«هیروگلیف» چگونه به خط مقدس مصریان باستان تبدیل شد؟
آغاز خط هیروگلیف به تولد مصر باستان در پایان هزاره چهارم پیش از میلاد بازمیگردد. در این دوره بود که مجموعهای از علائم تصویری برای اولین بار ظاهر شدند که عمدتاً حیوانات را به تصویر میکشیدند. برخی از علائم بر روی تودههای سنگی حکاکی شده بودند، مانند کتیبه اخیراً کشف شده «الخاوی»، در حالی که برخی دیگر مانند سه مجسمه عظیم آهکی معبد «کوپتوس» که بر روی مجسمههای سنگی علامتگذاری شده بودند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، مصریان معتقد بودند که هیروگلیفها در این زندگی و زندگی پس از مرگ، محافظت جادویی برای مردم فراهم میکنند و این علائم را روی بناهای تاریخی، مجسمهها، اشیاء تدفینی و پاپیروسها حک میکردند.
به گزارش نشنال جئوگرافی، علائم تصویری همچنین بر روی برچسبهای کوچک عاج و ظروف قرار داده شده در مقبرههای حاکمان اولیه یافت شدهاند، مانند برچسبهای یافت شده در مقبره اوج در آبیدوس. اینکه آیا این علائم اولیه را باید به معنای واقعی کلمه نوشتاری در نظر گرفت یا مفاهیمی را بدون ارتباط مستقیم با زبان تعیین میکنند، هنوز در بین محققان یک سوال بیپاسخ است.

پیدایش نخستین کتیبههایی که معیارهای هیروگلیف را برآورده کردند، به ۳۱۵۰ سال قبل از میلاد مسیح یعنی بیش از 5100 سال قبل بازمیگردند. این کتیبهها ویژگیهای مختلف خط هیروگلیف را نشان میدهند.
به عنوان مثال، «لوگوگرامها» (علائمی که نام شیء مورد نظر را نشان میدهند) به همراه علائم دیگر وجود دارند که ارزش آنها صرفاً آوایی است، مانند حروف الفبای فعلی ما. اغلب، این علائم آوایی از اولین لوگوگرامها سرچشمه گرفتهاند. به عنوان مثال، نماد دهان که در زبان مصری «ra» نامیده میشود، برای نمایش واج «r » در کلمات دیگر که شامل آن صدا بودند، استفاده میشد.
اولین کتیبههای هیروگلیف بسیار مختصر بودند و در بیشتر موارد نام یک پادشاه یا یک مکان را بیان میکردند. آنها اغلب روی اشیاء تشریفاتی مانند پالتها حک میشدند. به عنوان مثال، روی پالت «نارمر»، نام نارمر را میبینیم که اولین پادشاه مصر متحد محسوب میشود. این نام با استفاده از دو علامت نوشته شده است: گربهماهی و اسکنه که در علامتی به نام «سرخ» ظاهر میشوند که نماد کاخ سلطنتی است و بنابراین نشان دهنده سلطنت است.
به طور مشابه، نام شهرها در علامتی که نماد یک محوطه محصور است، نمایش داده میشوند. «سرخ» و این علامت محوطه، اگرچه تلفظ نمیشوند، اما به صورت بصری نشان میدهند که نامی که در آن قرار دارند به کدام دسته معنایی تعلق دارد. با توسعه سیستم نوشتاری، این طبقهبندی معنایی توسط علائم تلفظ نشدهای که در انتهای هر کلمه قرار میگرفتند، به اصطلاح تعیینکنندهها یا طبقهبندیکنندهها، نشان داده میشد.
نمونه این هیروگلیف ها در ورودی شهر «هابو»، معبد رامسس سوم استفاده شده است. این معبد در اواسط قرن دوازدهم پیش از میلاد که در اقصر ساخته شد که با خط هیروگلیف پیروزیهای او را ستایش کرده اند.

