بنویسید خاندان پهلوی بخوانید خاندان خیانت
خاندان خائن پهلوی سال هاست که با فتنهگری قصد دارد کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی را نابود کند.
باشگاه خبرنگاران جوان - حدود ۴۰ روز قبل بود که در پی اعتراض به حق مردم و بازاریان به دلیل افزایش قیمت دلار و رکود حاکم بر بازار، موج سواران و منافقین دوباره دست به کار شدند تا شاید بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند و همین سواستفاده آنها؛ به اغتشاشات دی ماه ختم شد که در نتیجه آن طبق اعلام رسمی مسئولان بیش از ۳ هزار نفر کشته بر جای گذاشت و کشور را در غمی عمیق فرو برد.
اگر به اواسط دی و روزهای ابتدایی زمستان امسال بازگردیم متوجه میشویم که همه چیز عادی بود و کسبه فقط اعتراض داشتند، اعتراضی که در هر جای دنیا امری بدیهی و از حقوق اصلی بازاریان است. اما بعد از فراخوانی که از طرف رضا پهلوی برای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی صادر شد کشور درگیر ۴۸ ساعت سخت شد، این فراخوان موجب شد تا عدهای جو اعتراضات را به سمت اغتشاش ببرند، اغتشاشی که به آتشسوزی سطلهای زباله، معابر و ساختمانهای عمومی و خصوصی، اتوبوس و وسایل نقیله شخصی منجر شد و در انتها هم کار به درگیری مسلحانه با نیروهای امنیتی و مردم بیدفاع کشید.

در این شرایط علاوه بر مدافعان امنیت گروهی از مردم معترض هم که در خیابان بودند هدف این تروریستها قرار گرفتند تا شاید با پیشبرد طرح کشته سازی و ملتهب کردن فضای کشور امثال ربع پهلوی بتوانند به مقاصد خود برسند، خاندان پهلوی و در راس آنها رضا پهلوی سال هاست که با فتنهگری قصد دارند کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی را نابود کنند و در این مسیر از هیچ کوششی فروگذار نیستند، حتی اگر به قیمت تکه تکه شدن و تجزیه ایران تمام شود.
ارثیه پهلوی؛ دستنشانده به معنای واقعی
تاریخ گواه این موضوع است که اغتشاشات دی در کشور اولین خیانت پهلوی به کشور نبوده و قطعا آخرین هم نخواهد بود. خیانتهای خاندان پهلوی به ایران فقط محدود به این دوره نیست و کارنامه سیاه این خاندان در طول تاریخ گواه از این موضوع است که پهلویها همیشه برای رسیدن به خواسته خود حاضر بودند ایران را نابود کنند.
در همین اغتشاشات اخیر که رضا پهلوی در زمان تفریحات خانوادگی خود به سر میبرد فراخوان داد که آن حوادث تلخ به وقوع پیوست؛ نکته جالب آنجاست که او در سریعترین زمان ممکن از موضع خود عقب نشینی کرد و با تکذیب ادعای فراخوان، خواست که از زیر بار این جنایت بزرگ شانه خالی کند؛ حتی وقتی تیر اغتشاشات به سنگ خورد هم ربع پهلوی با بالا گرفتن تنش بین ایران و آمریکا درخواست حمله نظامی به کشور را کرد و در تمامی مصاحبهها از جمله کنفرانس امنیتی مونیخ از این موضع خود دفاع کرد.
حتی با نگاه کلی به جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران هم میشود ردپای این جنایت کاران را به وضوح دید، آش خیانت پهلوی تا جایی شور شده که حتی مقام معظم رهبری نیز پس از جنگ فرمودند که در زمان جنگ نشستی در بین سران اروپایی و آمریکایی برگزار شد و یک ایرانی که همان رضا پهلوی بود در آن نشست حضور داشت و تاکید کردند که خاک بر سر آن ایرانی.
پیش از این هم در زمان نبرد ۲ ساله بین رژیم اسرائیل و حماس در سرزمینهای اشغالی وقتی مردم اکثریت نقاط جهان از جمله آمریکا، فرانسه، انگلیس، کانادا، استرالیا، سوئد، هلند و بسیاری کشورهای دیگر از جمله ایران اسلامی در حال تظاهرات علیه رژیم صهیونیستی و حمایت از غزه بودند، ربع پهلوی در اقدامی بسیار عجیب به سرزمینهای اشغالی سفر کرده و از حملات این رژیم اشغالگر علیه مردم بی دفاع فلسطین حمایت کرد تا لکه ننگ دیگری بر پیشانی خود بزند.
ربع پهلوی در سالهای قبلتر مانند اغتشاشات ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هم سوار بر موج اعتراضات مردمی شد و با به میدان فرستادن عناصر خود، خواسته مردم را به انحراف کشید؛ حتی در آن مقاطع هم تعداد زیادی از مردم بی گناه کشور به دلیل طمع این شازده به خاک و خون کشیده شدند.
خائن به ملت؛ پسر هم مثل پدر
رضا پهلوی درس آموخته خاندانی است که ننگ همیشگی خیانت بر پیشانی دارد، اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود؛ در همین زمان ماجرای تسخیر لانه جاسوسی (سفارت آمریکا در ایران) پیش آمد که در نتیجه آن پرسنل یا بهتر بگوییم جاسوسان این سفارتخانه تسلیم نیروهای انقلابی شدند و به اسارت درآمدند. همچنین نیروهای مسلح کشور در حال شکل گیری و قدرت گرفتن بودند که رژیم صدام به خاک ایران حمله کرد.
در این میان آمریکاییها در فکر آزادی این جاسوسان بودند و خاندان پهلوی هم در فکر بازگشت دوباره به قدرتی که ملت از آنها گرفته بود، برای همین این خاندان خائن دست در دست آمریکاییها سعی در کودتا داشتند و تا صحرای طبس هم پیش آمدند، اما شنهای طبس این کودتا را در هم کوبیدند.

