رابین هود در تالار وحدت؛ اشکها و لبخندها/ درخشش دهۀ هشتادیها در نمایش یک داستان آشنا
عصر ایران؛ مسعود پیوسته- قریب به دو ماه است که تالار وحدت (رودکی) محل اجرای نمایشی نوستالژیک است؛ نمایشی که ضمن حفظ ریتم و روایت افسانهای عدالت خواهانه در دورۀ قرون وسطی و پس از آن، با نام مشهور «رابین هود» در انگلستان، نویسنده و کارگردانِ جوان آن -ماهان حیدری- در ادامۀ به تماشا بردنِ دوگانه «دیو و دلبر» و «شازده کوچولو»، حالا و این بار به تریلوژی «رابین هود» رسیده که پس از عبور یک ساعتۀ فانتزی محض، به نوعی فانتزی رئال و تا حدودی ایرانیزه شده است.
این متناسب سازی چنان است که از دقیقه شصتم به بعد تا پایان ساعتِ دومِ نمایش، موجب ارتباط کامل با نگاه کارگردان در بین همۀ گروه های سنی و طبقات اجتماعی و تحصیلی شده است.
نمایشی که تنها تا دو روز دیگر- هجدهم دی ماه - در این تالار برپاست.
هفتم دی و پس از اجرا، «احمد سویدان»، سفیر لبنان که همراه با خانواده به تماشای رابین هود آمده بود، خطاب به جمع عوامل نمایش و کارگردان رابین هود گفته بود: «من البته از دیالوگهای نمایش رابین هود چیزی سر درنیاوردم اما اجرای تحسین برانگیز شما باعث شد تک تک آن مفاهیم و آنچه را که از نظر احساسی و انسانی سعی داشتید به مخاطب منتقل کنید، کاملا دریافت کردم. بسیار علاقهمندم که شما را به زودی در لبنان برای اجرای این نمایش ببینیم.»
همۀ اجرای نمایش به درستی کنار هم نشستهاند. از جمله، طراحی و اجرای نور که به فضاسازی بسیار کمک کرده است. نور برجسته با همه ی تلونش که نویدِ غلبه بر تاریکی را دارد.
در تراکم و ترافیک بازیها در «صدا» هم خللی نبود. حتی آنجا که صدای برخورد توپ بدمینتون به راکت، پس و پیش نمیشد و درست سرِ جایش بود.
طراحی لباس و طراحی حرکت هم همین طور. آهنگ سازی اش هم فوق العاده بود و این نامِ «تمام موزیکال» هم چه به آن میآمد!
آهنگساز، حتی برای یک جملۀ ساده بازیگر که هیچ شباهتی حتی با شعر ندارد، موسیقی متناسب با آن جمله را طراحی و اجرا می کند. یا سیالیتی که در جریان افت و خیز نمایش دارد و به اقتضاء موقعیت، ریتم شش و هشت دارد تا اپرا و رپ و ...
از حیث مضمون هم امیدبخش است: زنده باد شادی، زنده باد صلح، زنده باد عدالت، زنده باد زندگی که با موسیقی فریاد می شود.
در شبی که من نمایش را دیدم «ملکه»ای که ایفاگر این نقش بود، (نازنین کیوانی) استثنائا و به اضطرارِ بازی در کاری دیگر خود، مانند یک تماشاگر، این امکان را یافته بود که در این جایگاه نمایش رابین هود را ببیند. در پایان، وقتی بازیگر جایگزین در آخرین دقایقِ بازی؛ و وقتی آن ترانه صلح و آزادی را می خواند و حرکات دست او به سوی تماشاگران بود، نگاهش به نازنین کیوانی افتاد که حالا در ردیف دوم، مثل تماشاگران دیگر نشسته بود و در حال «همخوانی» با بقیه بود و نگاه شاد و متقابل شان به یکدیگر جذاب و زیبا بود.

