اصلا ما کجای جهانیم که حالا دغدغه جامش را داشته باشیم؟
اصلا جامجهانی به ما چه؟ ما اصولا کجای جهانیم که حالا دغدغه جامش را داشته باشیم؟ ملتی که بیش از هشتاد روز دسترسیاش به دنیا قطع میشود و بعد از این همه وقت، تازه با کلی منت و سلام و صلوات همان نت خسته و دیزلی سابق را مثل صدقه پرت میکنند جلویش، چه کار به جامجهانی دارد؟
ورزشمدیا نوشت: فقط دو هفته دیگر جامجهانی آمریکا آغاز میشود و این برای میلیونها ایرانی، مهجورترین دوره تاریخ این تورنمنت است. ملتی که همه تار و پودش با عشق به فوتبال آمیخته بود، ملتی که حتی زلزله رودبار را با بازی برزیل و اسکاتلند در جامجهانی نود به یاد میآورد، ملتی که تا نیمهشب بیدار ماند و با پنالتی بر باد رفته روبرتو باجو مقابل برزیل تا مرز جنون پیش رفت و ملتی که صعود تیم ملیاش به جامجهانی نودوهشت را دیوانهوار کف تکتک خیابانهای ایران جشن گرفت، حالا کوچکترین حسی به دوره جدید این بازیها ندارد. اصلا انگار نه انگار.

تبریک میگوییم رفقا؛ شما موفق شدید یکیک واژههای اصیل و ارزشمند را از معنا خالی کنید. شما توانستید شور به فوتبال را درون ما بکشید، چنان که قبلا عشق به تیم ملی را خشکانده بودید و پیش از آن، سینما و تلویزیون و کتاب و روزنامه را. حتی کوچکترین دلخوشیهای این ملت هم در امان نماند. زندگی شرافتمندانه و کار آبرومندانه و معاش به اندازه پیشکش؛ شما نیم ساعت کافهنشینی و یک فنجان قهوه را هم برای خیلی از این مردم به آرزویی محال تبدیل کردید.
در زمانه تعدیل و تعطیل و صبحانه قسطی و روغن کالابرگی و قیمه بدون گوشت، فوتبال سیری چند؟
اصلا جامجهانی به ما چه؟ ما اصولا کجای جهانیم که حالا دغدغه جامش را داشته باشیم؟ ملتی که بیش از هشتاد روز دسترسیاش به دنیا قطع میشود و بعد از این همه وقت، تازه با کلی منت و سلام و صلوات همان نت خسته و دیزلی سابق را مثل صدقه پرت میکنند جلویش، چه کار به جامجهانی دارد؟ آن بزم سرخوشانه، مال کسانی است که دیده میشوند و قرار است از زندگی لذت ببرند؛ این چه دخلی دارد به ما فراموششدگان نحیف و رنجور تاریخ؟ هرچند این نسیان، صد شرف دارد به تعقیب کردن تیمی که قلعهنویی و شجاع و طارمی نمایندگانش باشند!


