روح محبوب نصف مردم ایران فعلا تسخیر شده است
این تداوم ناکامیها، بیش از هر چیز کیفیت فنی تیم را زیر سؤال نبرده، بلکه پرسشهایی جدی درباره وضعیت روحی و انگیزشی بازیکنان ایجاد کرده است؛ تیمی که در زمین انگار خوابزده و حتی «تسخیرشده» به نظر میرسد.
برترینها: تیم فوتبال پرسپولیس در شش بازی اخیر خود چهار شکست را تجربه کرده؛ روندی نگرانکننده که با باخت ۳-۱ مقابل فولاد خوزستان آغاز شد و در دیدار دیروز برابر گلگهر سیرجان نیز با نتیجه مشابه ۳-۱ ادامه پیدا کرد. این تداوم ناکامیها، بیش از هر چیز کیفیت فنی تیم را زیر سؤال نبرده، بلکه پرسشهایی جدی درباره وضعیت روحی و انگیزشی بازیکنان ایجاد کرده است؛ تیمی که در زمین انگار خوابزده و حتی «تسخیرشده» به نظر میرسد.

نکته قابل تأمل، اظهاراتی است که دو بازی پیش و پس از یک پیروزی مطرح شد. در آن مقطع، سروش رفیعی، هافبک پرسپولیس، در مصاحبهای تأکید کرد: «مجبوریم بیاییم بازی میکنیم. مثل همه مردم ایران خیلی دل و دماغ نداریم و امیدواریم این روزها زودتر بگذره.» حالا با مرور عملکرد اخیر سرخها، به نظر میرسد باید آن صحبت را جدیتر گرفت؛ چرا که نشانههای بیانگیزگی در جریان بازیها کاملاً مشهود است.
آن صحنه جنجالی همه چیز را فاش میکند
دو صحنه از مسابقات اخیر میتواند نماد این وضعیت باشد. نخست، صحنه گل سوم فولاد خوزستان به پرسپولیس؛ جایی که حسین کنعانیزادگان در تعقیب مهاجم فولاد، عملاً بدون تلاش جدی و تنها با حفظ فاصلهای ثابت، او را اسکورت میکند؛ صحنهای عجیب که کمتر از یک مدافع ملیپوش انتظار میرود. دوم، گل اول گلگهر سیرجان در دیدار اخیر؛ محمد خدابندهلو با فاصلهای قابل توجه از بازیکن شوتزن ایستاده و بدون فشار مؤثر، اجازه میدهد ضربهای دقیق به سمت دروازه زده شود؛ گلی که بیش از آنکه حاصل برتری تاکتیکی حریف باشد، نتیجه انفعال مدافعان پرسپولیس بود. گاهی فکر میکنیم بازیکنان پرسپولیس عمدا میبازند و اصلا کاش فعلا این تیم و کل فوتبال ایران را تعطیل کنند.
در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران از جمله محمدحسین میثاقی این نگاه را اغراقآمیز میدانستند و معتقد بودند افت پرسپولیس صرفاً فنی است. با این حال، تکرار صحنههای مشابه نشان میدهد مسئله تنها به تاکتیک یا ترکیب مربوط نمیشود. حتی حضور اوسمار به عنوان سرمربی جدید نیز هنوز نتوانسته شوک مثبتی ایجاد کند؛ هرچند بسیاری امیدوار بودند او بتواند تیم را به مسیر قهرمانی بازگرداند.
همان ورزشگاه آزادی را هم نگه نداشتید
از سوی دیگر، شرایط برگزاری مسابقات نیز بیتأثیر نیست. محرومیت پرسپولیس و استقلال از میزبانی در ورزشگاه آزادی و برگزاری بازیها بدون تماشاگر، عملاً فضای انگیزشی فوتبال را از بین برده است. نبود هواداران، حذف شادیهای پس از گل، برگزاری مختصر یا لغو کنفرانسهای خبری و بیروح شدن فضای رسانهای، همگی باعث شدهاند مسابقات به شکلی سرد و بیرمق دنبال شود.

مردم فوتبالزدهی بیانگیزه، مردم نازنین
نکته دردناکتر اینکه حتی هواداران دو تیم پرطرفدار پایتخت نیز مانند گذشته پیگیر مسابقات نیستند. زمانی روز و ساعت بازی این تیمها برای هواداران حکم یک مناسبت ویژه را داشت؛ اما حالا حتی کانالهای هواداری نیز بیشتر به مسائل سیاسی میپردازند تا تحلیل مسابقات. فوتبال که همواره آیینهای از حال و هوای جامعه بوده، این روزها تصویری از بیانگیزگی و فرسودگی جمعی را بازتاب میدهد. بازیکنان پرسپولیس هم بخشی از همین جامعهاند؛ جامعهای که انگار بیش از هر زمان دیگری، دل و دماغ سابق را ندارد.