نکته مهم دیگر جوانی و حتی نوجوانی بازیگران است و خالی از لطف نیست با برخی بیشتر آشنا شویم:
*محمدمهدی حسن نژاد، متولد سال ۸۲، دانشجوی رشته طراحی گرافیک دانشگاه هنر تهران. نقش «هیس» یا همان مار را در نمایش رابین هود دارد و می گوید: « شش سال است در زمینۀ تأتر فعالم ولی در سالن و حرفهای، اینجا تجربۀ اولم است. من شخصا سبک فانتزی را خیلی دوست دارم. در این نمایش فانتزی تمام موزیکال، جزو 6 شخصیت اصلی کار هستم. هیس، وزیر و مشاورِ پرنس جان است و کارگردان تشخیص داد نقش هیس به من می آید و اعتماد کردند و این نقش را بهمن دادند.
*حمیدرضا توانایی، بازیگر نقش «پرنس جان» میگوید: «این سومین کارم با ماهان حیدری است. پس از تجربه «دیو و دلبر» و «شازده کوچولو». از سال ۹۸ فعالیتهای حرفه ایام را در زمینه تأتر و آواز شروع کردم. همزمان با هم. دورههایم را دیدم و از همان موقع با ماهان آشنا شدم و توانستم وارد این حرفه شوم. رشته تحصیلی من هم روانشناسی بوده که پس از اخذ مدرک کارشناسی، تغییر مسیر دادم سمت هنر.»
*پارسا رمضانی، ملقب به «سایه» هم دهه هشتادی است و موسیقی میخواند و در نمایش رابین هود، آدیشن داد و قبول شد و «بیانیه رپِ آهنگر» هم نقش او در این نمایش است. به واقع، بیانیه خوانی می کند.
*آسمان کثیریان، جوان ترین عضو گروه نمایش رابین هود که نقش اسکیپی و خرگوش را دارد: «این نمایش، برای عموم مردم است و خاص کودکان و نوجوانان نیست. نقش خرگوش اینجا نقش بزرگی نیست و آنچنان نمی تواند با مخاطب ارتباط برقرارکند، ولی از آخر نمایش خوشم میآید که تماشاگران استقبال می کنند و به آدم انرژی می دهند. مامان بزرگهای خیلی از دوستانم آمدند و از این نمایش، خیلی خوششان آمد.»
*سینا رسولی، ۲۵ ساله از خوزستان، نقش محوری این نمایش، یعنی «رابین هود» را دارد و میگوید: «شکل زندگی ام کمی عجیب و غریب است! مدرک مهندسی دارم، شغلم موسیقی است! الان هم در تأتر موزیکال دارم فعالیت می کنم ولی خیلی چالشِ قشنگ و جالبی است و اصلا هم نفهمیدیم این یکی دوماهه ی نمایش کی گذشت!»
ایفاگر نقش «رابین هود» در این نمایش، از شرایط أسفبار اقتصادی و اجتماعی مردم هم گفت که در این شرایط تنگِ معیشتی هم مردم وقت می گذارند و هزینه می کنند بیایند این نمایش را ببیند. نمایشی که پیامش دردمشترک ما به عنوان عوامل نمایش با خودشان است. و این استقبال، یک حس خوب دو سویه دارد.
*علی رنجبر، ۱۵ ساله از نوجوانانی است که از طریق آموزشگاه پانیذ به این نمایش پیوند خورد. آدیشن داد و پذیرفته شد و ایفاگر نقش «جان کوچولو» است. اتفاقا بازی درخشانی هم دارد.
