به گزارش خبرگزاری ایمنا، آیتالله محمدتقی مصباح یزدی، از برجستهترین اندیشمندان معاصر جهان اسلام، فیلسوف، متکلم و استاد حوزه علمیه قم، نقش ماندگاری در تبیین معارف اسلامی، فلسفه اسلامی و مبانی فکری انقلاب اسلامی ایفا کرد. وی در سال ۱۳۱۳ شمسی در یزد متولد شد و تحصیلات حوزوی خود را از سنین نوجوانی آغاز کرد.
آیتالله مصباح یزدی پس از طی مقدمات در حوزه علمیه قم، از محضر اساتید بزرگی همچون علامه سید محمدحسین طباطبایی، امام خمینی (ره) و آیتالله بروجردی بهره برد و بهویژه در فلسفه و تفسیر قرآن به مرتبهای ممتاز رسید. او از شاگردان نزدیک علامه طباطبایی بود و سالها در تدوین، تدریس و شرح مبانی فلسفه اسلامی، بهویژه حکمت متعالیه، نقش مؤثری داشت.
وی علاوه بر فعالیتهای علمی، حضوری فعال در عرصههای فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی داشت و از نظریهپردازان برجسته در حوزه مبانی اعتقادی، سیاسی و اخلاقی نظام اسلامی بهشمار میرفت. پس از انقلاب، با تأسیس و هدایت مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، در تربیت طلاب، پژوهشگران و نخبگان فکری نقش مهمی ایفا کرد.
آثار علمی آیتالله مصباح یزدی شامل دهها کتاب و مقاله در حوزههای فلسفه، کلام، اخلاق، معرفتشناسی، سیاست اسلامی و نقد مکاتب غربی است و همچنان از منابع اصلی آموزش و پژوهش در حوزههای علمیه و دانشگاهها محسوب میشود. از مهمترین آثار او میتوان به «آموزش فلسفه»، «آموزش عقاید»، «اخلاق در قرآن»، «نظریه سیاسی اسلام»، «پرسشها و پاسخها» و شرح و حاشیه بر آثار علامه طباطبایی اشاره کرد.
آیتالله محمدتقی مصباح یزدی سرانجام در دیماه ۱۳۹۹ دار فانی را وداع گفت.
مصباح یزدی، قلههای رفیع رشد، معرفت و ایمان
سید مصطفی خامنهای، فرزند رهبر معظم انقلاب اسلامی درخصوص این عالم ربانی با اشاره به شخصیت علمی و اجتماعی آیتالله محمدتقی مصباح یزدی (ره) در گفتوگویی اظهار میکند: شخصیتهایی مانند آیتالله مصباح یزدی، قلههای رفیع رشد، معرفت و ایمان در جامعه هستند و معرفی آنها به نسل جوان، این پیام را منتقل میکند که رسیدن به این قلهها دستیافتنی و ممکن است.

وی با تشریح ابعاد مختلف شخصیت آیتالله مصباح یزدی میافزاید: در یک نگاه کلی میتوان سه شأن برجسته برای ایشان برشمرد. نخست، شأن علمی و تحقیقاتی؛ آیتالله مصباح یک محقق عالیمقام بودند. تعبیر «فیلسوف» و «حکیم» که درباره ایشان بهکار میرود، بهدرستی بیانگر مرتبه علمی ایشان است. اشراف عمیق بر فلسفه اسلامی، تسلط بر مکاتب فلسفی و توانایی ارائه یک نظام جامع اندیشه فلسفی، جایگاهی است که تنها معدودی از اندیشمندان به آن دست مییابند.
فرزند مقام معظم رهبری میگوید: آیتالله مصباح در کنار شاگردی علامه طباطبایی (ره)، به مرتبهای از استقلال فکری و فلسفی رسیدند که آثار و حواشی علمی ایشان، بهویژه بر «نهایةالحکمه»، گواه روشنی بر این جایگاه است.
خامنهای دومین ویژگی برجسته این عالم فقید را «قدرت تبیین» میداند و بیان میکند: محقق بودن و دانشمند بودن یک مقام است، اما توانایی تبیین عمیق، روشن و اثرگذار یک امتیاز مضاعف محسوب میشود. آیتالله مصباح در این عرصه نیز شخصیتی ممتاز بودند و قدرت بیان و توضیح مفاهیم پیچیده را بهگونهای داشتند که مخاطب را با حقیقت همراه میکرد.
