سرمقاله
اگر طبق اقتصاد عرف علم اقتصاد را به دو بخش مجازی و حقیقی یا مولد و غیر مولد تقسیم کنیم الان بزرگترین مشکل اقتصاد ما این است که بخش غیرمولد بر بخش مولد غلبه پیدا کرده و حجم بخش غیر مولد بسیار بزرگ شده و در برابر بخش مولد تاکنون مرتباً سرکوب شده است.
در حال حاضر این بخش غیرمولد است که در اقتصاد ایران جولان میهد و نرخگذاری میکند و بخش مولد را مثل سایه به دنبال خود میکشاند. بخش غیرمولدی که در اغلب حوزهها اعم از ارز و سکه و خودرو و مسکن و اوراق بهادار حضور دارد. یک مسابقه تورمی به راه افتاده و وقتی این بخش غیرمولد نرخ تعیین میکند، دیگران برای عقب نماندن و حفظ ارزش پول خود آن را به ارز و سکه تبدیل میکنند تا قدرت خریدشان افت نکند که البته واکنشی طبیعی است.
اگر با برنامهریزی دقیق قادر به اخذ مالیات از بخش غیرمولد و دلالی باشیم میتوانیم به احیای بخش مولد امیدوار باشیم. اگر طرح مالیات ستانی و به عبارتی طرح مالیات از عایدی سرمایه از بخشهای غیرمولد که سهم بالایی در اقتصاد کشور پیدا کردهاند، موفق اجرا شود، دلالی دیگر سودی نخواهد داشت و مجموعه سرمایههای این بخش غیرمولد به بخش تولید در صنایع کوچک منتقل شده و تولید به رونق میرسد.
اخذ مالیات از بخش غیرمولد میتواند نقدینگی را به بخش تولید هدایت کند. این شرایط در صورتی تحقق خواهد یافت که عزم جدی برای اجرای این طرح در مجموعه نظام بهخصوص دولت وجود داشته باشد. در غیر این صورت بخش غیرمولد سوار بر اقتصاد خواهد ماند و تولید همچنان از روند جهانی عقب خواهد ماند.
بیش از ۹۵ درصد منابع پولی کشور به صورت سپرده است که به مانند سدی است که آب پشت آن جمع شده و پشت سدی به نام بانکها منابع عظیم پولی جمع شده است و دو دریچه دارد یک دریچه به سمت بخش غیر مولد است و یک دریچه به سمت بخش مولد. تاکنون دریچه بخش غیر مولد کاملاً باز است که طبق گزارش ها بیش از هفتاد درصد منابع بانکی به بخش غیر مولد تزریق شده در حالیکه دریچه بخش مولد تقریباً بسته مانده است.


