برخوردهای مجازی، پلمب‌های واقعی/ روایتی از تعطیلی کافه‌ها
کد خبر: ۹۴۸۸۹۹

برخوردهای مجازی، پلمب‌های واقعی/ روایتی از تعطیلی کافه‌ها

برخوردهای مجازی، پلمب‌های واقعی/ روایتی از تعطیلی کافه‌ها

این روزها فضای مجازی پر است از صفحاتی که با نشان نیروی انتظامی و بنری قرمز با عنوان: «محتوای این صفحه مجازی به دلیل مغایرت با قوانین و مقررات جاری کشور به توصیه پلیس نظارت بر اماکن عمومی فراجا حذف گردید» بسته شده‌اند و تمام پست‌های آن‌ها پاک شده؛ این برخوردها کم از پلمب و تعطیلی کامل نیست.

ورقه‌های فلزی به واحد مستقر در طبقه اول برج سامان در خیابان شریعتی شکلی ترسناک داده است. باران که با شدت در حال باریدن است، به این صفحات فلزی می‌زند، کمانه می‌کند و بر سر عابران می‌خورد؛ عابرانی که در شرایط عادی می‌توانستند برای فرار از این باران به درون این شعبه از «کافه ساعدی‌نیا» بروند و با قهوه یا شیرینی منتظر کاهش شدت باران و باد باشند.

به گزارش شرق، «ساعدی‌نیای برج سامان» به‌تازگی افتتاح شده و قرار بود کاسبی آن منطقه را رونق دهد. این شعبه کافه هم مانند دیگر شعبه‌ها به‌واسطه تعطیلی در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه پلمب شد، اما «ساعدی‌نیا» تنها مورد نیست. دو کافه زنجیره‌ای «وریا» و تعدادی کافه و کسب‌وکار دیگر نیز این مدت پلمب یا تعطیل شده‌اند. اما تعطیلی تنها برخوردی نیست که با کسب‌وکارهایی که در مدت اخیر در قبال اتفاقات بی‌تفاوت نبودند، شده است. این روزها فضای مجازی پر است از صفحاتی که با نشان نیروی انتظامی و بنری قرمز با عنوان: «محتوای این صفحه مجازی به دلیل مغایرت با قوانین و مقررات جاری کشور به توصیه پلیس نظارت بر اماکن عمومی فراجا حذف گردید» بسته شده‌اند و تمام پست‌های آن‌ها پاک شده؛ این برخوردها هم کم از پلمب و تعطیلی کامل نیست، زیرا بسیاری از این فروشگاه‌ها و کافه‌ها وابسته به مخاطبانی بودند که از طریق فضای مجازی جذب می‌کردند. 

از رونق افتادن کسب‌وکارها

منظره آهن‌خورده «کافه ساعدی‌نیا» منظره‌ای جدید برای شهر است، هیچ پلمبی به این صورت تا به حال اتفاق نیفتاده است. این تنها شعبه نیست؛ بیش از ۱۰ شعبه این کافه تعطیل شده‌اند. بسته‌شدن شعبه خیابان شریعتی اما به کار برج سامان آسیب زده؛ برجی که سال‌های طولانی بسته بود و افتتاح یک شعبه از این کافه شلوغ قرار بود به این برج رونقی ببخشد.

یکی از نگهبانان برج سامان می‌گوید: «این کافه برج را از سکوت و خلوتی درآورده بود و داشت کم‌کم رونقی به اینجا می‌داد. حالا که بسته شده دوباره پاساژ کم‌رفت‌وآمد شده است».

او می‌گوید این به ضرر کل پاساژ است: «همان‌طور که می‌دانید اینجا سال‌ها بسته بود. حالا که باز شده کافه قرار بود با افزایش مشتری به کمک پاساژ بیاید ولی ناگهان مدت زیادی که از بازگشایی کافه نگذشته بود، آن را پلمب و همه را سردرگم کردند».

