طرفداری | مکس سیک (Max Sick) زاده 28 ژوئن 1882 در شهر برگنز اتریش-مجارستان سابق و اتریش مستقل امروزی است. پدر و مادر مکس، سوئیسی بودند اما مرگ پدر باعث شد تا ازدواج مادر با یک مرد باواریایی، شهروندی آلمان را به مکس برساند. او تا پنج سالگی، سیستم ایمنی و وضعیت جسمانی ضعیفی داشت و به همین دلیل، بیماریهایی چون نرمی استخوان، عارضههای ریوی و چندین بیماری سخت به سراغش آمدند. این مجموعه اتفاقات باعث شدند تا او در شش سالگی، راه رفتن را بیاموزد. این دوره سخت باعث شد تا مکس، به سرعت راه مقابله با ناتوانیهای خود را پیدا کرده و با وزنههای دستساز خود، تا 10 سالگی، نه تنها از شر بیماریها خلاص شده بلکه به کنترل کامل عضلاتش برسد. اگرچه خانواده مکس، با وزنهبرداری او مخالف بودند اما مکس تا 14 سالگی، فیزیکی را پیدا کرده بود که مورد توجه بسیاری از ورزشکاران قرار گرفت. او که در خدمت ارتش بود و به عنوان مکانیک در کارخانه مهندسی مشغول به کار بود، برای استفاده بهینه از قدرت عضلات خود، تصمیم گرفت تا تمامی مشاغل خود را رها کرده و به خدمت بدنش دربیاید.

کوچ به شهر مونیخ که مرکز هنری محبوب و پررونقی بود، باعث شد تا مکس، با قدرت بدنی و فیزیک جذاب خود، توجه بازاریابهای مدلینگ این شهر را به خود جلب کند. او در مونیخ به عنوان مدل نقاشی و عکاسی، بسیار مطرح شده بود اما نوآوریهای ورزشی، در همین ماجراجوییها بود که سراغی از مکس گرفت؛ ژست عکاسی با یک میله پرش در یکی از این مأموریتهای مدلینگ، باعث شد تا مکس متوجه توانایی خاصی در خود شود. او که به فرماندهی بدن خود رسیده بود، متوجه شد که اگر میله را به سمت پایین کشیده و همزمان، کنترل عضلاتش را به دست آورد، انقباضی قوی و عمودی را در شکمش ایجاد میکند. این اتفاق باعث شد تا تمرینات مکس با میله بیشتر شده و او به جایی برسد که بدون میله نیز عضلات شکمش را در دست بگیرد. او در ادامه، به سراغ تمرینات ژیمناستیک رفت و پس از فراگیری آن، به عنوان یک شومن ورزشی، در نمایشهای تعادلی و قدرتی، حضور یافت. از جمله نمایشهای مکس، حرکات نمایشی با دارحلقه ژیمناستیک بود که با ترفند جدید مکس، بدون حلقه و صرفاً با دو زنجیر نقرهای، صورت میگرفت. دیگر آیتم نمایشی مکس، کنترل تمامی عضلات و دعوت مردم به تکرار حرکاتش بود که او را به مرد محبوبی برای نمایشهای خاص قدرت و تعادل، تبدیل کرد.

از جمله مهارتهای مکس در باب کنترل عضلاتش میتوان به فعال کردن یک بخش خاص از عضلات در حالی که کل بدن، سفت نیست، اشاره کرد. او گویی یک کلید خاموش یا روشن را در بدنش داشته و هر بار که اراده میکند، عضله خاصی از بدنش را فعالسازی میکند. پس از بهت تماشاگران از توانایی جامع فرماندهی عضلات بدن، او یک مرد سنگینوزن تا حدود 240 پوند را به صحنه فرامیخواند تا با قرار دادن دست راستش روی کمر مرد سنگین، در حالی که مچ دستش توسط دو دست مرد گرفته شده بود، او را با یک دست بلند کند؛ این مهم در حالی صورت میگرفت که مکس، با یک دست مرد را بلند میکرد و با دست دیگرش، در حال نوشیدن آبجو بود. اگرچه بالا بردن هالتر، جزئی از فعالیتهای مکس نبود اما این ورزشکار، وزنههای سنگینی را در حالی که فقط 66 کیلوگرم وزن داشت، مهار میکرد. او با قدرت خالص و نه تکنیک، از پس وزنههای مختلف برمیآمد و در حرکاتی مثل پرس نظامی، پاهایش را به هم میچسباند یا در حرکت یکضرب، فقط کمی زانویش را خم میکرد. به مرور تواناییهای مکس، کشور به کشور نقل قول شد و به قارههای آمریکا و آفریقا نیز رسید. اگرچه خیلیها این اتفاقات را در نبود اسنادی همانند دوربین تصویربرداری و اینترنت، جدی نمیگرفتند اما ترومپ فن دیگلن، مردی از آفریقای جنوبی، این اتفاقات را باور داشت. فن دیگلن مقدمات سفر مکس به انگلستان را فراهم کرد تا این مرد سوئیسیالاصل، برای تعیین بهترین وزنهبردار میانوزن اروپا، در برابر قهرمان آن یعنی توماس اینچ قرار گیرد.