کودتای نوژه یکی دیگر از خیانتهای پهلوی پس از انقلاب بود که خوشبختانه با هوشیاری نیروهای انقلابی و ورود نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران این توطئه هم خنثی شد؛ البته پیش از این هم خیانتهای زیادی از سمت پدر ربع پهلوی یعنی محمدرضا سر زده بود؛ یکی از موارد آن ماجرای بحرین است که در آن شاه ایران با فشار انگلیس مجبور شد بحرین را دو دستی تقدیم کند.
پیش از آن هم که وقتی مصدق در ماجرای ملی کردن صنعت نفت مقابل کشورهای غربی یکتنه ایستاده بود، محمدرضا با همکاری آمریکا و انگلیس کودتایی در ایران راه انداخت و درست وقتی خودش از ایران فرار کرده بود تا در امان باشد دولت مصدق را پس از ملی کردن صنعت نفت سرنگون کرد؛ البته فرار در خاندان پهلوی سابقه دیرینه دارد؛ رضا پهلوی و پسرش محمدرضا پهلوی دو پادشاه ایران بودند که روی هم سه بار از کشور فرار کردند!

در زمان حکومت محمدرضا به خاطر علاقه شاه ایران به غرب، زمینه برای حضور گسترده ماموران سیا و MI۶ بیش از پیش فراهم شد و این حضور خود زمینهای برای شکل گیری ساواک شد، سازمانی مخوف که تنها برای یک کار آموزش دیده بود، نابودی هر کسی که با شاه وقت و حکومت پهلوی مخالف است؛ در آن زمان هم مردم بی گناه بسیاری دستگیر، زندانی، شکنجه و کشته شدند که هیچ وقت هم آمار رسمی آن منتشر نشد.
یکی از مصادیق بزرگ خیانت خاندان پهلوی به ایران و ایرانی تصویب لایحه کاپیتولاسیون بود؛ این لایحه پس از برگزاری رفراندوم انقلاب سفید و تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که هر دو با انتقادات فراوانی از سوی محافل مذهبی و در راس آنها امام خمینی قرار گرفت، در مجلس طرح شد. برداشتن موانع حقوقی و قانونی حضور نیروهای آمریکایی در ایران و تضمین امنیت آنان برای شاه اهمیت داشت، به ویژه آن که وی برای اجرای سریع اصلاحات اقتصادی و سیاسی، زیر فشار امریکا قرار گرفته بود.
در این شرایط احیای نظام کاپیتولاسیون با هدف اعطای مصونیت سیاسی و کنسولی به اتباع امریکایی در ایران در دستور کار دولت قرار گرفت. این چنین بود که لایحه کاپیتولاسیون در ۱۳ مهر ۱۳۴۲ در کابینه علم و در مرداد ۱۳۴۳ در مجلس سنا به تصویب رسید. در ۲۱ مهر ۱۳۴۳ حسنعلی منصور نخست وزیر وقت این لایحه را به صورت ناگهانی به مجلس شورای ملی برد.

