طرفداری | برای آنکه حدس بزنیم دکلان رایس و مارتین زوبیمندی تمامی ترکیبات لازم برای به صدا درآوردن موتور خط میانی آرسنال را در اختیار دارند، نیازی نبود میکل آرتتا یک نابغه باشد. هر دوی آنها به تکنیکی تمامعیار، هوش فوتبالی سرشار و ذخایر بیپایانی از عطش و اراده برای پیشبردن تیمشان مجهز هستند.
با این حال، در ابتدا چندان روشن نبود که پیوند آنها چگونه شکل میگیرد. اما مانند هر زوج هنری موفقی، مشخص شد که آنها در کنار یکدیگر، نه تنها بهترین فرم خود، بلکه بهترین بازی یار مقابلشان را نیز بیرون میکشند. در آغاز فصل، بحثهای داغی وجود داشت که این دو چگونه در زمین چیدمان میشوند. آیا یک سد دفاعی دو نفره خواهند ساخت؟ آیا زوبیمندی تازهوارد در عمق مینشیند تا رایس با آزادی عمل به جلو بتازد؟ یا برعکس، رایس پوشش دفاعی را بر عهده میگیرد تا زوبیمندی از مناطق هجومی بازیسازی کند؟
در اتفاقی که شاید از رویکردهای همیشگی آرتتا فاصله دارد، شیوهای آرسن ونگرگونه در بازی این دو متخصص خط میانی دیده میشود؛ گویی آنها خودشان راه جفت و جور شدن با یکدیگر را کشف کردهاند. شاید سادهانگاری باشد اگر بگوییم بازی آنها فاقد ساختار است، اما نوعی آزادی عمل در نحوه نوبتگیریشان برای نفوذ به خطوط دشمن دیده میشود؛ هنری که هر دو به خوبی در آن مهارت دارند.
این فرمول به یک دلیل ساده کار میکند: این دو بازیکن کلیدی یاد گرفتهاند که چگونه با اطمینان خاطر از اینکه دیگری پشت آنها را پوشش میدهد، در زمین هنرنمایی کنند. گاهی رایس است که با استارتهای انفجاریاش ورزشگاه را به غلیان درمیآورد و سطح بازی تیم را بالا میبرد؛ و گاهی زوبیمندی با آرامش و دقت یک آدمکش خندان، بیصدا به فضاهای مرگبار نفوذ میکند.
ارتباط میان آنها چنان منسجم است که هر کدام میدانند چه زمانی نوبت درخشیدن آنهاست. این دقیقاً شبیه به یک دوئت میانی است؛ رایس نقش ستارهی میدان و پیشرو را بازی میکند و زوبیمندی نقش ستون فقرات و تنظیمکنندهی ریتم تیم را دارد و پیشروی یکی با پوشش هوشمندانهی دیگری کامل میشود. با یک اشاره سر، جایشان را عوض میکنند. به قول زوبیمندی: این یعنی هنر برقراری تعادل.
شاید برای ادعای اینکه این ملیپوش انگلیسی و همتای اسپانیاییاش در حال تبدیل شدن به قدرتمندترین زوج میانی آرسنال از زمان پاتریک ویرا و ژیلبرتو سیلوا (در فصل شکستناپذیران ۰۴-۲۰۰۳) هستند کمی زود باشد، اما نشانهها به شدت نویدبخش است. در کتاب شکستناپذیر، ژیلبرتو سیلوا توضیح میدهد که چگونه پس از پیوستن به آرسنال در تابستان ۲۰۰۲، به سرعت بازیاش را با ویرا، ستون تنومند خط میانی باشگاه، هماهنگ کرد:
درک متقابل ما از نحوه بازی یکدیگر بسیار ساده بود. خیلی زود یاد گرفتیم چگونه حرکاتمان را در زمین همگامسازی کنیم. میدانستم وقتی او جلو میرود، من باید بمانم؛ و اگر من جلو میرفتم، او تا زمان بازگشت من در موقعیتش ثابت میماند. ما در زمین مدام با هم حرف میزدیم. اگر در موقعیت اشتباهی بودم، او گوشزد میکرد و من هم همینطور. این یعنی تبادل دانش برای کمک به یکدیگر. فوتبال باید همینگونه باشد.
