انسداد تنگه هرمز؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس چقدر ضرر می‌کنند؟/ اهرم نامتقارن ایران در برابر برتری نظامی آمریکا
کد خبر:۱۳۷۴۲۴۶
گزارش|

انسداد تنگه هرمز؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس چقدر ضرر می‌کنند؟/ اهرم نامتقارن ایران در برابر برتری نظامی آمریکا

افزایش تنش‌ها میان تهران و واشنگتن بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز را برجسته کرده است. این گذرگاه باریک که شریان اصلی صادرات نفت منطقه محسوب می‌شود، می‌تواند در صورت گسترش درگیری‌ها، به نقطه تمرکز بحران اقتصادی در سطح جهان تبدیل شود.
انسداد تنگه هرمز؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس چقدر ضرر می‌کنند؟/ اهرم نامتقارن ایران در برابر برتری نظامی آمریکا

به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ تنگه هرمز باریکه‌ای آبی میان جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان است که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل می‌کند. این مسیر بین ایران در شمال و استان مُـسندم عمان (وابسته به امارات) در جنوب قرار دارد. عرض این گذرگاه در باریک‌ترین نقطه حدود ۳۳ کیلومتر است و مسیر‌های کشتیرانی رفت و برگشت هر کدام تنها چند کیلومتر پهنا دارند. با وجود این عرض محدود، هرمز مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان به شمار می‌رود؛ گذرگاهی که هرگونه اختلال در آن می‌تواند قیمت نفت، گاز، بیمه کشتیرانی، بازار‌های مالی و حتی رشد اقتصادی کشور‌های صنعتی و در حال توسعه را تحت تأثیر قرار دهد. 



تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین شاهراه انتقال انرژی در جهان است؛ گذرگاهی باریک میان ایران و عمان که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل می‌کند و روزانه ده‌ها میلیون بشکه نفت و حجم عظیمی از گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کند. بر اساس داده‌های رسمی U.S. Energy Information Administration (EIA)، در سال‌های اخیر به طور متوسط حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی در روز از این تنگه عبور کرده است؛ رقمی که معادل حدود ۲۰ درصد مصرف روزانه نفت جهان و نزدیک به یک‌سوم تجارت دریایی نفت در سطح بین‌المللی است. به بیان دیگر، چیزی در حدود یک پنجم تا یک سوم نفتی که در بازار جهانی خرید و فروش می‌شود باید از این مسیر عبور کند.



در کنار نفت، تنگه هرمز شاهراه اصلی صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) نیز محسوب می‌شود. طبق گزارش‌های تحلیلی International Energy Agency (IEA)، حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG از این مسیر عبور می‌کند که عمدتاً مربوط به صادرات قطر و بخشی از امارات متحده عربی است. این ارقام به روشنی نشان می‌دهد که هرگونه اختلال در این گذرگاه، نه فقط یک مسئله منطقه‌ای، بلکه موضوعی با پیامد‌های مستقیم بر امنیت انرژی جهان است. اگر فقط به قطر – بزرگ‌ترین صادرکننده LNG جهان – نگاه کنیم، می‌بینیم که بخش اعظم صادرات این کشور به بازار‌های جنوب و شرق آسیا از طریق همین تنگه ارسال می‌شود، و جایگزینی سریع برای این حجم وجود ندارد.



وابستگی صادرکنندگان نفت خاورمیانه به تنگه هرمز و آسیب‌پذیری آن‌ها

جدولی توسط Center for Strategic and International Studies (CSIS) و بر اساس داده‌های رهگیری نفتکش شرکت Vortexa منتشر شده که در ظاهر یک جدول ساده صادراتی است؛ اما در واقع نقشه‌ای فشرده از «ریسک ژئوپلیتیک انرژی» در خلیج فارس محسوب می‌شود. محور تحلیل این جدول، میزان وابستگی صادرکنندگان نفت به تنگه هرمز است؛ گلوگاهی که اگر مختل شود، مستقیماً بازار جهانی انرژی را وارد فاز بحران می‌کند.