وی سومین و شاید مهمترین ویژگی آیتالله مصباح را اهتمام جدی به هدایتگری و ارتباط با اقشار مختلف جامعه، بهویژه جوانان و دانشگاهیان دانست و تصریح میکند: ایشان بدون هیچگونه توقع شخصی و با صبری مثالزدنی، سختیها و ناملایمات فراوانی را در این مسیر تحمل کردند. با وجود رفتارهای ناعادلانهای که در مقاطعی نسبت به این مرد بزرگ صورت گرفت، هرگز واکنش دفاعی یا شخصی از ایشان مشاهده نشد.
فرزند مقام معظم رهبری با تأکید بر اینکه هدف تبلیغ دینی صرفاً انتقال اطلاعات نیست، اظهار میکند: در سنت الهیِ تبلیغ، هدف اصلی ایجاد ایمان، گرایش قلبی و جهتدهی اراده انسان به سوی حقیقت است. این هدف تنها با بیان و تبیین حاصل نمیشود، بلکه نیازمند یک شرط اساسی است و آن «گذشتن از خود» در مقام تبلیغ است.
خامنهای با استناد به آیات قرآن کریم و تعبیر «سراج منیر» درباره پیامبر اکرم (ص) میگوید: چراغ زمانی نور میدهد که خود بسوزد. انتخاب تعبیر «سراج» برای پیامبر (ص) ناظر به همین حقیقت است؛ اینکه دعوت الهی زمانی اثرگذار میشود که مبلغ، خودخواهی، توقع و منفعتطلبی شخصی نداشته باشد. پیامبران الهی بارها تصریح کردهاند که در برابر هدایت مردم، هیچ اجر و پاداشی طلب نمیکنند.
وی میافزاید: هر مبلغ دینی که این خصلت را داشته باشد، به سنت الهی، کلامش نور میشود و بر دلها مینشیند. مخالفت با چنین شخصی، تنها از سوی معاندان و بیماردلان صورت میگیرد و عموم مردم، دیر یا زود پذیرای پیام حق خواهند شد.
فرزند رهبری با اشاره به سیره امام خمینی (ره) میگوید: امام خمینی (ره) برجستهترین نمونه این حقیقت در عصر ماست. مطالعه پیامها و سخنان ایشان در دوران پیش از انقلاب بهوضوح نشان میدهد که امام کاملاً آماده پرداخت همه هزینهها و فدا کردن جان خود بودند. همین اخلاص بود که موجب شد یک جمله ساده از ایشان، ملت و جوانان را به حرکت درآورد و آنان با افتخار در راه خدا جانفشانی کنند.

خامنهای در پایان تأکید میکند: روحانیت، یک شغل نیست بلکه یک رسالت الهی است؛ رسالتی که با مخاطرات، تهمتها، فشارها و سختیهای فراوان همراه است. اگر روحانیون و فعالان فرهنگی انتظار اثرگذاری دارند، پس از علم و تقوا، باید به این شرط اساسی یعنی «گذشتن از خود» پایبند باشند.
خامنهای در جمعبندی سخنان خود گفت: ارادتمندان آیتالله مصباح یزدی، ایشان را از مصادیق روشن «سراجهای هدایت» میدانند؛ چراغهایی که از آغاز نبوت روشن شده و تا قیامت راهنمای بشر خواهند بود. امیدواریم خداوند روح بلند این عالم ربانی را قرین رحمت خود قرار دهد و به همه ما توفیق قدردانی از بزرگان و حرکت در مسیر آنان را عطا فرماید.
مصباح، عقلانیت دینی را در بالاترین سطح با ولایتمداری درآمیخت
حجتالاسلام علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه و از شاگردان آیتالله مصباح یزدی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، با تأکید بر اینکه عظمت شخصیت این عالم ربانی آنچنان که باید در جامعه شناخته نشده است، اظهار میکند: کسانی که حتی بهصورت حداقلی با آثار و فعالیتهای آیتالله مصباح آشنا باشند، بهخوبی میدانند که ایشان اگرچه بهعنوان فیلسوف شناخته میشوند و سهم مهمی در فلسفه اسلامی دارند، اما در حقیقت بیش از هر چیز یک شخصیت قرآنی بودند.
وی میافزاید: آیتالله مصباح یزدی هرگز سیاستورزی را بهعنوان یک کنش مستقل دنبال نمیکردند، اما هرجا احساس میکردند که در عرصه سیاسی، افکار نادرست و انحرافی در حال تئوریزه شدن و تقابل با حقایق دینی است، با حساسیت وارد میدان میشدند. این حضور نه از سر گرایش سیاسی، بلکه از دغدغه عمیق دینی و معرفتی ایشان بود.