ژیلبرتو برای توصیف این وضعیت، دستانش را مانند یک ترازوی قدیمی حرکت میداد؛ وقتی یک کفه بالا میرود، کفه دیگر برای حفظ تعادل پایین میآید. یکی از جذابیتهای استراتژیک این فصل آرسنال، تکامل پیوند رایس و زوبیمندی است که اخیراً دقیقاً مانند همان ترازو، در هماهنگی کامل با یکدیگر حرکت میکنند.
گل زیبای مارتین زوبیمندی
تلاشهای پنهانی طولانیمدتی انجام شد تا هر دوی آنها به شمال لندن بیایند. آنها تحت نظر باشگاههای بزرگی بودند، اما ایمان آرتتا به اینکه آرسنال بهشت فوتبالی آنهاست، به قدری متقاعدکننده بود که آنها این مسیر را انتخاب کردند. در اوج دوران حرفهای، این تصمیمی بود که نباید در آن اشتباه میکردند. عطش هر دو برای فتح جام، لایه دیگری به این پیوند افزوده است.
همچنین، شکلگیری یک حلقه تحسین متقابل بین این دو به موفقیتشان کمک کرده است. زوبیمندی به اسکای اسپورت گفت:
یکی از انگیزههای اصلی من برای آمدن به اینجا، بازی کنار کسی مثل دکلان بود. همه میدانیم او چقدر کامل است؛ از نظر فیزیکی، تکنیکی و ضربات ایستگاهی. اما شخصیت او مرا شگفتزده کرد. او میخواهد در رختکن و زمین نقش اول را داشته باشد. برای من وجود چنین کسی که تشنه توپ و کمک به تیم است، حیاتی است. او یک مکمل بینقص است.
رایس نیز با همان اشتیاق درباره همتیمی اسپانیاییاش به TNT Sports گفت:
ما تازه تابستان او را جذب کردیم و معمولاً زمان میبرد تا چنین پیوندی شکل بگیرد، اما از همان اولین لحظات پیشفصل فهمیدم که قرار است فوتبال فوقالعادهای کنار هم بازی کنیم. او را به عنوان یک انسان و یک بازیکن قلباً دوست دارم. درک متقابل ما بینظیر است. همه ما وقتی توپ زیر پای اوست، با تمام وجود به او اعتماد داریم.
آرتتا خوششانس است که هر دو بازیکن از نظر بدنی بسیار مقاوم هستند. آنها به ندرت استراحت میکنند. زوبیمندی بیشترین دقایق بازی را در این فصل داشته و پس از او، رایس در رتبه سوم قرار دارد (یوریان تیمبر بین این دو قرار گرفته است).
آنها تلاشی حماسی از خود نشان میدهند و در ماراتن طاقتفرسای یک فصل ۱۰ ماهه، شانه به شانه هم پیش میروند. در این مقطع، آنها باید آرسنال را به خط پایان چهار جامی که برایشان میجنگند، برسانند. نکته تحسینبرانگیز این است که هر دو، ابعاد جدیدی به بازی خود اضافه کردهاند. رایس از یک بازیکن جنگنده، حالا به متخصص ضربات ایستگاهی با ارسالهای چشمنواز تبدیل شده است.
زوبیمندی نیز که در کودکی قهرمان شطرنج بوده، هوش استراتژیک خود را با گلزنی در مسابقات حساس پیوند زده است. با تداوم این روند، این بخش از ارکستر آرسنال که شاید بتوان نام گروهشان را روبیمندی (Rubimendi) گذاشت نقشی حیاتیتر از همیشه در موفقیت توپچیها ایفا خواهد کرد.
به قلم ایمی لارنس برای اتلتیک



