آخرین اخبار:
- داستان اعمالام داوود چیست؟
- اعمال امّداوود در روز پانزدهم ماه رجب و پایان اعتکاف
- نسخه جدید اپلیکیشن صندوق هنر در دسترس قرار گرفت
- طنین معنویت در ۱۲ هزار مسجد؛ روایتی از همایش ملی «شکوه ایمان» و حضور میلیونی معتکفان
- ابلاغ شیوهنامه انتشار و دسترسی به آمار و ارقام رسمی و ملی
- حضرت زینب کبری (س)؛ ابطال نظریه «زنِ خانهنشین» و ترسیم الگوی مدیریت سیاسی در بحران
- ببینید| مداحی حضرت زینب (س) / شور | صاحب مقامه زینب / کربلایی حسین طاهری
- اعمال روز پانزدهم ماه رجب مختصر
- روایت داستانی ۹ جنگ بزرگ ایران برای نوجوانان چاپ میشود
- نمایش برخط فیلمتئاتر «راز گنجور» همزمان با جشنواره ملی اسباببازی
کد خبر:۱۳۵۳۰۱۲
داستان اعمالام داوود چیست؟
امام صادق «علیه السلام» فرمود: ای مادر داوود ماه محترم رجب نزدیک است و در این ماه مبارک دعا مستجاب میگردد، همین که ماه رجب رسید، سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را، که ایام بیض و شبانه روز نورانی نام دارد، روزه بگیر، نزدیک ظهر پانزدهم غسل کن، هشت رکعت نماز با رکوع و سجود دقیق و حساب شده انجام بده.
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو،ام داوود مادر هم شیر و رضایی امام صادق «علیه السلام» است. داستان اعمال نیمه رجب و دعای معروف بهام داوود که شیخ صدوق، شیخ طوسی، علامه مجلسی و سید بن طاووس، آن را از نظر سند معتبر، واز نظرتاثیر برای رسیدن به حاجت، رفع گرفتاریها و برطرف شدن ظلم و ستم دیگران تجربه شده، شناختهاند بدین قرار است:
دعایام داوود
فاطمه، مادر داوود پسرزاده امام حسن مجتبی «علیه السلام» و مادر رضاعی امام صادق «علیه السلام» روایت کرده است: منصور داونیقی، لشکری به مدینه فرستاد، وبا محمدبن عبدالله بن حسن مثنی جنگید، اورا و برادر او ابراهیم را کشت، عبدالله محض پدر محمدو ابراهیم را با تعدادی از سادات حسنی دستگیر و اسیر کردند، و به بند و زنجیر کشیده بودند، و فرزند من داوود هم در میان آنها بود، که او را از مدینه به بغداد منتقل نمودند، و به سیاه چال زندان انداختند!
...
حادثه دستگیری و زندان بودن فرزندم، که از او اطلاعی نداشتم، و گاهی غم خبر مرگ او را به من میدادند، برایم بسیار تلخ و درد ناک بود و روزگارم با اشک و آه و گریه میگذشت، و حتی برای رفع مشکل خود، و اندوه جانکاهی که با آن دست به گریبان بودم، از اشخاص صالح و مومن در خواست میکردم، برای رفع ناراحتیم دعا کنند.
اما از دعای آنان هم نتیجهای نگرفتم، در حالی که از فرزند اسیر و زندانیم، هرروز خبر تلخ و درد ناکی دریافت میکردم. به هر حال روزگار من با سختی و تلخی دردناکی دست به گریبان بود و شب و روزی نداشتم، وبرای دیدار فرزندم، دنبال هر راه چارهای میگشتم، یک روز با خبر شدم امام صادق «علیه السلام» که با فرزندم داوود از من شیر خورده بود، بیمار شده است، به دیدن او شتافتم، از آن حضرت عیادت کردم، هنگامی که میخواستم از حضورش مرخص شوم، فرمود: از داوود، خبر تازهای نداری؟
با شنیدن نام داوود داغ من تازه شد، اشکم سرازیر گردیده، وبا آه درد آلودی گفتم: مولای من! فدایت شوم داوود کجاست؟ مدت زیادی است از او خبری ندارم، فرزندم در عراق زندان است ومن از دوری او و سرنوشت نامعلوم او سخت در عذاب و ناراحتی گرفتارم، از شما که برادر رضاعی او هستید، تقاضا میکنم برای نجات و آزادی او دعا کنید.
آری، امام صادق «علیه السلام» با مشاهده وضع نگران کننده من، فرمود: چرا تا کنون از دعای استفتاح غفلت کردهای؟ مگر نمیدانی که به وسیله این دعا، درهای آسمان گشوده میشود؟ و فرشتگان الهی دعا کننده را مژده اجابت میدهند، هیچ حاجتمند و دردمند و دعا کنندهای مایوس نمیشود، و خداوند هم پاداش این دعا را بهشت قرار داده است؟.
