فوتبال ایران خواب است، طارمی بیدار
مهدی طارمی بار دیگر تفاوتهای خود با دیگران را نشان و دست روی یک دلیل مهم فاصله فوتبال ایران با رقبا گذاشت.
مهدی طارمی بار دیگر نشان داد تفاوتش با بسیاری از چهرههای فوتبال ایران فقط در زمین مسابقه نیست؛ بلکه در نگاه، دغدغه و مسئولیتپذیری نسبت به آینده فوتبال کشور هم خودش را نشان میدهد.
این روزها کمتر کسی تردید دارد که فوتبال ایران سالهاست در بهترین حالت درجا زده است. در حالی که رقبای آسیایی و حتی آفریقایی با برنامهریزی اصولی، سرمایهگذاری هدفمند روی ردههای پایه و توجه به آینده، فاصلهای معنادار با فوتبال ما ایجاد کردهاند. در دنیای امروز، آینده هر رشته ورزشی متعلق به نسل جوان است؛ اصلی که بسیاری از کشورها آن را بهدرستی فهمیدهاند اما در فوتبال ایران هنوز جدی گرفته نمیشود.
نگاهی به کارنامه فوتبال پایه ایران، این عقبماندگی را بهخوبی نشان میدهد. تیم ملی امید ایران در بیش از نیم قرن گذشته حتی یکبار هم طعم حضور در المپیک را نچشیده است. تیمهای نوجوانان و جوانان نیز در بهترین حالت به مراحل ابتدایی جام جهانی رسیدهاند، در حالی که بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی سابقه ایستادن روی سکو در رقابتهای جهانی پایه را دارند؛ پشتوانهای که بعدها در سطح بزرگسالان به کابوسی برای فوتبال ایران تبدیل شده است.
مشکل، فقط نتایج نیست؛ مسئله اصلی بیتوجهی ساختاری به ردههای پایه است. از مدیران و باشگاهها گرفته تا مربیان، رسانهها و حتی بخشی از افکار عمومی، کمتر توجهی به فوتبال پایه میشود. نمونه روشن این بیتفاوتی، وضعیت تیم ملی امید در آستانه جام ملتهای آسیاست.
تیم ملی امید ایران با سه پیروزی مقتدرانه در مهرماه به جام ملتهای آسیا صعود کرد و حالا در امارات اردو زده است. این تیم هفدهم دیماه باید در اولین دیدار خود به مصاف کرهجنوبی، یکی از مدعیان اصلی قهرمانی، برود. کمتر از یک هفته تا شروع این تورنمنت مهم باقی مانده، اما فضای فوتبال ایران تقریباً هیچ واکنشی به این اتفاق ندارد؛ نه تحلیل، نه حمایت رسانهای، نه حتی یک پیام انگیزشی ساده.
تلختر آنکه بسیاری از فوتبالدوستان اصلاً خبر ندارند جام ملتهای آسیا در رده امید آغاز شده است؛ در حالی که این رده سنی نزدیکترین سطح به تیم بزرگسالان محسوب میشود و بازیکنانش در اغلب کشورها همین حالا در ترکیب اصلی تیمهای ملی حضور دارند. وضعیت ردههای نوجوانان و جوانان هم که دیگر جای گفتن ندارد.
در این میان، تنها صدایی که شنیده شد، صدای مهدی طارمی بود. مهاجم تیم ملی با حمایت علنی از تیم امید، برای این بازیکنان آرزوی موفقیت کرد و به آنها روحیه داد. اقدامی ساده اما معنادار؛ حرکتی که بیش از هر چیز، خلأ بزرگ فوتبال ایران در حمایت از آیندهسازانش را آشکار کرد.
حالا سؤال اینجاست: آیا این وظیفه فقط یک بازیکن است؟ آیا نباید مربیان تیم ملی بزرگسالان، ملیپوشان باتجربه، اسطورهها و مربیان لیگ برتری چند جملهای درباره تیم امید بگویند و حداقل از نظر روحی کنار این نسل بایستند؟ طارمی بار دیگر تفاوتش را نشان داد، اما شاید درد اصلی، سکوت بقیه باشد.