در قسمتی از بازی اش، که موسیقی به شادمانی با ریتم شش و هشت می رفت و در لا به لای دیالوگ های بازیگران، درحالی که جان کوچولو در نقطه ای دورتر ایستاده بود، حضورش ساکن و راکد نبود، بلکه با رقص پیدا و پنهان ایرانی و در عین حال دقیقش، فضای صحنه را شادمانه تر کرد و لبخند همگانی تماشاگران را به لب آورد. این بازیگر نوجوان که پیشتر، انیمیشن رابین هود را دیده بود، آن جان کوچولو در رابین هود را با این جان کوچولو مقایسه کرد و گفت: «اینجا کارگردان، یک پاردوکسی انجام دادند که آن جان کوچولو، خیلی جان کوچولوی تپل و گنده و قلدر و خیلی مهربان بوده! ولی اینجا جان کوچولو، واقعا خیلی کوچولو است ولی امیدوارم آن بامزگی و قلدری و مهربانی را توانسته باشم دربیاورم.»
*لیلین یغمایی، ۱۵ ساله که کارِ موسیقی می کند و نوه ی آهنگساز و خواننده ی سرشناس، کورش یغمایی است، در نقش یکی از اهالی شهر، در آخرین دقایق نمایش، خوانندگی دارد و این حضور، اولین تجربه اش در صحنه ی تأتر است.
*رژان حسن زاده، ۲۲ ساله، دانشجوی آهنگسازی در دانشگاه هنر، در اینجا و این نمایش، اولین تجربه ی تأتری اش است که در نقش «لیدی ماریان» ظاهر شده.
ستایش غریبی، حدود چهار سال است که کار تأتر می کند و با خود آقای ماهان حیدری شروع کرده. حیطه ی اصلی اش آواز است و مدرس سلفژ. الان هم که دارد بازیگری و خوانندگی را با هم انجام می دهد. در این نمایش، دو شخصیت اصلی را بازی می کند. «داروغه ی ناتینگهام» و «لیدی کلاک». دو شخصیت معارض و مقابل هم! برای داروغه، صدای مردانه ی خشن؛ و برای لیدی کلاک، صدای ملایم و مهربان.
بازیگر نقش داروغه گفت: « تماشاگران و دوستانی که کار را دیدند، خیلی ها باور نمی کردند من نقش داروغه را بازی کرده باشم. بخاطر آن گریم و لباس و صدا که کمک کرد بتوانم نقش داروغه را دربیاورم و آنها متوجه نشدند منم!»
*نوشین بدری کوهی متولد ۶۹ است و طراح حرکاتِ نمایش رابین هود.
۱۲ سال در زمینه ی طراحی حرکات، سابقه ی کاری دارد و یک گروه مستقل رقص و حرکت هم دارد.
می گوید: «فرم هیس را که می بینید، تماما طراحی های من است و مردم خیلی دوستش داشتند. ما با ۹ اجراگرِ حرکت و یک بازیگر، یک مار را تشکیل دیدیم. یعنی بدنه ی هیس، شامل ۹ یا ده تا آدم است که حرکات شان را من طراحی کردم. یا جایی در صحنه داریم که گوزنی با لباس قرمز دارد می رقصد، طراحی حرکاتش با من است. یا جلوتر، ماه و ستاره دارند می رقصند و ... ولی قسمت برجسته اش همان «مارِ»مان است.
من این نمایش را خیلی دوست دارم. چون آویزان نشده است به چهره. بچه ها در سنین نوجوانی توانستند این قدر زیبا بدرخشند و زیبا بخوانند و زیبا بازی کنند که قطعا بخاطر مدیریت خوب آقای ماهان حیدری است. این را هم بگویم تا جایی که می دانم اولین کار بزرگی که طراح حرکاتش یک خانم است در همین نمایش رابین هود است. تا به امروز، خانم ها یا زیر اسم آقایان کار می کردند یا کلا دست آقایان بود.»
مقدی شامیریان، طراح لباس و مدرس دانشگاه که ۱۹ سال است در این زمینه فعالیت دارد. کارشناسی ارشد در رشته ی پژوهش هنر است. چون تعداد بازیگران در این نمایش زیادند، این طراح لباس، شش دستیار دارد که سر صحنه، تعویض و تبدیل لباس ها به موقع انجام شود.
