چه بر سر لیگ برتر فوتبال ایران آمده است؟
فروپاشی فنی
یک ضعف همه جانبه را شاهد هستیم. تیمها به سختی گل میزنند و به سختی دفاع میکنند و خیلی سختتر از آن اصلا فوتبال بازی میکنند.
جام جم آنلاین –همه چیز را اشتباه گرفتهاند. شاید لیگ برتر را با لیگهای زیرگروه و شاید فوتبال را به سخره. هیچ چیز سر جای خود قرار ندارد و این است سرنوشت لیگ برتر فوتبال ایران در لیگ بیست و پنجم. فوتبالی که به سختی به راه خود ادامه میدهد.
فوتبال ایران هیچ چیزی برای ارائه کردن ندارد. دقیقا هیچ چیز. نه پدیده دارد و نه مدعی درجه یک. نه تیمهای میانه جدولی اش رو به بالا هستند و نه تیمهای قعرجدولی اش به قد و قوارههای بقا میخورند. تیمهای بالانشین لیگ هم که مدام از شکل و شمایل مدعی درجه یک لیگ فاصله میگیرند. این یک فروپاشی فنی همه جانبه است، آن هم در سال منتهی به جام جهانی.
دریغ از پارسال
فروپاشی فنی فوتبال ایران دیگر یک هشدار ساده نیست؛ به یک واقعیت تلخ و مداوم تبدیل شده که هر فصل نسبت به فصل قبل عمیقتر میشود. اصطلاح «هر سال دریغ از پارسال» حالا نه یک اغراق رسانهای، بلکه توصیفی دقیق از وضعیت فنی رقابتهاست. وقتی به آمار همین فصل نگاه میکنیم، نشانههای بحران کاملاً آشکار است: تا این هفته از مسابقات، مجموع گلهای زدهشده توسط تمام تیمها تنها ۲۸۶ گل بوده؛ عددی که در مقایسه با استانداردهای حرفهای و حتی گذشته نهچندان دور فوتبال ایران بسیار پایین و نگرانکننده به نظر میرسد. چنین آماری نهتنها کاهش کیفیت هجومی را نشان میدهد بلکه بیانگر رکود فنی عمیق در ساختار کلی بازیهاست.
دنبال مهاجم نگردید!
فوتبال ایران مهاجم ندارد و این یکی از نشانههای فروپاشی فنی فوتبال ایران است. فوتبال ایران در حال حاضر از داشتن مهاجمان تمامعیار، خلاق و زهردار محروم است. تیمها اغلب فاقد بازیکنی هستند که بتواند در لحظات حساس نتیجه را تغییر دهد یا با یک حرکت فردی یا تاکتیکی گره بازی را باز کند. وقتی تا هفته بیستویکم، بهترین گلزنان جدول تنها ۱۱ گل به ثمر رساندهاند این واقعیت تلخ آشکار میشود که فوتبال ایران عملاً چیزی به نام «مهاجم گلزن» ندارد. در لیگهای بزرگ دنیا بازیکنان برتر تا این مقطع فصل معمولاً با اختلاف زیاد در صدر جدول گلزنان قرار دارند، اما در ایران رقابت برای عنوان آقای گل بیشتر شبیه رقابتی برای ثبت حداقلها شده است.
سبک کسل کننده لیگ برتر ایران
تیمهای لیگ برتر اغلب فاقد یک تاکتیک مشخص هستند، تاکتیکی که هویت آنها را بسازد. این فقدان دسته جمعی سبکی کسل کننده را در فوتبال ایران به وجود آورده است. مشکل فقط به مهاجمان محدود نمیشود بلکه به سبک بازی و ساختار تاکتیکی تیمها نیز مربوط است. بسیاری از تیمها همچنان به فوتبال تدافعی، بسته و مبتنی بر دفع توپ روی میآورند. حملات سازمانیافته، پاسکاریهای سریع و استفاده از فضاهای خالی در زمین بهندرت دیده میشود. بازیها اغلب کند، پراشتباه و بدون برنامه مشخص هستند. این روند باعث شده مسابقات نهتنها کمگل، بلکه از نظر بصری نیز کمجاذبه باشند؛ تماشاگران کمتر شاهد حرکات تکنیکی، طراحیهای تاکتیکی خلاقانه یا لحظات هیجانانگیز هستند. نکته بسیار مهم ماجرا اینجاست که در حالی که تیمها فوتبال زیبایی ارائه نمیدهند، حتی در زمینههای دفاعی هم عملکرد قابل قبولی ندارند. اشتباهات فردی، جایگیریهای نادرست و ناهماهنگی میان خطوط دفاعی به شکل گستردهای دیده میشود. گلهایی که به ثمر میرسند اغلب نتیجه اشتباهات ساده یا ضعفهای ابتدایی هستند نه طراحیهای پیچیده و برنامهریزیشده. این یعنی تیمها نه در حمله موفق هستند و نه در دفاع. همه در یک چرخه معیوب از فوتبال کمکیفیت گرفتار شدهاند.