«کافه وریا» متعلق به وریا غفوری نیز دو شعبه داشت که تعطیل شده است. شعبه اول آن در خیابان درختی در شهرک غرب، سوت و کور است. این کافه از زمان بازگشایی تبدیل به یکی از پررفت‌وآمدترین مراکز این منطقه شده بود، به شکلی که ترافیک خیابان را نیز افزایش داده بود. صدای گفت‌وگو و خنده مشتریان در میان موسیقی کافه و سروصدای دستگاه‌ها، به این خیابان فرعی رنگ و بو می‌بخشید، رنگ و بویی که حالا دیگر نشانی از آن نیست و در این روز بارانی، حالتی مغموم به این گوشه شهر داده است. در کافه پلمب‌شده فقط دو مهتابی روشن است. صندلی‌ها را روی میزها گذاشته‌اند و پرده‌های پلاستیکی که در روزهای سرما از خارج‌شدن گرما از محیط بیرونی کافه جلوگیری می‌کردند، در باد تکان می‌خورد.

«سارا» از ساکنان کوچه کناری کافه وریاست، او آمده تا خریدهای روزمره‌اش را انجام دهد: «بسته‌شدن کافه باعث شده شب‌ها این اطراف بسیار خلوت شود. ما نیز محل تفریح خود و قرار با دوستان‌مان را از دست داده‌ایم».

او می‌گوید برادرش کنکور دارد و بعضی روزهای تعطیل که از خانه خسته می‌شد، به کافه برای درس‌خواندن می‌آمد: «برای او بسیار بد شده است، زیرا کافه نزدیک خانه بود و موقعیتی برای خروج از محیط یکنواخت خانه برای او فراهم می‌کرد. حالا که این محیط نیست، اغلب یا مدرسه است یا خانه‌نشین شده است».

در اطراف کافه وریا چند مغازه قرار دارند، از سوپرمارکت تا رستوران و جگرکی. یکی از کارکنان جگرکی از کاهش میزان مشتریان بعد از پلمب کافه می‌گوید: «از وقتی کافه وریا افتتاح شد افرادی که به کافه می‌رفتند سری نیز به جگرکی می‌زنند. ما اینجا قدیمی هستیم و مشتریان خود را داریم، اما کافه باعث افزایش مشتریان شده بود».

در راستای کافه، بستنی‌فروشی و یک شعبه لبنیاتی مشهوری نیز قرار دارد؛ بسته‌شدن کافه در فروش آن‌ها تغییری ایجاد نکرده، یکی از کارمندان بستنی‌فروشی می‌گوید: «مشتریان ما و کافه تفاوت دارند. بسته‌شدن کافه باعث نشده ما بیشتر یا کمتر مشتری داشته باشیم اما میزان پاخور محل را کم کرده و این به خودی خود ضرر است». 

باریستاهای بیکار

«نیکا» باریستا و از افرادی است که در کافه‌های مختلفی کار کرده و حالا نیز به دنبال کافه جدیدی برای استخدام است. او که دوستان زیادی در بین کارکنان شعب مختلف «کافه ساعدی‌نیا» دارد، درباره تأثیر این تعطیلی بر کارمندان بیش از ۱۰ شعبه ساعدی‌نیا می‌گوید: «به کارکنان هیچ پاسخ شفاف و روشنی داده نشده است؛ حقوق آن‌ها تا زمان فعالیت کافه پرداخت شده اما به آن‌ها درباره اینکه قرار است چه پیش بیاید، اطلاعی نداده‌اند. افرادی توانستند در کافه‌های دیگر مشغول به کار شوند اما تعداد زیادی هنوز کار پیدا نکرده‌اند».

او به شعبه کیش ساعدی‌نیا اشاره می‌کند و می‌گوید این تعطیلی بیشترین نگرانی را برای آن افراد داشته است: «خودم مدتی در شعبه کیش کار کرده‌ام. در آنجا مجموعه جز حقوق، یک محل اسکان و خانه نیز به کارکنان می‌دهد. حالا با تعطیلی و مصادره اموال مالک مجموعه، آن افراد ممکن است که خانه و زندگی خود را نیز از دست بدهند».

