به گزارش خبرنگار مهر، مفهومی که در سالهای اخیر به یکی از کلیدواژههای اصلی در حوزه بازاریابی، تبلیغات و ارتباطات تبدیل شده و اکنون در این شماره، از منظر ادبیات و روایتپردازی مورد واکاوی قرار گرفته است. این شماره با رویکردی تحلیلی و کاربردی، به بررسی نسبت میان هنر داستانگویی، روانشناسی مخاطب و راهبردهای بازاریابی میپردازد و میکوشد نشان دهد چگونه میتوان از ظرفیتهای روایت برای ساختن هویت برند و ایجاد ارتباطی ماندگار با مخاطب بهره گرفت.
پرونده ویژه این شماره با این ایده محوری شکل گرفته است که «داستان، قلب تپنده برند است». بر همین اساس، نویسندگان و پژوهشگران این پرونده تلاش کردهاند نشان دهند هر برند، پیش از آنکه مجموعهای از محصولات یا خدمات باشد، حامل روایتی است که میتواند اعتماد ایجاد کند، تمایز بیافریند و مخاطب را به همراهی وادارد. در این نگاه، داستان برند صرفاً ابزاری تزئینی برای تبلیغات نیست، بلکه چارچوبی راهبردی برای تعریف هویت، ارزشها و مأموریت یک کسبوکار به شمار میرود.
در بخشهای مختلف این پرونده، شیوههای بهرهگیری از تکنیکهای روایتنویسی در متون تبلیغاتی، آگهیهای تلویزیونی، پادکستها و شبکههای اجتماعی بررسی شده است. تأکید اصلی مطالب بر این نکته است که روایت در فضای تجاری، تنها با هدف سرگرمی شکل نمیگیرد، بلکه کارکردی تأثیرگذار و اقناعی دارد. داستانی که بهدرستی طراحی و روایت شود، میتواند پیام فروش را به تجربهای انسانی و قابلهمذاتپنداری تبدیل کند و رابطهای عاطفی میان برند و مخاطب بسازد.
از جمله مطالب شاخص این پرونده میتوان به مقاله «عناصر روایت برند» نوشته الکس میکا اشاره کرد که در آن، ساختارهای بنیادین یک داستان موفق ـ از شخصیتپردازی و کشمکش گرفته تا نقطه اوج و فرجام ـ در بستر برندسازی تحلیل شده است. همچنین الکساندر گراول در مطلبی با عنوان «نمونههای تأثیرگذار از داستانسرایی برند»، به بررسی نمونههای موفق در سطح بینالمللی پرداخته و نشان داده است که چگونه برخی برندها با اتکا به روایتهای اصیل و منسجم، جایگاهی ماندگار در ذهن مخاطبان خود یافتهاند.
در ادامه، ساندرا پترووا در مقاله «چطور داستان برند بنویسیم» به ارائه راهکارهای عملی برای طراحی و تدوین روایت برند پرداخته است. این مطلب با زبانی آموزشی، مراحل شکلگیری یک داستان برند را از شناسایی ارزشهای محوری و مخاطب هدف تا انتخاب زاویه دید و لحن روایت تشریح میکند. مجموعه این مقالات، تصویری جامع از منطق و ساختار روایت برند ارائه میدهد و به خوانندگان کمک میکند تا طرح داستان یک برند را بهصورت هدفمند و حرفهای شکل دهند.
در همین راستا، محمدضیاء برهانی در یادداشتی با عنوان «هر برند یک کتاب قصه است» بر اهمیت روایت در هویتسازی تأکید کرده و برند را همچون کتابی دانسته است که هر فصل آن میتواند تجربهای تازه برای مخاطب رقم بزند. او معتقد است همانگونه که یک داستان موفق نیازمند انسجام، شخصیتپردازی دقیق و جهانبینی روشن است، برند نیز برای ماندگاری در ذهن مخاطب، به روایتی منسجم و باورپذیر نیاز دارد.
شماره ۱۴۶ «داستان» در کنار این پرونده تخصصی، همچنان به مأموریت اصلی خود در حوزه ادبیات داستانی وفادار مانده و مجموعهای از داستانها و آثار ادبی متنوع را در اختیار مخاطبان قرار داده است. در این شماره، داستانهایی از نسرین اسدی، سعید امیری چیمه، پروانه قهسارهزاده مهابادی و دیگر نویسندگان منتشر شده که هر یک با نگاهی متفاوت به تجربههای انسانی، جهان داستانی ویژهای را پیش روی خوانندگان میگشایند.
همچنین بریدهای از رمان «چند قطره خون» نوشته محمدرضا شریبانی در این شماره به چاپ رسیده است. این اثر که روایتی داستانی با حالوهوای خاص خود دارد، بخشی از فضای رمان را در اختیار مخاطبان قرار میدهد و آنان را با جهان روایی نویسنده آشنا میکند. افزون بر این، گفتوگو و بخشی از رمان منتشرنشده کامران پارسینژاد با عنوان «از ویرگول که میگذرم» نیز در این شماره منتشر شده که فرصتی برای آشنایی با روند شکلگیری و دغدغههای فکری این نویسنده فراهم میآورد.
بخش «کتاب و داستان» این شماره نیز شامل دو یادداشت با عنوانهای «هر برند یک کتاب قصه است» نوشته محمدضیاء برهانی و «مشتری قهرمان است» از زهرا اخلاقی است. در یادداشت دوم، با تأکید بر جایگاه مخاطب در روایت برند، مشتری نه بهعنوان مصرفکننده صرف، بلکه بهعنوان قهرمان داستان معرفی میشود؛ رویکردی که با نظریههای نوین بازاریابی همخوانی دارد و بر نقش فعال مخاطب در شکلگیری تجربه برند تأکید میکند.
در بخش «داستان و داستان»، آثار متعددی منتشر شده است؛ از جمله «پنج قطره خون یا بازار به روایت حافظ» نوشته امیرحسین شربیانی، «آن شب در قطار» اثر نسرین اسدی، «از ویرگول که میگذرم» نوشته کامران پارسینژاد، «جوزقند» اثر سعید امیریچیمه، «عرض تسلیت» از پروانه قهسارهزاده مهابادی، «کافه» نوشته امیرحسین قربانی، «تیربند» اثر یلدا یزدانی، «بازنشستگی آقا رضا صحافزاده» نوشته علی چنگیزی و «اردکهای بانک مرکزی» اثر مریم عربی. تنوع موضوعی و سبکی این آثار، تصویری چندصدایی از ادبیات داستانی معاصر ارائه میدهد.
شماره ۱۴۶ مجله «داستان» را میتوان تلاشی برای پیوند میان جهان ادبیات و عرصه کسبوکار دانست؛ تلاشی که میکوشد نشان دهد روایت، نهتنها در خلق آثار ادبی، بلکه در ساختن برندها و شکلدهی به تجربههای اقتصادی نیز نقشی تعیینکننده دارد. این شماره با گردآوری مقالات تحلیلی، یادداشتهای تخصصی و داستانهای ادبی، مجموعهای خواندنی برای علاقهمندان به ادبیات، بازاریابی و روایتپردازی فراهم آورده و بار دیگر بر اهمیت قصه در زیست فردی و اجتماعی تأکید کرده است.