بحران قطعی در پی انسداد تنگه هرمز/ اهرم نامتقارن ایران در برابر برتری نظامی آمریکا


تمرکز صادرات در یک مسیر واحد

وابستگی صادرات کشور‌های منطقه به تنگه هرمز بسیار بالاست و در بیشتر موارد مسیر جایگزین مؤثر و کامل وجود ندارد. عربستان و امارات تا حدی با خطوط لوله جایگزین توانسته‌اند بخشی از صادرات خود را متنوع کنند، اما همچنان بخش قابل توجهی از فروش نفت آنها از این تنگه عبور می‌کند. عراق، کویت و قطر تقریباً به‌طور کامل وابسته‌اند. ایران نیز با وجود خط لوله گوره–جاسک ظرفیت محدودی برای صادرات خارج از هرمز دارد، اما این مسیر جایگزین کامل محسوب نمی‌شود و نقش هرمز برای همه کشور‌ها هم اقتصادی و هم راهبردی است.




کویت؛ بیشترین آسیب‌پذیری

کویت تقریباً صد درصد صادرات نفت خود را از مسیر تنگه هرمز انجام می‌دهد و در حال حاضر مسیر جایگزین عملیاتی برای انتقال نفت ندارد. وابستگی بودجه این کشور به درآمد‌های نفتی بسیار بالا است و در صورت اختلال در تنگه هرمز، صادرات نفت آن عملاً با توقف جدی مواجه می‌شود.

 

عراق؛ وابستگی بالا با ظرفیت محدود جایگزین


بیش از ۹۵ درصد صادرات عراق مبتنی بر نفت است و بخش اصلی آن از بنادر جنوبی و مسیر هرمز عبور می‌کند. هرچند خط لوله کرکوک–جیهان به ترکیه وجود دارد، اما ظرفیت آن محدود بوده و پاسخگوی حجم عمده صادرات نیست؛ بنابراین اختلال در تنگه می‌تواند فشار قابل‌توجهی بر اقتصاد عراق وارد کند.



 قطر؛ صادرات انرژی کاملاً وابسته به مسیر هرمز


صادرات نفت و به‌ویژه گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) قطر به عبور از تنگه هرمز وابسته است و این کشور مسیر جایگزین عملیاتی برای انتقال حجم عمده انرژی خود ندارد. با توجه به نقش انرژی در درآمد ملی، انسداد تنگه می‌تواند صادرات این کشور را با اختلال جدی مواجه کند.



ایران؛ امکان صادرات محدود از مسیر جایگزین


ایران با بهره‌گیری از خط لوله گوره–جاسک و دسترسی به دریای عمان، امکان صادرات نفت خارج از تنگه هرمز را دارد، اما ظرفیت این مسیر محدود است و پاسخگوی کل تولید بالقوه کشور نیست. شرایط تحریمی نیز باعث شده سطح فعلی صادرات کمتر از ظرفیت اسمی باشد و بخشی از فشار احتمالی کاهش یابد.


اما نکته مهم‌تر این است که وابستگی ایران به هرمز صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از «معادله بازدارندگی» است. یعنی همان‌قدر که ایران برای صادرات به هرمز وابسته است، سایر کشورها و اقتصاد جهانی نیز به باز بودن این مسیر وابسته‌اند.



امارات متحده عربی؛ کاهش وابستگی با زیرساخت جایگزین


امارات حدود دو‌سوم صادرات نفت خود را از مسیر هرمز انجام می‌دهد، اما با خط لوله حبشان–فجیره بخشی از صادرات را به خارج از تنگه منتقل کرده است. وجود این مسیر جایگزین باعث شده آسیب‌پذیری این کشور نسبت به همسایگان کمتر باشد، هرچند وابستگی کامل از بین نرفته است.



عربستان سعودی؛ بیشترین انعطاف‌پذیری در میان کشور‌های منطقه


عربستان همچنان بخشی از صادرات نفت خود را از مسیر تنگه هرمز انجام می‌دهد، اما خط لوله شرق–غرب امکان انتقال نفت به دریای سرخ را فراهم کرده است. ظرفیت بالای ذخایر و زیرساخت‌های متنوع انتقال، این کشور را در موقعیت کم‌ریسک‌تری نسبت به سایر تولیدکنندگان منطقه قرار می‌دهد (با این حال جایگزینی کامل برای تنگه هرمز محسوب نمی‌شود).

