واپسین بدرود فرزند ایران

در مراسم تشییع این چهره فرهنگی، سید محمدکاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، گفت: «امروز برای فرهنگ و تمدن ایران‌زمین روزی غم‌انگیز و اندوه‌بار است؛ ایران یکی از فرزندان دانشمند و دلبسته فرهنگ خود را از دست داد و ما اینک به سوگ او نشسته‌ایم. مرد بزرگی که همه عمر، کوشش خود را برای شناخت ایران باستان به کار برد و از دیرباز کوشید صلاحیت‌های علمی را برای شناخت ایران باستان بنابر کهن‌ترین متون و نقوش و کتیبه‌ها و گل‌نوشته‌های برجای‌مانده از سده‌های بسیار دور گرد آورد و دستاوردهای علمی خود در جهان علم و به عشق هم‌میهنان گرامی عرضه بدارد.»

علی بلوکباشی، پژوهشگر و مردم‌شناس، نیز در این مراسم با تسلیت به داغداران کشته‌شدگان دی‌ماه ۱۴۰۴ بیتِ «در دلم بود که بی‌دوست نباشم هرگز / چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود» را خواند و گفت: «آشنایی من با شادروان دکتر ارفعی به حدود ۶۰ سال پیش باز می‌گردد، سال‌های ۳۹ یا ۴۰. زمانی که دوره لیسانس ادبیات و زبان فارسی را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران می‌گذراندم. نخستین دیدار ما بسیار گرم و دلنشین بود. این دیدار، یک دوستی پایدار را میان ما رقم زد و دیدارهایمان همیشه با «درود و بدرود»‌های این عزیز از‌دست‌رفته همراه بود.»

او افزود: «دکتر ارفعی عشقی بی‌کران به زبان و فرهنگ ایران باستان، و تعلق خاطر و مهری فراوان به استادان روانشاد استاد ابراهیم پورداود و استاد پرویز ناتل خانلری داشت. سرانجام نیز همین عشق، او را برای دانش‌اندوزی در این قلمرو، روانه آمریکا کرد. ارفعی به تشویق استاد دکتر خانلری در سال ۱۳۴۴ در موسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو به تحصیل زبان‌های عیلامی (ایلامی) و اکدی مشغول شد. پس از پایان تحصیلات و بازگشت به ایران، در فرهنگستان زبان و ادب فارسی که زیر نظر دکتر خانلری بود به پژوهش پرداخت، اما حضور او در این نهاد دیری نپایید.»

بلوکباشی گفت: «در آن سال‌ها که تب داغ انقلابیگری فضای جامعه را فرا گرفته بود، دکتر خانلری و یکی دو سال بعد، دکتر ارفعی را از کار برکنار کردند، و ناروایی‌هایی بر وجود و روح ظریف این دو استاد دانشمند روا داشتند. دکتر ارفعی گامی بزرگ در آشنا کردن ایرانیان با تاریخ فرهنگ و تمدن ایران باستان و سهم بزرگ و ارزشمندی در عرصه آگاهی ملت ایران از نیاکان خود داشته است. او با زدودن گرد و غبار تاریخ از چهره گِل‌نبشته‌های به‌دست‌آمده از بارو و خزانه تخت جمشید، و رمزگشایی و خوانش چند هزار گِل‌نبشته در میان حدود ۳۰هزار گل‌نبشته، که ارنست هرتسفلد، باستان‌شناس آلمانی آنها را در کاوش در تخت جمشید در سال‌های ۱۳۱۵- ۱۳۱۲ خورشیدی یافته بود، و نشر خوانده‌های خود، دری به سوی فرهنگ اقتصادی و نظام اداری و مالی دربار پادشاهان هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ پیش از میلاد)، در برابر دیدگان ما گشود. او همراه دانشمندان دیگر، به ویژه ریچارد هلک استادش، چگونگی کارکرد نظام اجتماعی- اقتصادی سازمان کار و وضعیت معیشتی کارگران در کارگاه‌های دوره پادشاهی داریوش، خشایارشا و اردشیر یکم را برای شیفتگان فرهنگ و تمدن جهان باستان روشن کردند و دریچه‌ای به سپیده‌دم تاریخ تمدن بشری گشودند و عرصه دانسته‌های تاریخی ـ اجتماعی و فرهنگی جهانیان را درباره فرهنگ تمدن ایرانی گسترش دادند.»

