در فیلمنامه اولیه «برتا، داستان یک اسلحه» خشونت بیشتری وجود داشت
کد خبر: ۹۵۱۳۱۹

در فیلمنامه اولیه «برتا، داستان یک اسلحه» خشونت بیشتری وجود داشت

در فیلمنامه اولیه «برتا، داستان یک اسلحه» خشونت بیشتری وجود داشت

کامران حجازی گفت: در فیلمنامه اولیه صحنه‌های خشن بیشتری وجود داشت، قتل‌هایی که در قصه سریال هستند به شکل متفاوتی تصویر می‌شدند و جزئیات قتل را مخاطب می‌دید اما در زمان ساخت به این نتیجه رسیدیم که میزان خشونت را کمتر کنیم. نظر ساترا هم همین بود که میزان خشونت کمتر باشد چراکه ممکن است برخی صحنه‌های خشن و دلخراش برای مخاطب آزاردهنده نباشد.

سریال «برتا، داستان یک اسلحه» یکی از آثاری است که این روزها در شبکه نمایش خانگی پخش  و به قسمت پایانی خود نزدیک شده است.

به گزارش ایلنا، این سریال به کارگردانی امیرحسین ترابی ساخته شده که پیش‌تر فیلم سینمایی «هزار تو» و سریال «خون سرد» را ساخته است و کامران حجازی نیز تهیه‌کنندگی این اثر را برعهده داشته است.

«برتا، داستان یک اسلحه» سریال پلیسی- جنایی است که در آن علاوه بر روایت قصه‌ای معمایی، ابعادی اجتماعی نیز به چشم می‌خورد.

به بهانه نزدیک شدن به پخش قسمت پایانی این سریال با کامران حجازی گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را از نظر می‌گذرانید:

چه ویژگی‌هایی از «برتا، داستان یک اسلحه» نظر شما برای تهیه این اثر جلب کرد؟

در آثار اخیر سینمایی‌ام همیشه به دنبال ساخت فیلم در ژانرهایی بودم که در سال‌های اخیر به آن ژانرها هیچ توجهی نشده است. تقریباً می‌توان اکثر آثار چند سال اخیر را در سینمای ملودرام‌های اجتماعی یا کمدی دانست اما من در فیلم اخیرم «تمساح خونی»، به سراغ ژانر کمدی- اکشن رفتم و آن زمان احساس کردم که سینمای کمدی- اکشن در سینمای ایران بسیار کمرنگ شده و به خصوص در بعد اکشن این فیلم تازگی دارد. به طور کل من در تلاش هستم تا فیلم‌هایی کار کنم که تازگی دارند، آثاری که شاید مخاطب سال‌هاست نمونه خوبی از آن‌ها ندیده و به همین دلیل وقتی طرح «برتا، داستان یک اسلحه» به واسطه آقای امیرحسین ترابی به من ارائه شد از‌ آن استقبال کردم.

به نظرم قصه جالبی داشت که در آن دوره که فیلمنامه را خواندم از فضای تکراری سال‌های اخیر سینمای ایران متمایز بود و تازگی داشت.

در بسیاری از موارد «برتا، داستان یک اسلحه»‌ حاوی موقعیت‌ها و اتفاقاتی است که ممکن است مخاطب را به یاد آثار دیگری در این ژانر بیندازد که حتی این آثار شاید مربوط به دهه‌ها پیش باشد.

در هر ژانری که بخواهید قصه‌ای روایت کنید یا فیلمی بسازید یک سری کلیشه‌ها وجود دارد که به عنوان فیلمساز یا نویسنده مجبور به تبعیت از آن کلیشه‌ها هستید.

در سینمای پلیسی همیشه پلیس‌هایی هستند که ممکن است در بخش‌هایی با شکست روبرو شوند یا مشکلات خانوادگی داشته باشند و عدم رسیدگی به خانواده یکی از معضلاتشان باشد و معمولاً این موارد در بسیاری از فیلم‌های پلیسی دیده می‌شود. هر ژانری کلیشه‌های خاص خود را دارد و اگر فیلم یا سریالی در ژانر وحشت، جنایی و... هم بسازید بدون شک با برخی کلیشه‌ها روبرو خواهید بود و بخش‌هایی از قصه‌تان مشابه دیگر آثار می‌شود.

آیا از فیلم یا سریال پلیسی خاصی در این اثر الگو گرفتید؟

این پرسش را بهتر است کارگردان سریال پاسخ دهد و من در جایگاه تهیه‌کننده فقط می‌توانم این مسئله را تأیید کنم که قطعاً هر فیلمسازی از فیلمسازان پیش از خود تأثیر گرفته و امیرحسین ترابی هم از این قاعده مستثنی نیست.