بحران قطعی در پی انسداد تنگه هرمز/ اهرم نامتقارن ایران در برابر برتری نظامی آمریکا

 

برخی کشورها، از جمله عربستان و امارات، مسیر‌های جایگزین صادرات نفت (پایپ‌لاین‌ها) ایجاد کرده‌اند تا در صورت اختلال بخشی از نفت را از طریق خشکی و بنادر خارج از این تنگه صادر کنند. اما ظرفیت این مسیر‌ها محدود بوده و نمی‌تواند جایگزین کامل عبور از هرمز باشد.

بحران قطعی در پی انسداد تنگه هرمز/ اهرم نامتقارن ایران در برابر برتری نظامی آمریکا


 

وابستگی جهانی به انرژی عبوری از تنگه هرمز


بازار‌های آسیایی بیشترین وابستگی را به نفت و گاز عبوری از تنگه هرمز دارند. در چین حدود یک‌سوم نفت وارداتی از این مسیر تأمین می‌شود و در کشور‌هایی مانند هند، ژاپن و کره جنوبی نیز بخش قابل توجهی از واردات انرژی روزانه به این گذرگاه وابسته است. رشد اقتصادی بالا، محدودیت منابع داخلی و اتکای ساختاری به نفت خلیج فارس، این کشور‌ها را در برابر هرگونه اختلال در مسیر حمل‌ونقل انرژی آسیب‌پذیر می‌کند؛ اختلالی که می‌تواند بر رشد، تورم و بازار انرژی آنها اثر مستقیم بگذارد. در اروپا وابستگی نسبتاً کمتر است، اما واردات LNG از قطر همچنان نقش مهمی در امنیت انرژی این قاره دارد. برآورد‌ها نشان می‌دهد حدود ۱۲ درصد از گاز طبیعی مایع عبوری از هرمز به مقصد اروپا می‌رود. توقف یا کاهش این جریان می‌تواند در شرایط حساس، به‌ویژه در فصل سرما، فشار قیمتی را افزایش داده و رقابت میان بازار‌های مصرف‌کننده را تشدید کند.

آمریکا کمترین وابستگی مستقیم را دارد، زیرا بخش عمده نیاز نفتی خود را از تولید داخلی، به‌ویژه نفت شیل، تأمین می‌کند و واردات از خلیج فارس کاهش یافته است. با این حال، تحولات در تنگه هرمز همچنان از طریق اثرگذاری بر قیمت جهانی انرژی می‌تواند بر بازار آمریکا نیز تأثیرگذار باشد.



بحران قطعی در پی انسداد تنگه هرمز/ اهرم نامتقارن ایران در برابر برتری نظامی آمریکا

 

این نمودار نشان می‌دهد که تنگه هرمز تا چه اندازه برای اقتصادهای آسیایی حیاتی است و چگونه سطح وابستگی کشورها در بازه ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ تغییر کرده است. داده‌ها بیان می‌کند که ایالات متحده در این دوره وابستگی نسبتاً پایینی به نفت عبوری از هرمز داشته و این وابستگی از حدود ۲۱ درصد در سال ۲۰۱۴ به ۱۷ درصد در سال ۲۰۱۸ کاهش یافته است؛ روندی که با رشد تولید نفت شیل در داخل آمریکا هم‌راستا بوده است.

در مقابل، چین وابستگی متوسط اما قابل توجهی دارد و این نسبت بین ۳۳ تا ۳۹ درصد نوسان کرده و در سال ۲۰۱۸ به حدود ۳۶ درصد رسیده است. این نشان می‌دهد چین گرچه به هرمز وابسته است، اما تنوع منابع وارداتی‌اش تا حدی ریسک را پخش کرده است.

هند در این بازه روند افزایشی را تجربه کرده و وابستگی‌اش از حدود ۵۴ درصد به ۶۱ درصد رسیده است. این رشد نشان می‌دهد که اقتصاد هند در برابر هر اختلال در تنگه هرمز آسیب‌پذیرتر شده است.

کره جنوبی وابستگی بسیار بالایی دارد و در برخی سال‌ها این رقم به بیش از ۸۰ درصد رسیده است، هرچند در سال ۲۰۱۸ به حدود ۶۳ درصد کاهش یافته است. با این حال همچنان بخش عمده نفت وارداتی این کشور از مسیر هرمز تأمین می‌شود.

ژاپن بالاترین سطح وابستگی را در میان کشورهای مقایسه‌شده دارد و سهم نفت عبوری از هرمز در سبد وارداتی آن بین حدود ۷۸ تا ۸۵ درصد بوده است. این بدان معناست که ژاپن بیش از هر کشور دیگری در این نمودار در برابر ناامنی احتمالی در خلیج فارس حساس است.