نوشته های مقدس
در مصر باستان، هیروگلیفها چیزی فراتر از ابزارهای ساده برای انتقال یک پیام عملی بودند. مصریان علائم هیروگلیف خود را «کلمات خدا (medu netcher) یا «کلمات مقدس» مینامیدند، زیرا معتقد بودند که خط هیروگلیف اختراع خدای Thoth است و سرشار از قدرت خلاقانه و جادویی است.
مصریان متون را صرفاً برای خواندن نمینوشتند بلکه آنها را برای تضمین اثر جادویی و محافظتی کلمات الهی میساختند. این موضوع توضیح میدهد که چرا این علائم نه تنها بر روی طومارها و ستونهای سنگی پاپیروس، بلکه بر روی بناهای معماری، مجسمهها، مبلمان، اشیاء تدفینی و وسایل روزمره از جمله لباس نیز نوشته میشدند.
هنگامی که رامسس چهارم حدود سال ۱۱۵۰ پیش از میلاد درگذشت، او را در دره پادشاهان به خاک سپردند. اتاق دفن که در اینجا نشان داده شده است، با متون مربوط به مراسم تشییع جنازه، از جمله متونی از کتاب آمدوات و کتاب مردگان، تزئین شده است.

محافظت ابدی
معمولاً دیوارهای معابد مصری کاملاً با هیروگلیف پوشیده میشدند و نمونههای زیادی از آنها حفظ شده است. اگرچه تأثیر بصری شگفتانگیز است، اما هدف صرفاً تزئینی نبوده است. بلکه استفاده از هیروگلیف در معابد به نقش معابد در جهانبینی مصریان مربوط میشد. کلمه «معبد» در مصر باستان«منو» بود که از فعل «مِن» گرفته شده است و به معنای ماندن، تأسیس کردن و دائمی بودن است. معابد سنگی مصر باستان با این ایده ساخته میشدند که برای ابدیت دوام خواهند داشت و متون حک شده بر روی آنها این ایده را منعکس میکرد.
اعتقاد بر این بود که معماری معبد به صورت مینیاتوری ساختار جهان را نشان میدهد و هر چیزی در خارج از محوطه مقدس نمایانگر هرج و مرج اولیه قبل از خلقت است. نمای بیرونی معابد مصری اغلب با نقش برجستههای باشکوهی تزئین شده بود که فراعنه را در حال نبرد با دشمنانشان به تصویر میکشید. درگیری زمینی که منعکس کننده مبارزه بین نظم و هرج و مرج بود. از طریق این تزئین، سطوح مذهبی و تاریخی با هم ادغام شدند.
نمونه این ابدیت در تالار بزرگ هیپوستیل در کارناک که بر ۱۳۴ ستون عظیم استوار است مشاهده می شود. این تالار توسط ستی اول در قرن ۱۳ پیش از میلاد آغاز و توسط پسرش رامسس دوم تکمیل شد. فراعنه بعدی کتیبههای هیروگلیف خود را که جزئیات دستاوردها و پیروزیهایشان را شرح میداد، اضافه کردند و یک تقویم پیچیده ایجاد کردند.

دعاهای روی دیوارها
فضای داخلی معابد و مقبرهها اغلب از کف تا سقف با هیروگلیف پوشیده شده بود. متون آیینی که کاهنان در مقابل مجسمههای خدایان تلاوت میکردند، در داخل اتاقهای معبد حک شده بود. در اطراف درگاهها متونی وجود داشت که نشان میداد کدام درجات کاهنان در سلسله مراتب کاهنی اجازه دسترسی به اتاق بعدی را دارند و چه الزامات پاکی را باید رعایت کنند.
درون خود مقبرهها، متون هیروگلیف مربوط به آیینهایی وجود دارد که برای زنده نگه داشتن یاد متوفی طراحی شدهاند. این متون با وجود مقبرههای سلطنتی فراوان، فضای زیرزمینی را به نمادی فیزیکی از دنیای زیرین تبدیل میکردند که فرعون هنگام رسیدن به زندگی پس از مرگ از آن عبور میکرد.
هنگامی که رامسس چهارم حدود سال ۱۱۵۰ پیش از میلاد درگذشت، او را در دره پادشاهان به خاک سپردند. اتاق دفن او با متون مربوط به مراسم تشییع جنازه از جمله متونی از «کتاب آمدوات» و «کتاب مردگان» تزئین شده است.

