پخش باشد.
اما یک بخش دیگر وجود دارد که دسترسی به منابع قدرت دارد و با گروههای ذینفع در ارتباط است. آنجاست که باید تصمیم گرفته شود آیا هشدارها جدی گرفته میشوند یا نه. اگر جدی گرفته نشوند، طبیعتاً اتفاق عملی هم رخ نمیدهد و تغییری دیده نمیشود. اگر جدی گرفته شوند، مستلزم ایجاد تغییراتی است که این تغییرات بهمعنای جابهجایی منافع است.
واقعیت این است که هشدارها، بهویژه از سالهای ۹۷ و ۹۸، بسیار جدیتر شدند؛ هشدارهایی درباره تورم بالا، افزایش فشارهای اقتصادی و نامناسب بودن اوضاع. اینها آن زمان هم بهطور جدی مطرح میشد، اما انگار شنیده نمیشد.
اقتصادنیوز: نه خرید متوقف شده، نه زندگی؛ آنچه این روزها عقب افتاده، تصمیمها است. از رهن خانه و خرید خودرو گرفته تا ازدواج و سرمایهگذاری، همهچیز به «بعداً» موکول شده؛ بعدی که معلوم نیست چه زمانی میرسد.
تا اینجا مطالبات اقتصادی فعالان اقتصادی شنیده شد، اگر صدای تهیدستان بلند شود...
مسئولان دو راه دارند؛ یا بر اساس تحلیلها و پیشبینیهای کارشناسی تصمیمگیری میکنند، یا منتظر میمانند تا صدای مردم عادی در خیابان شنیده شود. در حالت دوم، هزینهها بهمراتب بالاتر خواهد بود. مسئله این است که در طول این سالها، توجه به صدای مربوط به وضعیت اقتصادی مردم بیشتر در حد اقدامات زبانی بوده است. گفته میشد اوضاع خوب نیست و باید به مردم توجه کرد، اما این توجه در حد لفظ باقی ماند.
برای حمایت از مردم، بهویژه گروههای آسیبپذیر، اقدامات عملی لازم است. فشارهای اقتصادی کمر این گروهها را شکسته است. تازه صدایی که در روزهای اخیر شنیده شد، صدای فعالان اقتصادی بود؛ یعنی هنوز صدای تهیدستان بهطور جدی درنیامده و اگر آن صدا هم بلند شود، وضعیت بسیار نگرانکنندهتر خواهد بود. اگر صدای تهیدستان بلند شود، وضعیت نگرانکننده تر خواهد شد
اگر توصیه ها و هشدارها جدی گرفته نشود ممکن است این پیش بینی هم محقق شود؟
اگر روال همیشگی ادامه پیدا کند، بله، چنین احتمالی وجود دارد. البته دولتها معمولاً از تجربهها درس میگیرند. مثلاً در مورد تغییر قیمت بنزین، بعد از سال ۹۸، سعی شد اینبار در دولت چهاردهم این موضوع حسابشدهتر و تدریجیتر پیش برود تا شوک ناگهانی ایجاد نشود.
اقتصاد شوخی ندارد؛ افت کیفیت زندگی به طبقه متوسط رسیده
اما واقعیت این است که اوضاع اقتصادی خوب نیست. اقتصاد شوخی ندارد. مردم باید بتوانند درآمد داشته باشند، به خانوادهشان برسند، هزینه آموزش فرزندان، بهداشت و درمان را تأمین کنند. الان حتی برای طبقه متوسط هم کیفیت زندگی بهشدت افت کرده است. تحقیقات و بسیاری از نیازهای اساسی قربانی شدهاند. جامعهای که اعضایش نتوانند حداقل استانداردهای زندگی را داشته باشند، آینده خوبی در انتظارش نخواهد بود.
*این بار به نظر میرسد مواجهه با اعتراضات و مطالبات بازاریان متفاوت بود؛ صداوسیما بخشی از آن را پوشش داد و دولت نیز از گفتوگو سخن گفت. شما چه تفاوتی میان این دوره از مطالبات و و دورههای قبل میبینید؟
شاید تفاوت در خود اعتراض وجود نداشته باشد و تفاوت اصلی در نوع مواجهه مدیران باشد.بازار و فعالان اقتصادی همیشه برای دولتها مهم بودهاند. صدای آنها بلندتر از گروههایی است که زیر فشارهای اقتصادی له شدهاند؛ مثل بسیاری از کارمندان یا اقشار کمدرآمد که تعدادشان زیاد است اما سازماندهی و ابزار لازم برای بلند کردن صدایشان را ندارند.
اصناف و بازاریان همواره صدا داشتهاند و دسترسی آنها به مقامات بیشتر بوده است؛ به همین دلیل معمولاً جدیتر گرفته میشوند. این بار هم احتمالاً شخصیت آقای پزشکیان مؤثر بوده است؛ فردی که انعطافپذیرتر است، اهل گفتوگو است و واکنش نشان میدهد.
اما نکته مهم این است که گفتوگو بهتنهایی کافی نیست. بعد از گفتوگو، باید نتایج عملی دیده شود. کسانی که احساس میکنند حقوقشان پایمال شده، باید در عمل تغییر را لمس کنند.
*در شرایطی که کشور نه در وضعیت جنگ است و نه صلح، تحریمها ادامه دارد و اقتصاد تا حدی فلج شده، اقداماتی مانند بخشودگی یکساله مالیات یا افزایش یارانه و اقداماتی از این دست تا چه اندازه میتواند مؤثر باشد؟ ادامه مسیر را چگونه میبینید؟
من فکر میکنم دولت این وضعیت را پیشبینی کرده بود و ارزیابیهایی از اوضاع دارد. اتاقهای فکر و کارشناسان در دولت و بخشهای مختلف حاکمیت حضور دارند. اما این وضعیت قابل تحمل نیست. هرچه زودتر باید کشور به شرایط عادی بازگردد تا مردم بتوانند زندگی کنند و تابآوری داشته باشند.
بدون گشایش دیپلماتیک، فشارها باقی میماند
فشاری که به ایران وارد میشود و حلقه محاصرهای که تنگتر شده، باید با تدابیر سیاسی و دیپلماتیک کاهش یابد. اینجاست که دیپلماسی باید خودش را نشان دهد و بتواند فشارها و تهدیدها را مدیریت و برطرف کند. امتیازهای موقتی شاید آرامش کوتاهمدت ایجاد کند، اما در بلندمدت کارساز نخواهد بود.
*از نگاه شما مواجهه حاکمیت با وضعیت موجود باید چگونه باشد؟
یکی از مهمترین توصیهها، توجه جدیتر به دیپلماسی است. شرایط فعلی شبیه دوره جنگ تحمیلی است. در آن دوران، دولت تلاش میکرد حداقلی از رفاه و کیفیت زندگی را تضمین کند؛ با دفترچههای بسیج اقتصادی، توزیع کالاهای اساسی مانند برنج، روغن، شکر و گوشت. هدف این بود که وضعیت مردم بدتر نشود و میلیونها نفر دچار قحطی و گرسنگی نشوند.
مردم در این سالها هزینههای بسیاری دادند؛ دیگر چیزی برای پرداخت ندارند
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، باید همان تدابیر حمایتی به کار گرفته شود. مردم تا امروز هزینههای زیادی داذدهاند و دیگر چیزی برای پرداخت ندارند. حالا نوبت آن است که حاکمیت از منابعی که در اختیار دارد، برای حمایت از مردم هزینه کند.ادامه این وضعیت بدون اصلاحات جدی اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک، هزینههای بیشتری به جامعه تحمیل خواهد کرد.