آری با شنیدن چنین مژدهای، که با خواندن آن دعا دریافت داشتم، از حضرت سوال کردم:ای مولای من! وای فرزند خاندان پاک و معصوم! آن دعا چیست؟ و آداب آن چگونه است؟
امام صادق «علیه السلام» فرمود:ای مادر داوود ماه محترم رجب نزدیک است و در این ماه مبارک دعا مستجاب میگردد، همین که ماه رجب رسید، سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را، که ایام بیض و شبانه روز نورانی نام دارد، روزه بگیر، نزدیک ظهر پانزدهم غسل کن، هشت رکعت نماز با رکوع و سجود دقیق و حساب شده انجام بده.
آن گاه حضرت دستور کامل اعمال و آداب دعای مخصوص را را به او تعلیم داد.ام داوود میگوید: من دستور آن حضرت را درباره آن دعا و اعمال به طور دقیق یادداشت کردم، و محضر او را ترک گفتم، تا این که ماه رجب فرا رسید، و دستورهای امام را برطبق آن چه فرموده بود، د رهمان روزها عملی کردم، شب شانزدهم از نیمه گذشته بود، پیغمبر «صل الله علیه و آله» و جمعی از فرشتگان و پیامبران و صالحانی را که برای آنها دعا و رحمت فرستاده بودم، در خواب دیدم، رسول خدا «صل الله علیه و آله» به من فرمود:ایام داوود این جماعتی را که مشاهده میکنی، شفیعان تو هستند.
برای تو دعا کردهاند و مژده میدهند که، حاجت تو برآورده شده است، خداوند تو را مشمول رحمت خود قرار داده، محفوظ میدارد، فرزند تو را هم حفظ میکند، و او را سالم به آغوش تو برمی گرداند.
آری، خواب خوش و لذت بخشی دیده بودم، پیامبر و اولیای الهی را در خواب ملاقات کرده بودم، آنان به من وعده آزادی فرزندم را دادند، همین که سیاهی شب از پهنه زمین دامن جمع کرد، و طلوع خورشید به چهره هستی نور طلائی پاشید، به خاطر وعده پیامبر و نور امیدی که در دل غم زدهام روشن گردیده بود، حال و حیات تازهای یافته بودم. ساعتها پس ازدیگری برروزگارم میگذشت و همچنان نور امید روزگارم را گرمتر میکرد، و از فاصله زمانی که پیغمبر به من مژده آمدن فرزندم را داده بود، به اندازهای که یک سوار تیز رو بتواند از عراق به مدینه آید، گذشته بود که ناگاه در خانه باز شد، و فرزندم به من وارد گردید.
آری، داوود زندانی و دور از وطن به آغوشم بازگشت، و آن گاه که از وضع روزگار و نحوه آزادی او جویا شدم، برایم توضیح داد: مادر! من در زندان بغداد بودم، دست و پایم را به بند کشیده بودند، در فشار بندهای آهنین و زندان تنگ و تاریک، روزگار تلخ و درد ناکی داشتم، اما همین که نیمه رجب گذشت، شب شانزدهم در خواب دیدم، بلندیها و ناهمواری های زمین برایم هموار شده، وترا که روی قطعه حصیری نشسته بودی ونماز میخواندی و برایم دعا میکردی واطراف ترا چند نفر گرفته و بادست و سر بسوی آسمان، در حال تسبیح وذکر خدا بودند، میتوانم ببینم. به هر حال، من آن صحنه را در خواب دیدم، و آن شخصیت نورانی را هم که فهمیدم جد ما رسول خداست مشاهده کردم، و به من هم فرمود:ای پسر پیر زن صالح! ناراحت نباش، خداوند دعای مادرت را در حق تو مستجاب گردانیده است.
همین که از خواب بیدار شدم، ماموران منصور دوانیقی به زندان آمدند، سراغ مرا گرفتند، همان شبانه مرا نزد او بردند.
او دستورداد غل و زنجیر از دست و گردنم باز کردند، مبلغ ده هزار دینار به من داد، مهربانی و شفقت کرد، ماموران او همان شبانه مرا به شتری سوار کردند، و به مدینه رسانیدند!
فاطمه، یعنیام داوود میگویند: آن گاه داوود را نزد امام صادق «علیه السلام» بردم، و آن حضرت برای فرزندم توضیح داد: علت آزادی تو از زندان این بود که، منصور دوانیقی علی «علیه السلام» را در خواب دیده بود، و آن حضرت فرموده بود: اگر فرزند مرا آزاد نکنی، ترا در آتش خواهم انداخت، منصور هم در حالی که لهیب آتش را نزد خود مشاهده میکرد، ناچار به آزادی تو اقدام کرد!
بعد از آزادی فرزند،ام داوود میگوید از امام صادق «علیه السلام» سوال کردمای مولای من! آیا این دعا را در غیر ماه رجب هم میتوان خواند؟ آن حضرت فرمود: اگر روز عرفه با جمعه هماهنگ شود، این دعا را میتوان خواند، و هر کس هم به این دعا اقدام کند پس از پایان خداوند او را مشمول غفران و آمرزش خود قرار میدهد. این بود سرگذشت فاطمه دختر عبدالله، معروف بهام داوود، و حدیثی که از امام صادق روایت کرده، و نتیجهای که از دعاو آموزش آن حضرت بدست آورده بود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
x
پیشنهادی باخبر
تبلیغات