مجسمهها و سنگهای یادبود
علاوه بر پوشاندن دیوارهای معابد و مقبرهها، هیروگلیفها بر روی طیف گستردهای از اشیاء حکاکی میشدند. ستونهای سنگی، تختههای بزرگی که معمولاً از سنگ ساخته میشدند، میتوانستند متون مذهبی گسترده، احکام سلطنتی یا گزارشهای لشکرکشیهای نظامی را در خود جای دهند. اگرچه متن روی مجسمهها اغلب به نام، عنوان و خویشاوندی شخص مورد نظر محدود میشد، اما گاهی اوقات متون طولانی با کیفیت ادبی قابل توجه بر روی مجسمهها حکاکی میشوند. این متون میتوانند شامل شرح حال مفصلی از شخص مورد نظر یا شجرهنامهای مربوط به چندین قرن پیش باشند.
برخی از مجسمهها به طور خاص برای ایجاد یک سطح بزرگ و مسطح طراحی شده بودند که بتوان متون طولانی را بر روی آن حکاکی کرد به عنوان مثال، مجسمههای به اصطلاح بلوکی که از نیم تنه آنها مکعب شکل هستند. مجسمه «نبمروتف»، کاتب سلسله هجدهم، روش هوشمندانه دیگری را برای حکاکی متن بر روی یک مجسمه نشان میدهد. نبمروتف در حال خواندن پاپیروس تحت نظارت «الهه تحوت» به تصویر کشیده شده است. پاپیروس روی زانوی او باز شده و متنی روی آن حک شده است که عناوین و اعمالی را که در خدمت پادشاه انجام داده است، شرح میدهد.
مجسمه بلوکی، سنفر، خزانهدار دوران سلطنت «حتشپسوت» و «توتمس سوم» را به تصویر میکشد. متن هیروگلیف که سطح آن را پوشانده است شامل دعایی است که در آن او درخواست هدایای تشییع جنازه میکند و بر کار مهمی که برای فرعون انجام داده است تأکید میکند. این مجسمه هم اکنون در موزه بریتانیا است.

