آخرین اخبار:
- عارف: هنرمند آیینه جامعه است / علیرغم همه جوسازیها، استقبال بسیار خوبی از جشنواره شد + فیلم
- دبیر جشنواره فیلم فجر: مراسم اختتامیه ساعت شش و نیم بعد از ظهر در تالار رودکی برگزار میشود + فیلم
- کارگردان «جهان مبهم هاتف»: رسالت مهمی که سینمای ما فراموشش کرده معرفی بازیگر است تا یک خون جدیدی وارد سینما شود + فیلم
- جزئیات آخرین روز جشنواره فیلم فجر از زبان خبرنگار SNNTV + فیلم
- اعلام ۷ فیلم برتر آرای مردمی فجر بدون رتبه بندی
- کارگردان و نویسنده «اردوبهشت»: فیلم را با جناحبندی کوچک نکنیم / اردوبهشت برای من صرفاً یک فیلم نیست بلکه سند یک دوره است + فیلم
- «اردوبهشت» یک رئالیسم اجتماعی با درخشش حامد بهداد؛ نود دقیقه کافی بود!
- تأکید بر نقش کلیدی خانواده در بخش «تجلی اراده ملی» / انجمن علمی توانمندسازی خانواده ایران، جایزه ویژه بخش سینمایی جشنواره فیلم فجر را اهدا میکند
- آزیتا لاچینی: جوانهای ایرانی هر جایی از جهان که باشند، میدرخشند + فیلم
- گارگردان «آندو»: سعی کردیم یاد و خاطر شهدای بینام و نشان را زنده کنیم / سبط احمدی: باید مهمترین رشادت ملی خود را برای نسل جدید به تصویر بکشیم + فیلم
کد خبر:۱۳۶۶۳۲۸
قایق سواری در تهران؛ تهران، خاطره و یک قایق معلق میان گذشته و اکنون
«قایقسواری در تهران» میان کمدی موقعیت و درامی نوستالژیک در نوسان است. موقعیتهای کمیک گاه لبخند میسازند، اما کمتر به عمق شخصیتها نفوذ میکنند.
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، تهرانِ آخر اسفند، شهری است میان رفتن و ماندن؛ میان ترافیک، خاطره و قرارهایی که یا دیر میرسند یا اصلاً سر قرار نمیآیند. «قایقسواری در تهران» از همین تعلیق شروع میشود؛ از یک دیدار ساده که قرار بوده هر سال تکرار شود و نشده، و حالا بعد از سالها دوباره بهانهای میشود برای روبهرو شدن با گذشتهای که هنوز تهنشین نشده است. رسول صدرعاملی که سال گذشته با «زیبا صدایم کن» که اقتباسی از یک رمان نوجوان بود به جشنواره فیلم فجر آمد، امسال هم با فیلمی به جشنواره آمد که نامش اقتباسی از کتاب شعر محمدعلی سپانلو است.
فیلم گذشته را نه بهعنوان یک واقعیت دقیق، بلکه بهشکل اسکیسهایی ذهنی و انیمهگونه بازنمایی میکند؛ انتخابی که گذشته را به خاطرهای لرزان و ناتمام تبدیل میکند. با این حال، این بازگشتهای فرمی به گذشته بیش از آنکه روایت را جلو ببرند، نقش توضیحی دارند. رابطه مازیار و هدیه اگر در زمان حال با نگاهها، مکثها و موقعیتهای سادهتر ساخته میشد، نیازی به این تأکید تصویری نداشت. گذشته در فیلم بیشتر یادآوری میشود تا تجربه.
در زمان حال، اشتباه کوچک جابهجا شدن تلفنهای همراه، مازیار را ناخواسته وارد همراهی با آیدا، دختر هدیه، میکند. این رابطه عاطفیترین بخش فیلم است؛ جایی که یک کودک دیوارهای مردی را فرو میریزد که فیلم او را «ضد زن و ضد بچه» معرفی کرده است. اما این تحول بیش از آنکه حاصل انتخابهای آگاهانه مازیار باشد، نتیجه زنجیرهای از اتفاقات تصادفی است. فیلم تغییر شخصیت را وعده میدهد، اما مسیر این تغییر را با دقت کافی ترسیم نمیکند و همین باعث میشود بلوغ رفتاری مازیار گاه سادهسازیشده به نظر برسد.
«قایقسواری در تهران» میان کمدی موقعیت و درامی نوستالژیک در نوسان است. موقعیتهای کمیک گاه لبخند میسازند، اما کمتر به عمق شخصیتها نفوذ میکنند. در مقابل، شهر تهران حضوری پررنگ دارد. نقشههای اینترنتی، نماهای هوایی و جابهجایی مداوم در خیابانها، فیلم را به یک پرسۀ شهری بدل میکند؛ گویی شهر خود بخشی از روایت است، نه فقط پسزمینه آن.
در نهایت، فیلم اثری خوشتماشا و محترم است که با تکیه بر نوستالژی و کمدی ملایم، مخاطب را همراه میکند، اما جسارت عبور از سطح امن خود را ندارد. قایق فیلم آرام روی رود تهران حرکت میکند؛ بیحادثه، بیغرقشدن، و بیآنکه جریان را به چالش بکشد.
نویسنده هانیه علینژاد
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
x
پیشنهادی باخبر
تبلیغات