باید بدانید که رژیم پهلوی رژیمی بود که نه به خواست مردم روی کار آمد و نه حتی به خواست خاندان پهلوی، بلکه رضاخان اولین شاه پهلوی با حمایت دولتهای استعماری به سلطنت رسید و بر اریکه قدرت نامشروع خود تکیه زد. این نوع به قدرت رسیدن یک شاه در ایران بیمانند است چرا که شاه ایران مستقیما توسط بیگانگان تعیین و حتی تبعید شاه و انتقال قدرت نیز توسط همانها ریلگذاری شد.
البته محمدرضا هم خیانت را از پدرش رضا خان میرپنج آموخته بود؛ رضا خان که با سرنگونی سلسله قاجار قدرت را به کمک انگلیس و شوروی کسب کرده بود، در آن مقطع از هیچ کاری دریغ نکرد، پولهای نفت این مردم را آن هم درست وقتی همین مردم به آن نیاز داشتند به اربابانش داد و سرانجام همان کشورهایی که رضا خان را بر سر قدرت آورده بودند با وجود اعلام بی طرفی حکومت پهلوی در جنگ جهانی ایران را اشغال کردند، که بار دوم این اشغال منجر به سقوط رضا خان و تبعید از کشور شد.

رابرتگراهام نویسنده ایران سراب قدرت راههای کسب املاک در دوره رضاخان را در چند عبارت خلاصه میکند: رشوهگیری، غصب و توقیف. با این رویکرد، رضاخان زمینهای بسیاری را در کشور مصادره کرد تا جایی که به گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی، در اواخر سلطنت حدود ۷هزار روستا به نام رضاخان ثبت شده بود.
رضاخان همچنین برای فرهنگ ایرانی اسلامی شمشیر خود را از رو بست؛ کشیدن حجاب از سر زنان ایرانی با طرح کشف حجاب، بستن هیئتهای امام حسین و جلسات مذهبی در سطح کشور، از مهمترین اقدامات ضدفرهنگی او بود. البته این روزها هم نوه میرپنج و طرفدارانش دقیقا در همین مسیر ضدفرهنگی حرکت میکنند، حتی شاید با سرعتی بیشتر از رضا پالانی؛ امروز طرفداران پهلوی حجاب را به سخره میگیرند، شدیدترین فحاشیها را به دین و مذهب و ائمه اطهار انجام میدهند و بر روی قبر مردگان خود میرقصند؛ آن هم فقط و فقط برای دشمنی با ایران و اسلام.
کارنامه خیانت رضاخان میرپنج سیاهه طولانی دارد، مثل کشتن شعرا، روشنفکران و ادیبانی همچون فرخی یزدی، میرزاده عشقی، واعظ قزوینی و دویست نویسنده و روشنفکر ایرانی؛ تبعید و قتل نقاش بنام ایرانی کمال الملک به جرم استفاده از بورسیه حکومت قاجار برای تحصیل در رشته نقاشی، قلعوقمع عشایر ایران با سیاست تخته قاپو کردن با کشتار هزاران تن از آنها و مقاومت نکردن حتی یک روز در برابر لشکر متفقین و تسلیم بیچون و چرای کشور به بیگانگان در جنگ جهانی دوم.