در مجموع، این نمودار نشان می‌دهد که اگرچه آمریکا وابستگی محدودی به هرمز دارد، اما اقتصادهای بزرگ آسیایی به شدت به این گلوگاه انرژی متکی‌اند. بنابراین هر تنش یا اختلال در این مسیر، بیش از هر چیز امنیت انرژی و رشد اقتصادی شرق آسیا را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

 

 

رسانه‌های خارجی درباره اهمیت تنگه هرمز چه نوشتند؟

خبرگزاری رویترز در گزارشی تازه گزارش کرد که ایران برای چند ساعت تنگه هرمز را به‌طور موقت بست، اقدامی که نشان‌دهنده اهمیت راه آبی است و تأکید می‌کند که هر اختلالی می‌تواند بازار انرژی را تکان دهد. رویترز اهمیت این گذرگاه را نه فقط از منظر محلی یا منطقه‌ای، بلکه به عنوان «یک شاهراه جهانی نفت» برجسته کرد.

خبرگزاری AP نیز گزارش داده است که این مسیر حدود ۲۰٪ از نفت جهان را حمل می‌کند و بسته شدن کوتاه‌مدت آن حتی برای چند ساعت بازتاب اقتصادی گسترده‌ای دارد.


روزنامه فرانسوی Le Monde در گزارشی نوشت که حتی تهدید‌های محدود به بستن هرمز می‌تواند باعث افزایش قیمت نفت تا حدود ۱۳۰ دلار در هر بشکه شود و بازار انرژی جهان را به سمت بحران ببرد.

این تحلیل اهمیت نه‌تنها حجم انرژی، بلکه تأثیر آن بر قیمت و روان اقتصادی جهان را برجسته می‌کند.

روزنامه اقتصادی FT نوشت که خبری از LNG در هرمز کمتر شنیده می‌شود، اما نقش آن نیز به همان اندازه مهم است، خصوصاً با توجه به وابستگی اروپا به واردات گاز در سال‌های اخیر.

 

پیامد‌های احتمالی انسداد تنگه هرمز

در صورت بروز اختلال یا انسداد در تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی با شوک قیمتی و عملیاتی مواجه می‌شود. تحلیل‌های رسانه‌ای و اقتصادی نشان می‌دهند قیمت نفت می‌تواند از محدوده ۷۰ تا ۸۰ دلار به سرعت به بالای ۱۰۰ دلار یا حتی سطوح بالاتر صعود کند. همزمان، بازار گاز طبیعی مایع (LNG) نیز با افزایش قیمت و تشدید رقابت میان خریداران آسیایی و اروپایی روبه‌رو خواهد شد، زیرا محدودیت عرضه عبوری از این مسیر فشار تقاضا را تشدید می‌کند.


اختلال در جریان انرژی همچنین به‌صورت غیرمستقیم بر زنجیره‌های صنعتی اثر می‌گذارد. صنایع وابسته به انرژی ارزان در آسیا، اروپا و حتی آمریکا با افزایش هزینه تولید و کاهش حاشیه سود مواجه می‌شوند و این موضوع می‌تواند به تورم تولیدکننده و فشار بر قیمت کالا‌های نهایی منجر شود.از منظر کلان، تنگه هرمز یک گره‌گاه حیاتی در نظام انرژی جهانی است؛ روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت و حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی LNG از این مسیر عبور می‌کند و بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی از این گذرگاه به مقصد بازار‌های آسیایی، به‌ویژه چین و هند، می‌رسد؛ بنابراین هرگونه اختلال در آن نه‌تنها یک بحران منطقه‌ای، بلکه عاملی برای جهش قیمت‌های جهانی انرژی و ایجاد پیامد‌های گسترده اقتصادی از تورم انرژی تا فشار بر دولت‌ها و صنایع محسوب می‌شود.

اگر تهدید نظامی علیه ایران به درگیری گسترده تبدیل شود، مفهوم «جنگ منطقه‌ای» احتمالاً فقط به تبادل آتش محدود نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به جنگ بر سر جریان انرژی تعبیر شود؛ و در آن صورت، هرمز نه فقط یک مسیر کشتیرانی، بلکه مرکز ثقل اقتصاد جهانی خواهد بود.

پیشنهادی باخبر