نخستین نمایش مکس که دیگر با ادغام نام و نام خانوادگیاش، «مکسیک» خوانده میشد، در کشور انگلستان، نمایش انفرادی قدرتش بود. شیرینکاریهای مکس با وزنههای مختلف و در حالتهای متنوع باعث شد تا تماشاگران سالن، بهتزده شوند. اگرچه مکسیک تلاشهای ناموفقی نیز در این نمایش داشت اما توانست رکوردهای جالبی را در آیتمهای ترکیبی خود از حرکات روتین بدنسازی، به ثبت برساند. توماس اینچ، در ادامه ترجیح داد تا به دلیل نرسیدن وزنش به حد نصاب میانوزن، شاگرد ممتازش یعنی ادوارد آستون را به تقابل با مکسیک بفرستد. در رقابت با آستون، مکسیک هنگام بلند کردن وزنه در حالت یکضرب، دچار مصدومیت شدید شانه شد تا مسابقه را به رقیب، واگذار کند. از همین رو، پیشنهاد تقابل مجدد داده شد تا این بار، عرضاندام دو وزنهبردار، به شدت مورد توجه تماشاچیان قرار گیرد. در حالی که مکسیک از رقیبش، پیش افتاده بود، جدال جذاب آنها به دلیل درپیشبودن کنسرت موسیقی در ساعات بعدی، متوقف شد تا سالن برای این مهم، آماده شود. با شروع جنگ جهانی اول، مکسیک داوطلبانه به عنوان یک شهروند از دشمن خارجی، در انگلستان زندانی شد زیرا دوست نداشت تا برای پروسیها، بجنگد. پس از آزادی در پایان جنگ او به اتریش بازگشت اما به قدرت رسیدن نازیها، او را دوباره خانهبهدوش کرد. در نهایت، مکس به بوینوس آیرس رفت تا باقی عمرش را در آرژانتین سپری کند. او در آرژانتین، صاحب یک باشگاه ورزشی بود و بیشتر اوقات با دوستانش، مچاندازی میکرد. او در پنجم اکتبر 1961، دار فانی را در 79 سالگی، وداع گفت. دوستان مکس، پیکر بیجان او را در حالی پیدا کردند که دستانش را دراز کرده و یادداشتی را زیر پای راستش گذاشته بود. در این یادداشت، مکس از آخرین لحظات زندگی خود نوشته بود: «قلبم نسبتاً کند میزند و احساس سرمای شدیدی میکنم. فکر میکنم به زودی زندگی تمام میشود. به یاد داشته باشید که بینهایت، آزادی ماست که از طریق آگاهی آشکار میشود». از مکسیک، کتابهای جامعی چون «کنترل عضلات» و «قدرت سلامتی و اراده»، به جا مانده است.

از سری خاطرات ورزشی
- زیگبرت تاراش، طبیب استاد بزرگ شطرنج؛ از ارزش دو فیل تا فقدان سه فرزند
- گوردون میچل، بدنساز وسترنگونه آمریکایی؛ از همکاری با رونالد ریگان تا درخشش در سینمای اروپا
- مارولوس ماروین هاگلر، قهرمان میانوزن بوکس دهه 80 میلادی؛ از فرار از شورش تا ایندیو
- جیمز فیگ، نخستین قهرمان شناختهشده تاریخ بوکس؛ از شکستن مچ رقیب تا مبارزه با گرز
- آرشیو مطالب مرتبط


