جهان در سال ۲۰۲۵/ پرونده پنجم: اروپا

مکی: بلاتکلیفی در صلح اوکراین/ ماکرون در احاطه مشکلات داخلی/تضعیف احزاب سنتی آلمان/ لندن در مخمصه برگزیت/ چالش‌های قاره سبز در سال ۲۰۲۶

مکی: بلاتکلیفی در صلح اوکراین/ ماکرون در احاطه مشکلات داخلی/تضعیف احزاب سنتی آلمان/ لندن در مخمصه برگزیت/ چالش‌های قاره سبز در سال ۲۰۲۶

کارشناس مسائل اروپا گفت اروپا برای دستیابی به خودکفایی امنیتی، نیازمند سرمایه‌گذاری صدها میلیارد یورویی است که با توجه به کسری بودجه، رشد اقتصادی نزدیک به صفر و فشارهای اجتماعی، عملاً دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد.

مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا در تشریح مهمترین تحولات قاره سبز در سال ۲۰۲۵ در گفت‌وگو با ایلنا اظهار کرد: سال گذشته میلادی در حالی به پایان رسید که جنگ اوکراین همچنان به‌عنوان مهم‌ترین بحران و اصلی‌ترین دغدغه دولت‌های اروپایی باقی ماند. با گذشت چهار سال از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، این پرسش اساسی مطرح است که آیا سال ۲۰۲۵ نقطه عطفی در این منازعه محسوب می‌شود یا خیر؟ بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و اتخاذ رویکردی متفاوت نسبت به دولت جو بایدن، معادلات جنگ اوکراین را وارد مرحله‌ای تازه کرد. ترامپ که در جریان کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود ظرف ۲۴ ساعت به جنگ اوکراین پایان دهد، پس از ورود مجدد به کاخ سفید با واقعیت‌های پیچیده این بحران مواجه شد؛ واقعیتی که به‌سرعت نشان داد تحقق چنین وعده‌ای نه‌تنها ساده نیست، بلکه مستلزم عبور از موانع ژئوپلیتیکی گسترده‌ای است. در عمل، دولت ترامپ تلاش کرد با تعیین یک بازه زمانی صدروزه، مسیر پایان دادن به جنگ اوکراین را هموار کند. در همین راستا، مذاکراتی میان مقامات آمریکایی و روسی در ریاض آغاز شد و دیدارهایی نیز میان ترامپ و رئیس‌جمهور اوکراین برگزار شد. همچنین رایزنی‌هایی در سطوح مختلف میان مقامات آمریکایی و اروپایی صورت گرفت. با این حال، هیچ‌یک از این تلاش‌ها به ارائه یک طرح صلح جامع و قابل اتکا منجر نشد؛ طرحی که بتواند چشم‌اندازی روشن برای پایان جنگ اوکراین ترسیم کند.

وی ادامه داد: در این میان، سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه ترامپ شکاف عمیقی میان ایالات متحده و اروپا ایجاد کرد و حتی روابط واشنگتن و کی‌یف را نیز تحت تأثیر قرار داد. اروپایی‌ها بر این باور بودند که ترامپ با نادیده گرفتن نقش و جایگاه اروپا، در پی پایان دادن سریع جنگ است؛ حتی اگر این پایان به بهای نادیده گرفتن امنیت اروپا و سرنوشت مردم اوکراین تمام شود. از نگاه ترامپ، پایان جنگ اوکراین یک دستاورد سیاسی مهم به شمار می‌رفت، در حالی که نگرانی‌های امنیتی اروپا و پیامدهای راهبردی چنین تصمیمی عملاً نادیده گرفته شد. در ادامه، چندین دور گفت‌وگو میان مقامات روسیه و آمریکا در استانبول برگزار شد و دیدارهایی میان ترامپ و رئیس‌جمهور اوکراین نیز صورت گرفت. با این حال، این مذاکرات نیز به نتیجه ملموسی نرسید. هرچند در مقطعی، طرح هشت‌ماده‌ای از سوی آمریکا مطرح شد که هدف آن تحمیل خواسته‌های روسیه به دولت اوکراین بود، اما این طرح نیز با مخالفت شدید کی‌یف و کشورهای اروپایی مواجه شد. پذیرش چنین طرحی به معنای قبول شکست راهبردی اوکراین و اروپا تلقی می‌شد؛ موضوعی که نه دولت اوکراین و نه متحدان اروپایی حاضر به پذیرش آن نبودند.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در فرانسه نیز با وضعیت سیاسی بی‌ثبات همراه شد. بحران سیاسی این کشور که از سال ۲۰۲۳ آغاز شده بود، در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. امانوئل مکرون در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود با چالش‌هایی جدی مواجه شد؛ چالش‌هایی که حتی از دوره نخست نیز پیچیده‌تر بودند. برخلاف عرف رایج در نظام‌های دموکراتیک که رؤسای جمهور در دوره دوم با آزادی عمل بیشتری تصمیم‌گیری می‌کنند، مکرون از همان آغاز با پارلمانی شکننده و دولتی ناپایدار روبه‌رو شد. او نتوانست اصلاحات اقتصادی مورد نظر خود، از جمله کاهش کسری بودجه و کنترل بدهی‌ها را به اجرا بگذارد. انتخابات پارلمان اروپا در سال ۲۰۲۴ نیز شوک بزرگی به جامعه فرانسه وارد کرد. مکرون با انحلال زودهنگام پارلمان و برگزاری انتخابات زودرس تلاش کرد اکثریتی همسو با دولت ایجاد کند، اما این تصمیم نتیجه معکوس داد و کشور را وارد بن‌بستی سیاسی کرد. تلاش برای استفاده از چهره‌های جوان نیز ناکام ماند و در نهایت، دولت ناچار شد به سیاستمداران کهنه‌کار روی آورد؛ اقدامی که آن هم به ثبات منجر نشد. در سال ۲۰۲۵، فرانسه شاهد روی کار آمدن سه نخست‌وزیر بود و دولت‌ها یکی پس از دیگری به دلیل ناتوانی در جلب حمایت پارلمان فروپاشیدند. این وضعیت باعث کاهش بی‌سابقه محبوبیت مکرون شد و چشم‌انداز سیاسی و اقتصادی فرانسه را بیش از پیش تیره کرد. به نظر می‌رسد تا انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۷، فرانسه همچنان با بحران‌های عمیق سیاسی و اقتصادی دست‌وپنجه نرم خواهد کرد.