این شاگرد علامه با اشاره به ابعاد اخلاقی و عرفانی شخصیت علامه مصباح تصریح میکند: ایشان در سلوک فردی، بیش از آنکه شخصیتی سیاسی باشند، یک چهره اخلاقی، عرفانی و اهل سلوک بودند. کسانی که از نزدیک با ایشان معاشرت داشتند، بهخوبی میدانند که آیتالله مصباح سرشار از عاطفه نسبت به اهلبیت (ع) و مؤمنان بودند و اگر گاه تندی یا واکنشی از ایشان دیده میشد، ناشی از شدت دلسوزی و غیرت دینی بود، نه میل به کنشگری سیاسی.
پناهیان تأکید میکند: آیتالله مصباح یزدی هنوز در جامعه ما آنگونه که شایسته است شناخته نشدهاند. ایشان برای خود مأموریتی احساس کرده بودند؛ مأموریت دفاع عقلانی، اخلاقی و قرآنی از دین در برابر اندیشههای مهاجم. البته نباید شخصیت ایشان را صرفاً در نقد افکار انحرافی محدود کرد.
پناهیان با اشاره به جایگاه علمی آیتالله مصباح میگوید: این تعبیر که آیتالله مصباح «جامع مطهری و علامه طباطبایی» هستند، تعبیر دقیقی است. ایشان شاگرد حقیقی علامه طباطبایی بودند و راه استاد خود را بهویژه در تفسیر قرآن ادامه دادند. اگر علامه طباطبایی فرصت پرداخت گسترده به تفسیر موضوعی قرآن را نیافتند، آیتالله مصباح این مسیر را با شایستگی ادامه دادند؛ آن هم با توجه به تحولات علوم انسانی و فلسفه غرب.
وی میافزاید: از محققان حوزه انتظار میرود آیتالله مصباح را بهعنوان الگو مورد توجه قرار دهند. آثار ایشان درباره عاشورا، بهویژه کتاب «آذرخشی در آسمان کربلا»، نمونهای روشن از نگاه عمیق، عقلانی و عالمانه به مقوله عزاداری سیدالشهدا (ع) است. این نگاه عقلانی، همان فونداسیون و اسکلت محکمی است که هیئات و مناسک دینی ما برای ماندگاری و استقامت در برابر بحرانها به آن نیاز دارند.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان خاطرنشان میکند: جامعه ما بیش از پیش نیازمند بازخوانی اندیشهها و سلوک علمی، اخلاقی و قرآنی آیتالله مصباح یزدی است؛ شخصیتی که عقلانیت دینی را در بالاترین سطح با اخلاص، معنویت و ولایتمداری درآمیخت.

به گزارش ایمنا، مرور زندگی، اندیشه و سلوک آیتالله محمدتقی مصباح یزدی نشان میدهد که او صرفاً یک متفکر آکادمیک یا یک چهره نظری در حوزه فلسفه و کلام نبود، بلکه نمونهای کمنظیر از پیوند عمیق میان عقلانیت دینی، معنویت فردی و مسئولیت اجتماعی بهشمار میرفت. شخصیت علمی او در کنار قدرت کمنظیر تبیین، باعث شد اندیشه دینی در مواجهه با چالشهای فکری عصر جدید، از موضعی استوار و استدلالی دفاع شود؛ دفاعی که نه واکنشی و احساسی، بلکه ریشهدار، قرآنی و مبتنی بر حکمت اسلامی بود.
آنچه آیتالله مصباح را متمایز میکند، تلفیق دانش عمیق با اخلاص عملی و روحیه هدایتگری است؛ ویژگیای که شاگردان و همراهانش بارها بر آن تأکید کردهاند. او در برابر هجمههای فکری و انحرافات نظری، سکوت را جایز نمیدانست، اما همزمان از سیاستزدگی و منفعتطلبی شخصی پرهیز میکرد. سلوک اخلاقی، ارتباط صمیمی با جوانان و نگاه تمدنی به دین، از او شخصیتی ساخت که فراتر از زمان خود میاندیشید.
امروز بازخوانی میراث فکری و معنوی آیتالله مصباح یزدی، نه صرفاً یک یادآوری تاریخی، بلکه ضرورتی برای تقویت عقلانیت دینی، تعمیق ایمان اجتماعی و پاسداری آگاهانه از هویت فکری انقلاب اسلامی است.