«نیکا» براساس دیده‌ها و دوستی‌های خود می‌گوید که بیشتر کسانی که در ساعدی‌نیا در حال فعالیت بودند از قشر دانشجو یا از قشر ضعیف جامعه بودند: «بیشتر بچه‌ها یا شهریه دانشگاه خود را با کار در کافه می‌پرداختند یا کمک مالی و حامی مالی خانواده خود بودند، حالا با این تعطیلی، زندگی برای آن‌ها نیز بسیار سخت شده است».

تعطیلی مجموعه‌ای رو به رشد مثل ساعدی‌نیا تأثیر شدیدی بر صنعت قهوه و افراد شاغل در آن گذاشته است، «نیکا» دراین‌باره می‌گوید: «ساعدی‌نیا یک مجموعه رو به رشد بود که نقش مهمی در کاریابی و بازار صنعت قهوه داشت. تا قبل از تعطیلی ساعدی‌نیا از اندک مجموعه‌هایی بود که همچنان منابع انسانی آن در حال جذب افراد بود. همین‌طور به‌جز بحث مالی، چنین مجموعه بزرگی به واسطه شبکه ارتباطی و دوستانه‌ای که ساخته بود برای پیشرفت در این شغل و صنعت نقش بسیار زیادی داشت».

این پلمب، پیام دلسردکننده‌ای به دیگر مجموعه‌ها و افراد نیز داده است: «بسته‌شدن ناگهانی شعبات ساعدی‌نیا، دورنمای همه افرادی که در این صنعت مشغول هستند را تیره و تار کرده و شجاعت ریسک و نوآوری را از مدیران می‌گیرد؛ زیرا همه می‌گویند وقتی فرد بانفوذ و ثروتمندی مثل ساعدی‌نیا در عرض مدتی کم همه منابع خود را از دست می‌دهد، با ما راحت‌تر برخورد می‌شود». 

محدودیت حقوق شهروندی، مجوز می‌خواهد

«پیمان حاج‌محمودعطار» وکیل و حقوق‌دان است. او به وظایف و تعهدات هر مجموعه اقتصادی اشاره می‌کند و می‌گوید: «طبق قوانین مربوط به فعالیت‌های نهادهای صنفی، هر نهادی که دارای پروانه کسب از اتحادیه و کانون صنفی مربوطه باشد، مکلف است که یک‌سری تعهدات قانونی را در قبال اتحادیه مربوطه و همچنین مراجعان و شهروندانی که در ارتباط با آن نهاد هستند رعایت کند. برای مثال رعایت شئونات اخلاقی یا موضوعاتی مثل شرب خمر یا استعمال مواد مخدر که در قانون جرم‌انگاری شده باید رعایت شود».

این حقوق‌دان می‌گوید اما این تعهد به این معنی نیست که بدون وقوع جرمی خاص از ناحیه افراد یا فرد حاضر در بنگاه اقتصادی، می‌توان با آن بنگاه برخورد کرد: «در صورتی می‌توان برای یک بنگاه اقتصادی جرم‌انگاری کرد که در واحد صنفی مربوطه جرم مشهود و در مواردی خاص غیرمشهود اتفاق افتاده باشد و این جرم برای ضابط دادگستری به‌ویژه نیروی انتظامی محرز شده باشد. در این صورت ضابط می‌تواند ابتدا به ساکن در جرائم مشهود دست به پلمب خود نهاد که جرم مشهود در آن اتفاق افتاده، بزند و بعد به اعلام گزارش به مقام قضائی اقدام کند. اما در صورتی که این تشریفات قانونی در ارتباط بین ضابط دادگستری و نهاد صنفی وجود نداشته باشد چنین عملی از سوی ضابط قانونی نیست».

«حاج‌محمودعطار» می‌گوید هرنوعی از محدودیت شهروندان نیازمند مجوز قانونی است: «هر نوعی از محدودکردن حقوق شهروندی مستلزم مصوبه قانونی از مجلس قانون‌گذار و گرفتن اختیار و مجوز از مقام محترم قضائی است».

خط داغ

پیشنهادی باخبر