فیلم‌ها و سریال‌های پلیسی معمولاً با محدودیت‌هایی در پرداختن به این شغل همراه هستند که این محدودیت‌ها ممکن است آثار را تکراری کنند. چقدر در «برتا، داستان یک اسلحه» با این چالش مواجه بودید؟

متأسفانه در کشور نمی‌توان به هیچ موضوع، شخصیت یا شغلی پرداخت و دچار محدودیت نشد. هر چیزی که برای روایت قصه‌تان انتخاب کنید ما به ازایی بیرونی دارد که شما را از پرداخت بیشتر و ورود به جزئیات یا حتی روایتی متفاوت منع می‌کند و ما در پرداختن به قصه‌ای پلیسی با این چالش مواجه بودیم.

محدودیت‌هایی وجود داشت اما با وجود همه این محدودیت‌ها سعی کردیم قصه‌مان را روایت کنیم. در بخش‌های مختلف قصه «برتا، داستان یک اسلحه» به موضوعاتی برخورد می‌کردیم که در حالت عادی مسائلی بسیار دم دستی و پیش پا افتاده بودند اما خیلی راحت به چالشی بزرگ برای ممیزی تبدیل می‌شدند و ما روزها درگیر بودیم تا بتوانیم آن را حل کنیم؛ درحالیکه اگر آن بخش‌ها هم به پخش می‌رسید هیچ اتفاقی نمی‌افتاد و هیچ‌کس هم از پخش آن ناراحت نمی‌شد.

بسیاری از این محدودیت‌ها به خودمان مربوط است، ما نقدپذیر نیستیم و کاش همه در هر شغلی بپذیرند که ممکن است افرادی در آن شغل باشند و دچار اشتباه شوند. ما باید بتوانیم یکدیگر را نقد کنیم اما متأسفانه مدام در حال فرار از نقد هستیم.

برای حل این معضل در روایت قصه پلیسی این سریال در زمان ساخت هم با پلیس تعامل داشتید؟

برای رفع معضل ممیزی در پروسه ساخت با پلیس ارتباطی نداشتیم ولی برای پخش مواردی بود که گفت‌وگو و بحث‌هایی داشتیم تا آن موارد را به سرانجام برسانیم و سریال به پخش برسد.

من به این مسئله مقید نیستم که باید از موضوعاتی که نسبت به آن‌ها حساسیت وجود دارد اجتناب کنیم و به سراغ قصه‌ها و موضوعات بی دردسر برویم، به عقیده من باید به این موضوعات هم ورود کرد وگرنه هر جا که گفته شود به فلان موضوع نپردازید و سینماگران هم بپذیرند و سراغ آن موضوع نروند، به مرور زمان سینمای ما به یک سینمای بی‌خاصیت با انبوهی از فیلم‌های پاستوریزه اما بی‌ارزش تبدیل می‌شود. ما چالش‌های قصه «برتا، داستان یک اسلحه»‌ را پذیرفتیم و به سراغش رفتیم اما نمی‌خواهم به جزئیات این چالش‌ها بپردازم چراکه به هر شکل مسائل حل شد و سریال هم به پخش رسید.

در پرداختن به جزئیاتی که مربوط به حرفه پلیس می‌شود، آیا از پلیس مشاوره گرفتید؟

آقای ترابی نویسنده و کارگردان این اثر در آثار قبلی هم نشان داده که به سینمای جنایی- پلیسی علاقه دارد و این فضا را به خوبی می‌شناسد.

در پروسه نگارش فیلمنامه مشاورانی بودند که از آن‌ها مشورت گرفته شد تا بخش‌های پلیسی داستان به خوبی پرداخته شود و سریال به لحاظ منطق‌های حرفه‌ای اشکالی نداشته باشد. جالب است بگویم که وقتی مشاوران پلیس متن اولیه «برتا، داستان یک اسلحه» را خواندند از شناخت نویسنده تعجب کردند که او چقدر خوب روابط افراد حرفه‌ای و مختصات این شغل را می‌شناسد. در نهایت کارشناسان این حرفه در برخی جزئیات به ما کمک کردند.