وی در زمان برکنار شدن از سلطنت در سال ۱۳۲۰، متمولترین و ثروتمندترین زمیندار ایران بود و حدود ۲۰۰ میلیون دلار در حسابهای بانکیاش ذخیره پولی داشت! در سالهای بعد از تبعید رضاخان، «ملک مدنی» یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی در نطقی درباره املاک تصرفی رضاشاه گفت: شاه سابق را میدانم ۱۷ سال در این مملکت سلطنت کرد و به روز که حساب بکنیم تقریبا شش هزار روز میشود و او چهل و چهار هزار سند مالکیت صادر کردهاند، تقسیم که بکنیم روزی هفت سند مالکیت ایشان گرفتهاند!
روزنامه فایننشال تایمز در سال ۲۰۰۹ میزان داراییهای خارج کرده از سوی دیکتاتورهای فراری از کشورهای مختلف را بررسی کرده است و با بررسی داراییهای دیکتاتورهای مخلوع، آمده است که محمدرضا پهلوی شاه مخلوع ایران ۳۵ میلیارد دلار دارایی از ایران خارج کرده که ۲۰ میلیارد دلار آن از سوی دولت آمریکا مسدود شده است. این موضوع در گزارش انجمن فرانسوی CCFD نیز تصریح شده است.
روزنامه نیویورک تایمز نیز در تاریخ ۱۰ ژانویه ۱۹۷۹ (مطابق با ۲۰ دی ۱۳۵۷) تقریباً یک ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در گزارشی مینویسد: بر اساس برآورد بانکداران، شاه ایران یکی از بزرگترین ثروتهای خصوصی جهان را که بیش از یک میلیارد دلار بالغ میگردد داراست. روزنامه نیویورک تایمز مینویسد؛ میزان واقعی داراییهای خانواده پهلوی نامعلوم است، اما مسلم است که ثروت خانواده پهلوی در خاورمیانه فقط با ثروت خانواده رهبران سعودی و خانواده کویتی الصباح قابل مقایسه است.

فهرستی که در ادامه میآید تنها بخشی از افرادی است که مبادرت به خروج ارز کشور در روزهای پایانی رژیم پهلوی و روزهای نخست انقلاب اسلامی کردهاند. ارتشبد ازهاری، نخست وزیر ۱۷۰ میلیون دلار، حسنعلی مهران، وزیر اقتصاد و دارایی ۱۰۰ میلیون دلار، قباد ریاحی، مدیرعامل شرکت شیلات جنوب ۱۶۰ میلیون دلار، مهندس امیرصالح، شرکت روغن نباتی قو ۳۵۰ میلیون دلار، مهندس رحمانی کیا، مدیرعامل گروه صنعتی بهشهر ۵۳۰ میلیون دلار، رضا امین، وزیر صنایع و معادن ۵۰۰ میلیون دلار، مهندس مهدی شیبانی، استاندار مازندران ۴۵۰ میلیون دلار، دریا سالار حبیباللهی، فرمانده نیروی دریایی ۱۵۰ میلیون دلار، اسلامینیا، مشاور هویدا ۲۰۰ میلیون دلار، مصباحزاده، مدیر کیهان ۴۵۰ میلیون دلار، دریا سالار اردلان، از صنایع نظامی ۴۰۰ میلیون، محمدعلی مسعودی، سناتور ۴۵۰ میلیون دلار، عزتالله عاملی، سفیر ایران در بلژیک ۳۵۰ میلیون دلار، مهندس فروغی، وزیر فرهنگ و هنر ۱۵۰ میلیون، مهندس اسدی، شرکت لیلاند ۳۵۰ میلیون، علینقی سعید انصاری از دربار ۱۵۰ میلیون دلار، عبدالرضا انصاری سازمان خدمات شاهنشاهی ۳۵۰ میلیون دلار، شریف امامی نخست وزیر پیشین ۲۵۱ میلیون دلار که در مجموع رقمی بیش از ۱۰ میلیارد دلار ارز ایران خارج شده است.
اینها فقط بخشی از خیانتهای رژیم پهلوی بود که ریز و درشت این رژیم تا میتوانستند بردند و بردند و بردند؛ حالا همین افراد به قول خودشان برای ایرانی جماعت دل میسوزانند، فقط کمی تفکر لازم است تا روشن شود این خاندان با خیانت دوستی دیرینه دارد. مردم به خوبی میدانند که باید در کدام سوی تاریخ باایستند؛ سمت حکومتی که با بهشتیها، مفتحها، مطهریها و رجاییها به ثمر رسید و با خون عزیزانی چون همت، باکری، هادی، زینالدین، صیاد و سلیمانی ثابتقدم شد یا سمت شورشیهایی که دم از آزادی بیان میزنند اما به عیان در تجمعات خود شدشدترین و رکیکترین الفاظ را به عالم و آدم نسبت میدهند و کارشان به آتش زدن قرآن و فحاشی به همه ادیان کشیده است؛ جماعتی که حتی در درون خود هم وحدت و انسجام ندارد.
پیشنهادی باخبر
تبلیغات