بهروز سیفی هم مدیر گروه صدای نمایش رابین هود است و از سال ۹۲ وارد تأتر و موسیقی تأتر شده و کارش را با آهنگسازی شروع کرده. دوره ای دستیار بود و از همان موقع شروع کرد به آهنگسازی برای تأترهای مستقل. با افسانه ماهیان و شهاب حسینی و صابر ابر کار کرده و این سال ها هم رسید به ماهان حیدری و کارهای او.
از مانی فرزانه، آهنگساز نمایش رابین هود می خواهم از پیشینه تحصیلی و کاری اش بگوید و از چگونه پیوند خوردن با ماهان حیدری، کارگردان این نمایش؛ و کمی هم از مواجهه با کم و کیف نمایشِ «تمام موزیکال» رابین هود بگوید و از طراحی ها و اجرایش در این کار.
او گفت: «من تحصیلات دانشگاهیام را در رشته مدیریت گذراندم که البته آن را به عنوان بخشی مجزا از دنیای هنریام میبینم. موسیقی اما از همان کودکی و از سن پنج سالگی وارد زندگیام شد؛ زمانی که با نواختن پیانو آشنا شدم و موسیقی آرامآرام تبدیل به زبان بیکلامی شد که با آن خودم را ابراز میکردم.در سن ده سالگی، فرصتی بینظیر نصیبم شد تا در تالار وحدت، در نمایشهای موزیکال حضور پیدا کنم؛ اجراهایی چون اپرای جانی اسکیکی، اشکها و لبخندها و شازده کوچولو، که به عنوان بازیگر و خواننده روی صحنه بودم. در کنار فعالیتهای اجرایی، در گروه کر ارکستر سمفونیک تهران همکاری داشتم؛ اما همیشه، قلب من در سویی دیگر میتپید؛ جایی که آهنگسازی و خلق ملودیهای تازه و اصیل بود.
این عشق و شور به آهنگسازی، مرا به سمت توسعه و تجربههای نوآورانه در این حوزه سوق داد و باعث شد پیوند من با ماهان حیدری شکل بگیرد. همکاری ما بر پایهی ترکیب ملودیهای من با اشعار او، فضایی شاعرانه و موسیقایی ایجاد کرد که به خلق تئاتری تمامموزیکال منجر شد.این مسیر مشترک، نقطهی شروعی بود برای بازآفرینی نمایش «رابین هود» به شکلی که فراتر از یک نمایش صرف باشد؛ نمایشی که موسیقی در رگ و پیاش جاری است و هر لحظهاش با نغمهای زنده و هماهنگ با روایت و حرکت شخصیتها تنیده شده است.
در نهایت، آنچه من به آن رسیدهام، سفری است از کودکی با پیانو تا خلق آثار زنده و تمامموزیکال، سفری که هر نت آن بازتابی است از عشق به موسیقی و هنر تئاتر.من در مسیر خلق موسیقیهای جدید برای «رابین هود» با چالشهای ویژهای روبرو بودم. چون این اثر به دلیل دارا بودن بار نوستالژیک حساسیت زیادی داشت و انتخاب نادرست موسیقی میتوانست تمام تلاشها را زیر سؤال ببرد. به همین دلیل، در هر مرحله از تولید، تعداد زیادی اتود زدم و در تکتک بخشها با مشورت و همکاری نزدیک با ماهان حیدری، درباره ارتباط دقیق و میزان پیوند شعر و ملودی تصمیمگیری کردیم تا کار به بهترین شکل ممکن شکل بگیرد.
ساختار کلی موسیقی نمایش دارای نظمی مشخص و هدفمند است؛ بهطوری که من تلاش کردم برای هر شخصیت، سبک و فضای موسیقایی ویژهای تعریف کنم. مثلاً برای «داروغه» با ریتم ۶/۸، اوج خشم و بیعدالتی را به شکلی پارادوکسیکال و در قالب ریتمهای شاد اجرا کردیم. یا در مورد «پرنس جان» سعی شد تا موسیقی به سمت اجرای اپرا متمایل شود که حس و حال خاصی به شخصیت میداد.