وی افزود: در آلمان نیز شرایط بهتر نبود. در ژانویه ۲۰۲۵، انتخابات زودهنگام برگزار شد که نتیجه اختلافات درون ائتلاف حاکم و خروج حزب دموکرات آزاد از دولت بود. این انتخابات به تضعیف احزاب سنتی انجامید و حزب آلترناتیو برای آلمان با کسب حدود ۲۰ درصد آرا به جایگاه دوم رسید. در مقابل، احزاب سنتی دموکرات مسیحی و سوسیال‌دموکرات با افت شدید محبوبیت مواجه شدند و در نهایت ائتلافی شکننده برای تشکیل دولت شکل گرفت. در عین حال، آلمان با رکود اقتصادی، کاهش رشد و نارضایتی اجتماعی گسترده مواجه است. احتمال فروپاشی دولت ائتلافی پیش از پایان دوره چهار‌ساله نیز مطرح شده و انتخابات ایالتی، به‌ویژه در مناطق شرقی، زنگ خطر جدی برای آینده سیاسی این کشور به صدا درآورده است. نگرانی‌ها درباره قدرت‌گیری جریان‌های افراطی، یادآور تجربیات تلخ تاریخی آلمان در دهه ۱۹۳۰ است؛ تجربه‌ای که همچنان سایه خود را بر سیاست این کشور حفظ کرده است.

مکی گفت: در بریتانیا نیز حزب کارگر با وجود پیروزی چشمگیر در انتخابات، نتوانست از این فرصت برای تثبیت قدرت خود استفاده کند. دولت جدید با فشارهای شدید اقتصادی، نارضایتی اجتماعی و چالش‌های ناشی از برگزیت مواجه است. خروج از اتحادیه اروپا نه‌تنها دستاورد اقتصادی ملموسی نداشته، بلکه باعث کاهش دسترسی به بازارهای جهانی و تضعیف جایگاه اقتصادی بریتانیا شده است. همین مسئله باعث شده حتی بحث بازگشت به اتحادیه اروپا بار دیگر در محافل سیاسی و رسانه‌ای این کشور مطرح شود. در مجموع، سال ۲۰۲۶ برای اروپا سالی دشوار خواهد بود. بازگشت ترامپ به قدرت، شکاف عمیقی میان اروپا و آمریکا ایجاد کرده و امنیت قاره سبز را با چالش‌های جدی روبه‌رو ساخته است. فشار آمریکا برای افزایش بودجه‌های نظامی، اعمال تعرفه‌های تجاری، کاهش دسترسی به انرژی ارزان روسیه و رقابت فزاینده با چین، همگی اروپا را در تنگنای بی‌سابقه‌ای قرار داده‌اند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: اتحادیه اروپا برای دستیابی به خودکفایی امنیتی، نیازمند سرمایه‌گذاری صدها میلیارد یورویی است که با توجه به کسری بودجه، رشد اقتصادی نزدیک به صفر و فشارهای اجتماعی، عملاً دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد. از سوی دیگر، افزایش واردات کالاهای چینی و اعمال تعرفه‌های آمریکا، توان رقابتی صنایع اروپایی را به‌شدت کاهش داده است. همه این عوامل نشان می‌دهد که اروپا برخلاف تصورات گذشته، در مسیر افول قرار گرفته است. قاره‌ای که زمانی یکی از قطب‌های اصلی قدرت جهانی به‌شمار می‌رفت، اکنون با چالش‌هایی ساختاری در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی روبه‌روست؛ چالش‌هایی که چشم‌انداز روشنی برای بازیابی جایگاه پیشین آن در نظام بین‌الملل ترسیم نمی‌کنند.

انتهای پیام/

پیشنهادی باخبر