- یاد کنم از گلشیفته فراهانی
- عبدالحسین جلالیان درگذشت
- شریفینیا درباره حواشی اخیر: این سه دستگی در جامعه خیلی خطرناک است
- نظامالدین کیایی درگذشت
- علی نصیریان خطاب به مردم: شریک غمتان هستم
- الناز شاکردوست از سینمای ایران خداحافظی کرد؛ عزادار هستم
- وزیر ارشاد: تئاتر تعطیل شدنی نیست
- شوخی با جانباختگان؟!/ وقاحت جای طنز را نمیگیرد
- رئیس مرکز بسیج صداوسیما، سرپرست شبکه افق شد
- مدیر شبکه افق عزل شد/ توقیف برنامه موهن به جانباختگان دی ١۴٠۴
- رضا امیرخانی به منزل منتقل شد
- کاترین اوهارا درگذشت
- بازیگر «قهوه تلخ» درگذشت
- دو عضو خانه سینما در اعتراضات کشته و ۷ نفر بازداشت شدند
- پرویز نوری درگذشت
- توضیحات وزیر ارشاد درباره پرونده قضایی تعدادی از هنرمندان و قطعی اینترنت
- اینترنت خاموش، بازار هنر خاموشتر!
- فواد بدیع، هنرمند سینما درگذشت
- چند نفر در جهان سفر کردند؟
- قیمت کتاب در پاییز ۱۴۰۴ چقدر بالا رفت؟
همه چیز درباره حضور سحر دولتشاهی در فیلم جشنواره امسال
محمدمهدی ابراهیمی نصر؛ همکاری مجدد رسول صدرعاملی و پیمان قاسمخانی پس از تجربه موفق چند دهه قبل در «دختری با کفشهای کتانی»، نتیجهای درخور توجه داشته است. صدرعاملی در این فیلم نشان میدهد که همچنان رگ خواب مخاطب را میشناسد. او با هوشمندی، از فضای ملودرامهای همیشگیاش فاصله گرفته و به دنیای طنز موقعیت قدم گذاشته است. کارگردانی او در مدیریت صحنههای شلوغ شهری و بهویژه اجرای ظریف و جالب فلاشبکها، تحسینبرانگیز است؛ او توانسته گذشته و حال را با یک پیوستگی بصری نرم به هم گره بزند، بدون آنکه تماشاگر دچار سردرگمی شود. با این حال کارگردان میتوانست توقعات اسپانسر را به شکل غیرمحسوس تری به نمایش دربیاورد.
زمانی جیمز ویکاری متخصص تبلیغات، در جریان نمایش فیلم «اسپارتاکوس»، پیامهایی با مضمون «پاپکورن بخورید» و «کوکاکولا بنوشید» را به مدت تنها یک سههزارم ثانیه و بدون آگاهی تماشاگران، بر پرده نمایش تاباند و ذهن ناخودآگاه مخاطب را هدف گرفت، اما شاید در سینمای ایران، لازم باشد مفهوم «تبلیغات نامحسوس» بیشتر مورد توجه قرار گیرد چرا که نامحسوس نبودن میتواند تاریخ مصرف فیلم را به شدت کوتاه کند.
در لایه متن، پیمان قاسمخانی بار دیگر ثابت میکند که شاخصترین فیلمنامهنویس طنز ایران است. او بدون غلتیدن در دام شوخیهای نامتعارف و جنسی، از دل یک موقعیت ساده، کمدی خلق میکند. روایت دورهمی فارغالتحصیلان رشته برق در پرترافیکترین روز سال، بستری هوشمندانه برای بازخوانی حسرتها و امیدهای یک نسل است. با این حال، فیلم در پرده سوم دچار افت میشود. سکانسهای مربوط به مزون لباس و ورود نامزد سابق پارمیس، هم در نگارش و هم در ضربآهنگ اجرا، با کلیت «شسته و رفته» فیلم همخوانی ندارد و گویی وصلهای ناهمگون بر پیکره این روایت صمیمی است.
در بخش بازیگری، با یک تیم هماهنگ و درخشان روبهرو هستیم. سحر دولتشاهی در نقش «هدیه»، ترکیبی از پختگی و ظرافت را ارائه میدهد و پیمان قاسمخانی در نقش «مازیار»، با آن استایل خاص و لحن و خونسردی ذاتیاش، مکملی عالی برای اوست. امین حیایی بار دیگر تسلط خود بر بدن و بیان را به رخ میکشد و محمد بحرانی با آن طنازی کلامی منحصربهفرد شیرازی، روح تازهای به سکانسها میبخشد. اما پدیده فیلم، بنیتا افشاری است؛ بازیگر خردسالی که در نقش «آیدا»، با نگاههای نافذ و واکنشهای به اندازه، نشان از هدایت درست کارگردان و استعداد ذاتی خود دارد.
«قایقسواری در تهران» علیرغم تمام فراز و فرودهای شخصیتی کاراکترهایش، فیلمی است که در آن «آرامش» موج میزند. تصویری که صدرعاملی از تهران شلوغ ارائه میدهد، علیرغم همه تلخیها، دوستداشتنی و انسانی است. این فیلم با لحن گرم و دلپذیرش، بدون شک یکی از مدعیان اصلی و موفق اکران نوروزی ۱۴۰۵ خواهد بود؛ اثری که ثابت میکند هنوز هم میتوان با سینمای اصیل و فیلمنامه منسجم، مخاطب را به سالنها کشاند.
پیشنهادی باخبر