با وجود اینکه «برتا، داستان یک اسلحه» به عنوان یک سریال پلیسی جنایی شناخته می‌شود اما بخش‌های بسیاری از این سریال فضایی ملودرام، عاشقانه یا حتی فانتزی دارد. ترکیب این فضاها در کنار هم ابعاد اجتماعی سریال را از بعد پلیسی‌-جنایی پر‌رنگ‌تر نکرده است؟

به هر حال قصه ما در یک جامعه روایت می‌شود و آن جامعه باید خود را در اثر نشان دهد؛ اگر نمونه‌های خارجی این نوع سریال‌ها را هم ببینید چنین ساختاری در آن‌ها هم وجود دارد و خرده‌پیرنگ‌های عاشقانه، خانوادگی و... که مربوط به روابط آدم‌ها است در آثار جنایی- پلیسی هم مورد توجه فیلمسازان قرار می‌گیرند.

اما اینکه جامعه به تصویر کشیده شده در «برتا، داستان یک اسلحه» چقدر به واقعیت جامعه ما نزدیک است و ما چقدر در روایت قصه‌مان موفق بودیم را بهتر است مخاطبان سریال قضاوت کنند. به نظر من باید این نکته را هم در نظر داشته باشیم که فیلم و سریال جنایی- پلیسی مخاطبش نسبت به آثار اجتماعی معمول در پلتفرم‌ها کمتر است و فیلمساز مجبور به حفظ خرده‌پیرنگ‌ها و روایت قصه‌های متعدد در اثرش است تا مخاطب را به خود جذب کند.

در این سریال روابط انسان‌ها، عواطف، شکست‌ها و... به تصویر کشیده شده و هر کسی می‌تواند در این سریال حال و هوا و قصه‌هایی که خودش علاقه دارد را مشاهده کند. مسئله حائز اهمیت این است که این خرده پیرنگ‌ها در جهت پیرنگ اصلی قصه باشند.

آثار جنایی و پلیسی معمولاً با صحنه‌های خشن بیشتری همراه هستند. آیا اضافه شدن خرده‌پیرنگ‌ها در جهت کم کردن حجم خشونت در این سریال بود؟

در فیلمنامه اولیه صحنه‌های خشن بیشتری وجود داشت، قتل‌هایی که در قصه سریال هستند به شکل متفاوتی تصویر می‌شدند و جزئیات قتل را مخاطب می‌دید اما در زمان ساخت به این نتیجه رسیدیم که میزان خشونت را کمتر کنیم. نظر ساترا هم همین بود که میزان خشونت کمتر باشد چراکه ممکن است برخی صحنه‌های خشن و دلخراش برای مخاطب آزاردهنده باشد.

با این حال سعی کردیم آنچه که در ذهن نویسنده است در محصول نهایی وجود داشته باشد و بتوانیم کاراکتر قاتل را به خوبی معرفی کنیم چراکه در نهایت دلیل قتل‌ها و شکل انجام آن‌ها هم مسئله مهمی در قصه می‌شود.

جامعه ما به خودی خود در شرایط حاضر تا حدی عصبانی است و ما تصمیم گرفتیم با بیشتر جلوه دادن خشونت به این وضعیت دامن نزنیم. اما به هر حال این تصمیم محدودیتی برای ما ایجاد می‌کرد و دست تیم تولید را تا حدی می‌بست.

با توجه به اینکه تعداد آثار پلیسی- جنایی در سینما و تلویزیون بسیار اندک است. از پخش «برتا، داستان یک اسلحه» چه بازخوردهایی داشتید؟

هر وقت که فیلمی می‌سازم یکی از جذاب‌ترین کارها برای من دیدن آن با مخاطبان است. من در روزهای اول نمایش فیلمم به سینماها می‌روم تا بازخوردها را مشاهده کنم و در سریال هم پیگیری نظر مخاطبان برایم جذاب بود. با توجه به اینکه سریال مخاطب بیشتری دارد با بازخوردهای بیشتری هم روبرو شدم و باید بگویم که اکثر نظرات درباره آن مثبت بود.

به عنوان تهیه‌کننده این پروژه باید بگویم که حجم پروداکشن این سریال با توجه به تعدد لوکیشن‌ها بسیار بالا بود، «برتا، داستان یک اسلحه» یکی از پروژه‌های سخت من بود که در چند شهر فیلمبرداری شد و موقعیت‌های مختلفی در آن به چشم می‌خورد و هر قسمت دوربین در لوکیشن‌های متعددی جابجا می‌شود. ما کارگردان و تیمی همراه و درجه یک داشتیم که توانستیم در زمانی منطقی کار را آماده نمایش کنیم و برای من نتیجه نهایی بسیار مطلوب بود.

ارسال نظرات
خط داغ

پیشنهادی باخبر