اشیاء مورد استفاده در مراسم تدفین اغلب با هیروگلیف نیز حکاکی میشدند. در این مورد، هدف این بود که نام متوفی برای همیشه به یادگار بماند و در سفر به زندگی پس از مرگ، محافظت لازم را برای او فراهم کنند. برای دستیابی به این هدف، فرمولهای جادویی-مذهبی برگرفته از متونی مانند کتاب مردگان بر روی تابوتها، جعبهها و ماسکهای تشییع جنازه حک میشدند. از سلسله سیام به بعد، رسم شد که این فرمولها را روی باندهای کتانی که بدن متوفی را میپیچیدند، حک کنند. از آنجایی که این باندها در تماس مستقیم با مومیایی بودند، اعتقاد بر این بود که محافظت بیشتری نسبت به طلسمهای پیچیده شده در باندها ارائه میدهند. فرمولها همچنین روی درهای چوبی برخی از مقبرهها، مانند در سنندجم در دیر المدینه، دیده میشوند، جایی که نقش دفاعی داشتند و از آسیبپذیرترین قسمت مقبره محافظت میکردند.
اثر جادویی هیروگلیفها محدود به زندگی پس از مرگ نبود. مصریان طلسمهایی را که با نوشتههای مقدس تزئین شده بودند، به همراه داشتند. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد در دوره میانی سوم (حدود ۱۰۷۵ تا ۷۱۵ پیش از میلاد) مردم نوارهای بلند و باریکی از پاپیروس را که فرمولهای جادویی روی آنها حک شده بود، لوله میکردند و آنها را درون گردنبند میگذاشتند. یکی از این نوارها که در موزه بریتانیا نگهداری میشود و احتمالاً توسط یک نوزاد استفاده میشده، حدود ۲۰ اینچ طول دارد که ممکن است با اندازه صاحب گردنبند مطابقت داشته باشد.
خلاصه نویسی در مصر باستان
اگرچه مصریان باستان معتقد بودند که خط هیروگلیف آنها دارای خواص جادویی است، اما از شکل ساده شده آن برای اهداف دنیوی، چه اداری و چه ادبی نیز استفاده میکردند. علائم ساده شده را به سرعت با یک یا دو حرکت، با استفاده از قلم مویی آغشته به جوهر می نوشتند. تا سلسله دوم (۲۸۹۰ تا ۲۶۸۶ پیش از میلاد)، این خط شکسته به خط به اصطلاح «هیراتیک» استاندارد شده بود. برای سریعتر کردن نوشتن، گروههای خاصی از دو یا چند علامت به هم متصل میشدند تا بتوان آنها را با یک حرکت قلممو نوشت.
رایجترین ابزار برای نگارش کاهنان، پاپیروس بود. قدیمیترین پاپیروسهای باقیمانده مربوط به دوران سلطنت خوفو (حدود ۲۵۸۹ تا ۲۵۶۶ پیش از میلاد) هستند. این پاپیروسهای جذاب، دفتر خاطراتی متعلق به یک مقام رسمی به نام «مرر» را تشکیل میدهند که سرپرستی تیم بزرگی از سازندگان مشغول به کار بر روی هرم بزرگ جیزه را بر عهده داشت.
مرر در این پاپیروسها جزئیاتی در مورد توزیع بلوکهای سنگی برای کار ساختمانی، معادنی که از آنها آمده بودند و نحوه حمل و نقل و پرداخت هزینه آنها را ثبت کرده است. از پادشاهی میانه به بعد، از نگارش کاهنی برای نگارش متون ادبی بر روی پاپیروس نیز استفاده میشد.
پاپیروس چستر بیتی ۳ در قرن ۱۳ پیش از میلاد به خط هیراتیک (خط هیروگلیف ساده شده) نوشته شده است. این پاپیروس حاوی شعری در ستایش پیروزی رامسس دوم و راهنمایی برای تعبیر خواب است که هم اکنون در موزه لندن در بریتانیا نگهداری می شود.

در قرن هفتم پیش از میلاد، با ظهور سلسله بیست و ششم، شکل پیچیدهتری از خط هیراتیک توسعه یافت. علائم این خط که به عنوان دموتیک شناخته میشوند، شکل بصری چنان سادهای دارند که منشأ هیروگلیف آنها آشکار نیست. خط دموتیک تا اواسط قرن پنجم میلادی، ۵۰ سال پس از آخرین کتیبه هیروگلیف تاریخدار، مورد استفاده قرار میگرفت. در این زمان، مصریان دیگر سیستم نوشتاری هیروگلیف را که تمدن هزاران ساله فراعنه را تعریف کرده بود و هنوز معابد و مقبرههای کشورشان را زینت میداد، درک نمیکردند.
آخرین کتیبه هیروگلیف شناخته شده مصری در معبد ایزیس در جزیره فیله در سال ۴۵۲ میلادی ایجاد شده است. در پس زمینه این عکس، محراب مرکزی معبد قرار دارد، جایی که قایق مقدس ایزیس که مدتها پیش از این مکان برداشته شده بود زمانی بر روی پایه به نمایش گذاشته شده بود.



