جزئیات قتل هولناک ملیکا از زبان پدرش/ قاتل را در ملأعام اعدام کنید
پدر ملیکا گفت: دخترم در مسیر پی برده بود راننده در مسیر اصلی به سمت قرچک نمیرود و به اعتراض او هم توجهی نمیکند. او به دوستش زنگ میزند و حتی برایش لوکیشن میفرستد و میگوید راننده رفتارهای عجیبی دارد. دوستش در تماس دوباره با دخترم صدای مشاجره او و راننده را میشنود.
پدر دختر ۲۳ سالهای که اخیرا همانند الهه حسیننژاد توسط راننده مسافربر یک خودرو به قتل رسیده است، جزئیات ربودن، ناپدید شدن و به قتل رسیدن دخترش را تشریح کرد.
به گزارش جام جم، ملیکا ۲۳ساله عصر هفتم بهمن امسال از متروی جوانمرد قصاب خارج و با سوار شدن به پرایدی راهی خانهشان در قرچک شد، اما راننده ۳۸ساله تغییر مسیر داد و با ربودن دختر جوان، او را به قتل رساند و اموالش را سرقت کرد. جسد او چند روز بعد کنار کانال آب در حوالی جاده حسنآباد فشافویه کشف شد.
قاتل بعد از ۱۳ روز فرار بازداشت شد، اما منکر قتل بود. متهم که ۳ فرزند دارد، با همسرش درگیری و اختلاف داشت.
او در تحقیقات مدعی بود دختر جوان را اشتباهی سوار کرده، اما بعد از مشاجره او را پیاده کرده کرده و از سرنوشت آن دختر خبری ندارد، اما آثار خون داخل خودرویش و دیگر شواهد موجود در پرونده نشان از قاتل بودن او دارد.
مأموران در بررسی سوابق کیفری متهم پی بردند او دارای سوابقی در زمینه سرقت است. پلیس که احتمال میداد او مرتکب سرقت از زنان و دختران مسافر دیگری هم شده باشد، تحقیقات از وی را ادامه داد.
بیش از ۲ هفته است که ملیکای ۲۳ساله در خاک سرد آرمیده و والدین، ۲ برادر و تنها خواهرش داغ سنگینی بر دلشان مانده است.
پدر داغدیده او در این باره گفت: «ملیکا فرزندم چهارم و آخرین فرزندم بود. او گرافیست و درگیر پایاننامهاش بود. چند ماهی بود که به عنوان طراح و گرافیست در یک شرکت مواد غذایی در حوالی میدان آرژانتین تهران کار میکرد. بیشتر مواقع خودم او را به خانه میبردم و گاهی نیز خودش میآمد.
روز حادثه با مترو در ایستگاه جوانمرد قصاب پیاده شد. مسیر خانه ما طوری است که اتوبوس و تاکسی از ساعت ۱۸ عصر به بعد دیگر خدمات ندارد و مردم برای بازگشت مجبور به استفاده از خودروهای شخصی هستند. بارها مردم شهرمان به مسئولان گفته بودند که زمان حضور اتوبوس و تاکسی و سرویسدهی را بیشتر کنند، اما این موضوع تاکنون به نتیجه نرسیده است. دخترم آن روز مجبور شده بود سوار خودروی شخصی شود.
ملیکا در مسیر پی برده بود راننده در مسیر اصلی به سمت قرچک نمیرود و به اعتراض او هم توجهی نمیکند. او به دوستش زنگ میزند و حتی برایش لوکیشن میفرستد و میگوید راننده رفتارهای عجیبی دارد. او سپس سعی میکند خودرو را متوقف کند و پیاده شود. دوستش در تماس دوباره با دخترم صدای مشاجره او و راننده را میشنود و بعد دیگر تلفن را جواب نمیدهد. او سپس تلفنی موضوع را به ما اطلاع داد. چند مرتبه به تلفن دخترم زنگ زدم، اما جواب نداد و بعد گوشیاش خاموش شد.
خودم را به اداره پلیس شهرستان ری رساندم. ماجرا را اطلاع دادم و برای نجات دخترم کمک خواستم. بعد همراه مأموران، نیروهای بسیج و بقیه اعضای خانوادهام جستوجوها را شروع کردیم. ۲ لوکیشن آخر را که دخترم با گوشیاش ارسال کرده بود بررسی کردیم که یکی سمت یک روستا در اطراف شهرری بود و دیگری لوکیشن سمت قوچ حصار را نشان میداد.
تا صبح آنجا را جستوجو کردیم، اما دخترم پیدا نشد. بعد هم پلیس تهران در جریان قرار گرفت و تحقیقات را ادامه دادند. تصور کردیم شاید راننده اموال دخترم را سرقت کرده و او را در جایی رها میکند. امید داشتیم او زنده باشد تا اینکه روز سوم دایی ملیکا به من زنگ زد و گفت در کانال آب حوالی جاده حسنآباد فشافویه یکی از اهالی روستا جسدی را یافته و به پلیس اطلاع داده و جسد در پزشکی قانونی است.
چون مقتول جثه ریزی دارد پلیس گمان برده بود مقتول یک نوجوان است. پس پروندههای نوجوانان گمشده را بررسی کرده بودند و سپس با استعلام از پلیس تهران پی بردند دختری ۲۳ساله گم شده است. به پزشکی قانونی رفتیم و دخترم را شناسایی کردم.
به ما گفتند بر اثر خفگی به قتل رسیده است. آثار خراش با کاتر هم زیر گلویش مشخص بود. گویی قاتل قبل از جنایت با کاتر او را تهدید و زخمی کرده بود. قاتل کیف دخترم را شامل کارتهای بانکی، گوشی و مدارک او به همراه زنجیر طلای دور گردنش را به سرقت برده بود. هنوز قاتل را ندیدهام. ما از مرجع قضایی میخواهیم قاتل زودتر مجازات و حکمش در ملأعام اجرا شود تا والدین دیگر داغدار فرزندشان نشوند.»


