۴ شاهکار، نتیجه ۴۰۰ دیدار | چرا دیپلماسی عراقچی نتیجهای نداشت؟
رویداد۲۴ | شامگاه پنجشنبه هفتهای که گذشت، در حالی که پیرو انتشار خبر آغاز روند فعالسازی مکانیسم ماشه ازسوی تروئیکای اروپایی، ناظران منتظر ابتکار فوری دستگاه دیپلماسی بودند، پوستری در فضای مجازی همرسان شد به «بیش از ۴۰۰ دیدار، تماس و مکاتبه با وزیران خارجه و مقامهای عالیرتبه بیش از ۶۰ کشور جهان» به عنوان عملکرد ۱۲ ماهه عباس عراقچی در راس وزارت امور خارجه اشاره میکرد. پوستری که ظاهراً بههمت شورای اطلاعرسانی دولت و بهمناسبت فرارسیدن هفته دولت تهیه شده، اما همزمانی انتشار آن با اقدام وزیران امور خارجه سه کشور اروپایی عضو برجام برای به جریان انداختن روند فعالسازی مکانیسم ماشه، این سوال را ایجاد میکرد که خروجی این ۴۰۰ دیدار چه بوده و آیا این ۴۰۰ جلسه، توانست جلوی بزرگترین خسارت اقتصادی احتمالی در یک دهه اخیر_مکانیزم ماشه_ را بگیرد؟
پوستر وزارت خارجه به مناسبت هفته دولت
۴ شاهکار دیپلماتیک، نتیجه ۴۰۰ دیدار
در ۱۲ ماه گذشته که دستگاه دیپلماسی دولت چهاردهم مشغول انجام ۴۰۰ فقره دیدار بوده، ۴ مورد از مهمترین ناکامیهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی محقق شده است؛ از سقوط دولت بشار اسد درحالی که عراقچی چند روز قبل در یکی از همین ۴۰۰ دیدار خود به سوریه سفر کرده و در بازار شام، شاورما میل کرد تا ماجرای صلح ارمنستان و آذربایجان با میانجیگری امریکا و وعده ساخت گذرگاه ترامپ در منطقه زنگزور. اما کاپ شاهکار دیپلماتیک را باید به جنگ ۱۲ روزه در آستانه برگزاری دور ششم مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا به میانجیگری طرف عمانی داد. به این فهرست باید کلید خوردن روند فعالسازی مکانیسم ماشه را نیز افزود.
موضع دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی هم جای تامل دارد؛ اصرار بر غیرقانونی بودن اقدام تروئیکای اروپا و انکار امکان بازگشت تمامی تحریمهای سازمان ملل متحد علیه ایران؛ تحریمهایی که حالا سایهشان بیش از هر زمان بر کشور احساس میشود و اگر در این بازه زمانی کمتر از ۳۰ روز آینده، کماکان شاهد همین رویکردی باشیم که وزارت امور خارجه در ۱۲ ماه گذشته بر آن تاکید کرده، باید خود را برای تحمل این تحریمهای خطرناک آماده کنیم.
فقدان ابتکار دیپلماتیک در دستگاه دیپلماسی
«آقای عراقچی! تو مسئول اعلام مرگ مذاکرات نیستی!» این بخشی از موضعگیری چند هفته پیش حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است که به فاصله چند روز پس از آن منتشر شد که سه کشور اروپایی عضو برجام در روزهای آغازین مردادماه امسال دست به ابتکار عمل زده و با طرح پیشنهادی که انتظار میرفت تهران مطرح کند، خواستار تمدید ششماهه مهلت استفاده از مکانیسم ماشه شدند، اما در کمال شگفتی نهتنها با استقبال دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی مواجه نشدند، بلکه پس از چند روز شاهد این بودند که عراقچی صراحتاً «مرگ دیپلماسی» را اعلام کرد! ناظران از چند ماه پیش از آن نیز تلویحاً نسبتبه رویکرد انفعالی عراقچی راس وزارت امور خارجه ابراز نارضایتی کرده بودند. فلاحتپیشه حدود یک سال پیش، در گفتوگوی روز ۲۴ مهرماه ۱۴۰۳ خود با رویداد۲۴ در تحلیل نخستین سفر عراقچی به نیویورک در قامت وزیر خارجه ایران و متعاقباً سفر وزیر امور خارجه به پایتخت ۳ کشور عربی گفته بود: «آقای عراقچی همان جملهای را که از آغاز سفر به پایتخت سه کشور عربی به کار برد، پس از پایان سفرش باز هم تکرار میکند و میگوید اگر دیپلماسی پیروز نشود، جنگ در کل منطقه گسترانده میشود. وقتی یک دیپلمات در ابتدا و انتهای سفرش یک جمله را تکرار میکند یعنی دیپلماسی در آن حوزه موفق نشده در حاشیه قرار گرفته است.»
این استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل در توصیف دیپلماسی عراقچ، آن را «دیپلماسی دیرهنگام» خواند و نسبتبه «تعطیل شدن میز سرخ مسقط» بهعنوان «تنها مانع گسترش جنگ» انتقاد کرد. او گفته بود «دیپلماتهای ایران میتوانستند عملکرد بهتری داشته باشند.»
بیشتر بخوانید:
آیا دالان زنگزور مسیر ترانزیتی ایران به اروپا از طریق ارمنستان را مسدود میکند؟ |
موضعی که در این مدت به دفعات ازسوی نمایندگان ادوار مجلس نیز مطرح شده و در همین چند روز گذشته، صریحتر از هر زمان، ازسوی عباس عبدی مورد تاکید قرار گرفته است. این روزنامه نگار اصلاحطلب در شماره انتهای هفته گذشته روزنامه هممیهن عراقچی را «تهی از ابتکار» و وزارت امور خارجه را «ناکارآمد» خواند. او در سرمقاله ای نوشته: «مشکل وزارت خارجه این است که فاقد رویکرد حتی میانمدت است و بهصورت اقتضایی عمل میکنند.» عبدی با ابراز نگرانی نسبتبه اینکه «هرچه جلوتر میرویم، مشکلات و پیچیدگیهای مسائل خارجی کشور و نیز خطرات آن بیشتر میشود و در عین حال وزارت خارجه و در رأس آن شخص آقای وزیر نهتنها تُهی از هر ابتکار و خلاقیتی است، بلکه با اظهارات نسنجیده و گاه متناقض، افزایش ناامیدی و ناکارآمدی این وزارتخانه را دامن میزند»، مینویسد: «آقای عراقچی در مقام وزیر امور خارجه نباید و نمیتوانند مثل نظامیان یا یک نماینده مجلس حرف بزنند.» او با ابراز تاسف نسبتبه اینکه «بهجز موارد معدود، سخنان دیپلماتیک از عراقچی شنیده نمیشود»، تاکید کرده که «حتی برخی از آنها تعجبآور است. تاکنون چند بار گفتهاند به شرطی با آمریکا گفتوگو میکنیم که تضمین دهند وسط گفتوگوها حمله نمیکنند. این سخن باعث تعجب و حتی تأسف است.» عبدی ضمن هشدار نسبتبه «از دست رفتن فرصتها»، نوشته است: «آقای عراقچی حتی به برداشتهای عمومی جامعه از مواضع خود نیز کمتوجهی میکنند؛ ایشان در آخرین مورد چنین گفتند که: «مردم ایران مذاکره با آمریکا را بیفایده میدانند.» اول اینکه مردم ایران خیلی عقاید دیگر هم دارند که توجهی به آنها نمیشود. از کی تا حالا نظر مردم ایران در سیاست خارجی ملاک و معتبر شده است؟! بعلاوه نظر شما اصلاً هم درست نیست لطفاً نظرسنجی ایسنا را که بلافاصله پس از جنگ انجام شد، منتشر کنید. کمتر از یکچهارم مخالفت کامل با مذاکره دارند.» عبدی همچنین با تاکید بر اینکه «مردم دنبال حل مسائل خود هستند»، نوشته است: «مذاکره و عدم مذاکره یا مستقیم و غیرمستقیم بودن آن برای اکثریت مردم خط قرمز نیست.»