بلوکباشی گفت: «امروز در سرزمین ایران، ما گواه پرتو کرامات دیداریِ دانش شادروان ارفعی بر بخش تاریکی از تاریخ فرهنگی ایران باستان هستیم. وجود پر‌برکت این استاد زبان‌های عیلامی و آثار بازمانده از پژوهش‌های او موجب سرافرازی سرزمین ایران در جامعه علمی جهان و افتخار هر ایرانی با داشتن چنین هویت فرهنگی درخشان کهنی است.»

 دکتر ژاله آموزگار، پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های باستانی و اسطوره‌شناس، نیز در سخنانی گفت: «همه ما امروز صاحب مجلس فرزند ایران هستیم که به وجودش افتخار می‌کنیم. خوش به حال ما که هم‌زمان و هم‌دوره مردی بودیم که تمام وجودش عشق به ایران بود؛ فرزند واقعی ایران. بهتر آن است که خوشحال باشیم، غم برای کسی است که زندگی‌اش هدر رفته باشد. کسی که یک عمر خدمت کرده است، بودن و نبودنش برای همه ما افتخار است.»

 او درحالی‌که سخنانش با تشویق حاضران همراه شد، ادامه داد: «خاک نماد است و به ایران تبریک می‌گویم که فرزندش را در حافظیه در آغوش خواهد گرفت. دکتر ارفعی نمرده است. او نمی‌میرد، مردن وقتی اتفاق می‌افتد که هیچ باشید. دکتر ارفعی ماندنی است.»

 آموزگار گفت: «دکتر ارفعی زندگی آسانی نداشت و پستی و بلندی‌های زیادی را از سر گذراند، اما برای انتفاع مالی کار نکرد. او ساخت و ساخت و ساخت و ما اکنون سوگوار و در‌عین‌حال مفتخر او هستیم. خوش به حال ما که چنین اشخاصی را در کنار خود داشتیم. دکتر ارفعی، عزیز تو بزرگ بودی و بزرگوارانه زندگی کردی و در برابر مشکلات سر خم نکردی.»

 جبرئیل نوکنده، رئیس کل موزه ملی ایران، نیز در این مراسم گفت: «نام این استاد بزرگ در حافظه تاریخ جهان باستان زنده خواهد ماند؛ چراکه او به دوره‌ای اشراف داشت که ریشه‌های فرهنگ ایرانی در آن نهفته است؛ دوره عیلام، دوره‌ای که سنگ‌بنای شکل‌گیری امپراتوری هخامنشی شد و افق تازه‌ای به جهان ایرانی بخشید. بی‌تردید تاریخ جهان بدون مطالعه تاریخ هخامنشی ناقص است و این مطالعه نیز بدون بهره‌گیری از داده‌های گل‌نبشته‌های هخامنشی کامل نخواهد بود؛ داده‌هایی که نام عبدالمجید ارفعی با آنها پیوندی ناگسستنی یافته است.»

شهاب‌الدین ارفعی، برادر عبدالمجید ارفعی، به نمایندگی از خانواده به اهمیت دوستی‌های پایدار و طولانی‌مدت اشاره کرد. او گفت که بسیاری از همکلاسی‌های دبیرستان ارفعی هنوز در مراسم حاضر هستند و این دوستی‌ها حداقل ۷۰ سال ادامه یافته است، نکته‌ای که امروز کمتر شاهد آن هستیم.

پس از سخنرانی‌ها سیدمصطفی محقق داماد بر پیکر عبدالمجید ارفعی نماز خواند تا بدرقه شیراز شود. قرار است پیکر این چهره فرهنگی فردا یکشنبه دهم اسفندماه ۱۴۰۴ در محوطه آرامگاه حافظ به خاک سپرده شود.