همشهری آنلاین- علیالله سلیمی: دانشآموزان بسیاری در دوران دفاع مقدس با حضور اثرگذار خود در مناطق عملیاتی، حماسههای بینظیری را در برگبرگ کتاب دفاع مقدس رقم زدند که حسین حاجی زادگان بیدگلی، از محصلان مدرسهای در آران و بیدگل یکی از این حماسهآفرینان بود. حسین متولد روز اول ماه فروردین سال ۱۳۵۰ در محله دره سرلک بیدگل بود. او تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه میرعماد (شهید صالحی) به پایان رساند و تحصیلات راهنمایی را سال اول و سال دوم را در مدرسه راهنمایی امیر المؤمنین تا نیمه سال ادامه داد. او در سن چهارده سالگی به مناطق عملیاتی اعزام شد و بعد از یک هفته حضور در جبهه در عملیات والفجر ۸ سال ۱۳۶۷ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
- دومین شهید خانواده حاجیزادگان بیدگلی
حسین دومین شهید خانواده حاجی زادگان بیدگلی، بعد از شهادت برادرش مهدی در عملیات کربلای ۵، با توجه به سن پایین و علیرغم مخالفت های بسیار موفق شد در جبهه حضور یابد و بعد از آموزش به جبهه اعزام شد. هشت روز از ورودش به لشکر ۸ نجف اشرف در پادگان انبیا شوشتر گذشته بود که گردان علی بنابیطالب (ع) به فرماندهی سردار شهید علی آقا اربابی عازم منطقه فاو شد. گردان مردانه جنگید و دفاع کرد، ولی همه شرایط به نفع عراقی ها بود و نیروها مجبور به عقب نشینی از فاو شدند. پیکر تعدادی از شهدای گردان از جمله شهید حسین حاجی زادگان در منطقه عملیاتی ماند.
- شناسایی پیکر شهید بعد از ۳۳ سال
سال ۹۳ پیکر تعدادی از شهدا تفحص و با عنوان شهید گمنام در شهرهای مختلف به خاک سپرده شد که پیکر شهید حسین و دو شهید دیگر در مزار شهدای گمنام شهرهندیجان استان خوزستان دفن شد. سرانجام بعد از ۳۳ سال بی خبری و بعد از هفت سال از دفن شهید در هندیجان به عنوان شهید گمنام، با آزمایشات دی ان ای، پیکر حسین حاجی زادگان شناسایی شد.
- زندگی شهید حاجی زادگان در کتاب«مهاجر هندیجان»
بر اساس ماجراهای زندگی شهید حسین حاجی زادگان بیدگلی، کتاب «مهاجر هندیجان» بهقلم عباس رئیسی بیدگلی تالیف و این اثر به تازگی از سوی انتشارات شهید کاظمی چاپ و منتشر شده است. این کتاب زندگینامه شهید حاجیزادگان، بهویژه روایت سالها چشمانتظاری این خانواده برای پسر کوچکشان حسین است که پیکرش بعد از سالها شناسایی و به خانواده اطلاع داده شده است. نکته قابل توجه این اثر آن است که خود شهید راوی زندگی خودش است.
- دوازده فصل روایت و اسناد
کتاب از دوازده فصل تشکیل شده که در تا ده فصل به زندگی و حضور مداوم شهید حسین حاجیزادگان پرداخته میشود و در فصل یازده و دوازده، شاهد وصیتنامهها و اسناد و تصاویر هستیم. در بخشی از کتاب «مهاجر هندیجان» میخوانیم: «دو ساعت بعد از شهادتم علیرضا کبوتری و داودرزاقی بالای سرم رسیدند. وقتی با پیکر غرق به خونم روبر شدند، خیلی متأثر شدند. چون تیربارچی دشمن، آنقدر فشنگ بر سر و صورت و شکم من زده بود که فانسقه دورِ کرم پارهپاره و خشاب اسلحهام سوراخ سوراخ شده بود...»