اصرار روی باورهای گذشته
فاصله فوتبال ایران با فوتبال روز دنیا هر سال بیشتر میشود. در حالی که تیمهای مدرن جهان بر اساس دادهمحوری، تحلیل ویدئویی پیشرفته، تمرینات تخصصی و سبکهای تاکتیکی پویا پیش میروند بسیاری از تیمهای ایرانی همچنان با روشهای قدیمی کار میکنند. پرسینگ هماهنگ، انتقال سریع از دفاع به حمله، استفاده از وینگرهای سرعتی و بازی ترکیبی در نیمفضاهاکه از ویژگیهای فوتبال مدرن است در لیگ ایران بهندرت دیده میشود. حتی تلاش برای تقلید سطحی از این مفاهیم نیز اغلب ناموفق است چرا که زیرساختهای فنی و آموزشی لازم وجود ندارد. فوتبال ایران همچنان روی باورهای گذشته خود که بسیاری از آنها نخ نما و تاریخ مصرف گذشته هستند اصرار دارد.
مشکل بسیار بزرگ دیگر فوتبال ایران این است که همچنان بازیکن نمیسازد و گویا برنامهای هم دراینباره وجود ندارد. آکادمیهای باشگاهی کمتر به پرورش مهاجمان خلاق و تکنیکی توجه میکنند و بیشتر تمرکز بر بازیکنان فیزیکی و تدافعی است. در نتیجه نسل جدید بازیکنان نیز همان ضعفهای نسل قبلی را تکرار میکند. نبود برنامه بلندمدت برای استعدادیابی و آموزش باعث شده فوتبال ایران نتواند خود را با تحولات جهانی هماهنگ کند.
مسئله مدیریت فنی و ثبات مربیان هم نقش مهمی در این فروپاشی دارد. تغییرات مداوم در کادرهای فنی، نبود برنامه مشخص و فشار نتیجهگرایی کوتاهمدت باعث شده مربیان به جای ارائه فوتبال زیبا و هجومی، به بازیهای محافظهکارانه و حداقلی روی بیاورند. این ذهنیت دفاعی، کیفیت کلی مسابقات را کاهش داده و فضای رشد بازیکنان خلاق را محدود کرده است.
از منظر روانی نیز بازیکنان و تیمها دچار نوعی ترس از اشتباه شدهاند. بسیاری از تیمها ترجیح میدهند ریسک نکنند و بازی را به حداقلها محدود کنند. این رویکرد محافظهکارانه باعث میشود بازیها فاقد هیجان و خلاقیت باشند. فوتبال، که ذاتاً باید مبتنی بر جسارت و نوآوری باشد، در چنین شرایطی به مجموعهای از حرکات تکراری و قابل پیشبینی تبدیل میشود.
بدون نشانه، بدون آینده
این است خلاصه فوتبال ایران. فاقد ساختار مدیریتی، فاقد بازیکن سازی و فاقد هیچ ویژگی فنی در لیگ برتر فوتبال ایران. هیچ چیز زیبایی در این فوتبال وجود ندارد و هیچ تلاشی هم برای بهتر شدن اوضاع نمیبینیم. بحران فوتبال ایران بسیار عمیق است و آنقدر این وضعیت ادامه پیدا کرده که تقریبا همه به آن عادت کردهاند.
آمار ۲۸۶ گل تا این مقطع فصل، صدرنشینی گلزنان با تنها ۱۱ گل و فقدان فوتبال زیبا همگی نشانههای یک بحران عمیق هستند؛ بحرانی که اگر جدی گرفته نشود، میتواند فاصله فوتبال ایران با سطح اول جهان را بیش از پیش افزایش دهد.
برای خروج از این وضعیت، نیاز به بازنگری اساسی در ساختار فنی، آموزشی و مدیریتی وجود دارد. فوتبال ایران باید به سمت پرورش بازیکنان خلاق، استفاده از دانش روز و ایجاد فرهنگ بازی هجومی حرکت کند. در غیر این صورت، روند نزولی ادامه خواهد یافت و عبارت «هر سال دریغ از پارسال» همچنان بهترین توصیف از وضعیت لیگ خواهد بود.
پیشنهادی باخبر
تبلیغات