یکی دیگر از چالشهای مهم، تصمیمگیری درباره حضور موسیقی رپ بود. انتخاب موسیقی رپ در جایگاه درست و با زمانبندی دقیق، توانست به خوبی پاسخ دهد و به جذابیت اثر بیفزاید.
در پایان، از شما که وقت گذاشتید و این مصاحبه را برگزار کردید، صمیمانه تشکر میکنم. همچنین از همه مخاطبانی که نمایش را دیدند و با نظرات مثبت و حمایتهای شان انگیزهای بیشتر به من دادند، بسیار قدردانم. این اثر اولین تجربه حرفهای من به عنوان آهنگساز در تالار وحدت بود که همیشه یکی از آرزوهای بزرگم به شمار میآمد. این حمایتها و بازخوردها موجب شده تا با انرژی و انگیزهای بیشتر در این مسیر قدم بردارم و آثار بهتر و ارزشمندتری خلق کنم.»
از نازنین کیوانی، با تجربه ترین بازیگر نمایش رابین هود می پرسم که در نقش «ملکه» ظاهر شده و حضورش به مثابه «پیام رسان» این نمایش است.
*خانم کیوانی! از حس خودتان از این «حضور» بگویید. از این «رفت و آمدِ» بنیادین در این نمایش. بخصوص در آخرین حضور و در دقایق پایانی که صلح خواهی و عدالت طلبی تان، عمومی می شود و بازیگران نیز همنوایی می کنند و دامنه اش تا در بین جمعیت تماشاگر هم می رود.اینکه واژگان و عبارات، شعاری نیستند و تا نیل به شادی و صلح و عدالت و آزادی انگار دیگر راهی طولانی در پیش نیست!چون این موضوع در نمایش مهم تر به نظر آمد، گفتم از همین جا شروع کنیم و نگاه نازنین کیوانی را در باره ی این نقش بدانیم و از «باورمندی» خودش از این شخصیت و نویدی که از دسترسی به شادی و امید و صلح و عدالت و آزادی می دهد.
در ادامه خود را بیشتر معرفی میکند:
« من نزدیک به ۱۲ سال است در این حرفه مشغولم و ۴ سال است که کاملا متمرکز روی تئاترم. چهار سال پیش با بازی در نمایش تمام موزیکال شازده کوچولوی ماهان حیدری؛ بعد از یک سال تمرین مداوم، همه چیز در تئاتر به صورت جدی برایم شروع شد. چالش بزرگی که مرا تبدیل به یک «بازیگر خواننده» کرد. و بعد از آن، با نمایش ناصدا به کارگردانی مهدی برومند روی صحنه بودم که برای بازی در این نقش، افتخار دریافت جایزه ی حافظ بهترین بازیگر زن را داشتم و بعدتر در نمایش بتهوون در نقش ترزا معشوقه ی بتهوون به کارگردانی جواد مولانیا روی صحنه بودم امسال دو نمایش بار هستی امید سهرابی و نمایش رابین هودِ ماهان حیدری را بر روی صحنه داشتم که این روزها با تئاتر رابین هود بر روی صحنه تالار وحدت حضور دارم. نمایشی که با تاکید بر عدالتخواهی، حال امروز جامعه من است.
در پایان می پرسیم: این سال ها حال عمومی هنر تئاتر در ایران چگونه است؟ از کُما و نقاهت خارج شده و رو به بهبود است؟ یا هم چنان ناخوش احوال و رنجور؟
پاسخ می دهد: «این روزها حال چه چیز در وطن خوش است که حال هنر خوب باشد!»
پیشنهادی باخبر
تبلیغات