دیپلماسی احمدینژادی در وزارتخانه عراقچی
وزیر و وزارت امور خارجه، در مواردی بهنحوی عمل میکنند که حقیقتاً فراتر از خطا یا نابلدی و ناکارآمدی، بهنحوی مشکوک به نظر میرسد. تنها کافی است رویکرد انفعالی و خلاف منافع ملی دستگاه دیپلماسی در روزهای آغازین مردادماه امسال در واکنش به پیشنهاد تروئیکای اروپایی برای تمدید ششماهه مهلت استفاده از مکانیسم ماشه را با استقبال پرسروصدای عراقچی و همکارانش در وزارت امور خارجه نسبتبه پیشنهاد تقریباً مشابه و از جهاتی نامطلوبتر روسیه مقایسه کنید؛ پیشنهادی که مسکو با حمایت پکن حدود یک ماه پس از پیشنهاد تروئیکای اروپایی و در همین روزهای آغازین شهریورماه امسال ارائه کرد و خواستار این بود که مهلت قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت _و نه فقط مهلت استفاده از مکانیسم ماشه_ به مدت ۶ ماه دیگر به تعویق بیفتد! پیشنهادی که حتی اگر نگوییم نامطلوبتر از پیشنهاد مشابه تروئیکای اروپایی بود، دستکم به دلایلی ازجمله اینکه یک ماه دیرتر از پیشنهاد اروپاییها ارائه میشد و به همین دلیل از اقبال کمتری برای موفقیت برخوردار بود، ناکارآمدتر و نامطمئنتر بود. آن هم در حالی که پیشنهاد نخست مشخصاً ازسوی همان سه کشوری ارائه شده بود که طرف دعوای ایران در بحث مکانیسم ماشه هستند و اگر ایران با آن موافقت میکرد، عملاً بهمعنای پایان نگرانی نسبتبه پیامدهای فعالسازی مکانیسم ماشه بود. ضمن آنکه این پیشنهاد اروپاییها دستکم یک ماه زودتر از پیشنهاد تقریباً مشابه طرف روس مطرح شده بود؛ آن هم در حالی که در این چند روز و هفته گذشته، شاهد تلاطم روزافزون بازار و افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش ریال بودیم.
به بیان دیگر در حالی که موافقت به پیشنهاد تروئیکای اروپایی بهمعنای پایان نگرانی نسبتبه التهاب بازار و اقتصاد در همان روزهای آغازین مردادماه امسال بود، پیشنهاد روسها، اگر احیاناً شانس با عراقچی و همکارانش یار باشد و درنهایت با موافقت شورای امنیت مواجه شود، حداقل تا چند هفته دیگر نیز سایه التهابات کنونی از بازار و اقتصاد ایران کنار نخواهد رفت.
درواقع به دلیل همین دلایل است که امروز وقتی عراقچی بهعنوان وزیر امور خارجه دولت پزشکیان منکر پیامدهای ناگوار بازگشت تحریمها میشود و قدرت و نفوذ قدرتهای اروپایی در شورای امنیت را زیرسوال میبرد و تلاش تروئیکا برای فعالسازی مکانیسم را «فاقد وجاهت حقوقی و اخلاقی» میخواند، بیش از هر چهره سیاسی یادآور محمود احمدینژاد و مواضع ناپخته و غیردیپلماتیکش در میانه دهه ۸۰ خورشیدی درقبال قطعنامههای تحریمی شورای امنیت سازمان ملل متحد است؛ ۶ قطعنامهای که در بازه زمانی سالهای ۸۴ تا ۸۸ در چارچوب فصل هفت منشور ملل متحد علیه ایران صادر شد و رئیسجمهور وقت مدعی بود «کسی برای این تهدیدها هویج هم خرد نمیکند»؛ چراکه به باور احمدینژاد این ۶ قطعنامه تحریمی صرفاً «کاغذپارههایی فاقد اعتبار حقوقی و فنی» بودند که برای ایران بهعنوان کشوری که آمده تا «قدرتهای غربی را به زانو درآورد»، هیچ اهمیتی ندارند!
طی این چند دهه گذشته نهتنها به یکایک شهروندان این مملکت، بلکه احتمالاً به خود احمدینژاد هم ثابت شده که آنچه این مصائب سخت معیشتی را بر زندگی میلیونها ایرانی تحمیل کرده، همان قطعنامههایی است که او از آنها تحت عنوان «کاغذپاره» یاد میکرد؛ هرچند هنوز سایه بحران بر سر این مملکت سنگینی میکند و باید دید عراقچی کی به عمق این فاجعه پی خواهد برد؟