آخرین اخبار:
- «ماه غمگین، ماه سرخ»؛ روایتی از روزهای آخر حیات میرزاده عشقی که پرمخاطب شد
- شاهسواری به واکنش علی نصیریان درباره پوستر فیلم فجر پاسخ داد
- سلبریتیها؛ کنشگران «قاب» یا دغدغهمندان «مردم»؟ / واکاوی نقش الگوریتم اینستاگرامی در جهتدهی به مواضع چهرههای مشهور
- وزیر فرهنگ: خوشنویسی عروس هنرهای ایرانی-اسلامی است
- تصویر آخرین لحظه های حیات سعید پیردوست / اتفاقی بازیگر سریال طنز مهران مدیری شد
- شهید سید حسین علمالهدی و علمداری در هویزه؛ روایتی از هجرت تا جهاد در کلام رهبر انقلاب
- گشایش سه نمایشگاه به مناسبت میلاد حضرت علی (ع) در کتابخانه و موزه ملی ملک
- «تمام» روایتی از مقاومت زنان فلسطینی در جشنواره تئاتر بسیج
- اعتکاف؛ محبوبترین گردهمایی معنوی نسل جوان و نوجوان ایران اسلامی است/ قرار بعدی معتکفین، احیای نیمهشعبان در مساجد سراسر کشور
- علیرضا قزوه: نباید میگذاشتیم فلان آقازاده هر کاری بکند
کد خبر:۱۳۵۳۹۳۰
یادداشت تحلیلی|
سلبریتیها؛ کنشگران «قاب» یا دغدغهمندان «مردم»؟ / واکاوی نقش الگوریتم اینستاگرامی در جهتدهی به مواضع چهرههای مشهور
در روزهایی که فضای مجازی به میدان اصلی بازتاب اعتراضات و تحولات اجتماعی تبدیل شده است، رفتار سلبریتیها بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین قرار دارد. اما آیا این مواضع برخاسته از تحلیل شخصی است یا پاسخی به فشارهای نامرئی الگوریتمهای شبکههای اجتماعی؟ یادداشت حاضر به بررسی سازوکار «دیده شدن به هر قیمت» و تبدیل شدن سلبریتیها به کنشگران الگوریتمیک میپردازد.
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، عباس طاهری پژوهشگر رسانه و ارتباطات در یادداشتی تحلیلی در مورد رفتار سلبریتیها و زیر ذره بین بودن آنها در شرایط فعلی و کنشگری آنها در فضای شبکه اجتماعی به خصوص اینستاگرام نوشت:
اگر دیدن رفتار سلبریتیها این روزها برایتان عجیب است یا پستهای آنها را پشت همدیگر در اکسپلور میبینید مخاطب این نوشتار شمایید.
رفتار سلبریتیها در اعتراضات را اگر فقط سیاسی ببینیم، بخش مهمی از ماجرا از دست میرود. سلبریتی قبل از هر چیز موجودی است که با دیدهشدن زنده است. دیدهشدن برای او یک مزیت نیست؛ شرط بقاست.
دنده دادن الگوریتم به چهرههای مشهور
در این منطق، سلبریتی تقریباً همیشه میبرد. اگر همراه معترضین باشد، دیده میشود. اگر بگوید کنار مردم ایستاده، باز هم دیده میشود. حتی سکوتش، اگر در زمان «درست» اتفاق بیفتد، خودش تبدیل به پیام میشود. مسئله اصلی محتوا نیست؛ ماندن در قاب است.
الگوریتم اینستاگرام دقیقاً همینجا وارد بازی میشود. الگوریتم به کاربرها دنده میدهد. یعنی بهطور نامرئی میگوید کِی حرف بزنی، کِی سکوت کنی، و چه نوع واکنشی بیشتر دیده میشود. سلبریتی خیلی زود این الگو را یاد میگیرد. میبیند کدام موضع بیشتر بالا میآید، کدام استوری دستبهدست میشود، کدام جمله تشویق میگیرد. این هدایت نرم، تصمیم را از حالت شخصی خارج میکند.
اثر گلولهبرفی و ترس از حذف شدن
بعد اثر گلولهبرفی شروع میشود. یکی موضع میگیرد، الگوریتم تقویتش میکند، بقیه میبینند فضا امن است. بعدی با خودش میگوید: نکند بد باشد من ساکت بمانم؟ نکند از حلقه سلبریتیهای «مردمی» بیرون بیفتم؟ اینطوری سلبریتیها همدیگر را هل میدهند جلو، نه لزوماً از سر تحلیل مشترک، بلکه از ترس عقب ماندن.
در این میان، مردم تعریف لغزانی پیدا میکنند. مثلاً وقتی کنسرتی لغو میشود، مردمی که بلیت خریدهاند، وقت و پول گذاشتهاند، ناگهان از روایت حذف میشوند. انگار مخاطب نمایش و موسیقی مردم نیست؛ مردم فقط همان تصویریاند که الگوریتم دوست دارد بچرخد.
شبکهها این بازی را تشدید میکنند. موضعگیری تبدیل میشود به واحد دیدهشدن. همدلی به ژست؛ و سلبریتی، بیش از آنکه کنشگر اجتماعی باشد، کنشگر الگوریتم است.
از همدلی تا ژست همدلی
مسئله اصلی این نیست که سلبریتی چه میگوید؛ مسئله این است که الگوریتم چه چیزی را پاداش میدهد. وقتی نمایش همدلی جای خودِ همدلی را میگیرد، اعتراض بیشتر بازنشر میشود تا حل؛ و این شاید مهمترین سوءتفاهم این روزهاست. سلبریتیها را جدی نگیرید. برای آنها مهم در قاب ماندن است. به هر قیمتی!
نویسنده: عباس طاهری پژوهشگر رسانه و ارتباطات
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
x
پیشنهادی باخبر
تبلیغات


